•                  
چهارشنبه , ۱۵ اردیبهشت , ۱۴۰۰
پنج‌شنبه, می 6

بررسی دموکراسی در مورد دگراندیشان مذهبی در ایران

0
228

hhe2482واژه دموکراسی در معنی میتواند رابطه بسیار عمیقی با مقوله حقوق بشر و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن داشته باشد پس بنده در توضیح واژه دموکراسی به تفسیر حقوق بشر و میثاقها هم اشاره خواهم کرد . هنوزهم بخش جدی از مردم دنیا به ایدئولوژی ها و روایتهای بزرگ از خلقت و انسان باور دارند. باور مذهب گونه به ایدئولوژهائی چون کاپیتالیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم و فمینیسم برای انسانها چهارچوبهای فکری ایجاد می کنند که ظرفیت پذیرش نظریات دیگران و یا نظریات جدید را تقریبا غیر ممکن میکند . آزادی یعنی داشتن حق اندیشه بیان و عمل آزاد آنگونه که فرد می خواهد. وضعیتی که در آن افراد از فشار حبس و یا فشار روحی رها باشند . آزادی می تواند منفی باشد بدلیل نبود قوانین و می تواند مثبت باشد بدلیل وجود قوانینی که امکان استفاده از ازادی افراد را فراهم می کند. مثل قوانین حقوق بشر.حقوق بشر عالی ترین دستاورد حقوقی تمدن بشری است و دموکراسی عالی ترین، عادلانه ترین، کاراترین و پایدارترین نوع حکومتی است که بشر ابداع کرده است. اگر عزیزانی که این صحبت را گوش میدهند یا آن را بعدها میخوانند در ایران زندگی می کنند می دانند که جمهوری اسلامی آنها را با نفرت از حقوق بشر و دموکراسی تربیت کرده است و لازم است که با دیده ی خرد و بی طرفانه این دو مقوله را بخوانند و سپس قضاوت کنید. بدون شک اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بزرگ ترین شاهکار حقوقی و اخلاقی تمدن بشری است چون شکلگیری اعلامیه جهانی حقوق بشر در اثر نبود دموکراسی و جنگ بوده .از همین رو هست که این اعلامیه را با هیچ چیز دیگری نمی توان برابر دانست. اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بیانگر به رسمیت شناخته شدن همه ی انسانها از هر نژاد و جنس و مذهب و با هر سطح اقتصادی به عنوان انسان با کرامت و ارزشمند است. اعلامیه ی جهانی حقوق بشر بیانگر آزادی ها و حقوق اساسی این انسان های مساوی و با کرامت است و این اعلامیه متضمن احترام و قبول اخلاق متعالی انسانی است. بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ولی پس از پایان جنگ هشت ساله در ایران عده ای از روشنفکران مذهبی نسبت به بنیادها و رویه های فکری و سیاسی حکومت رویکردی انتقادی اتخاذ کردند و به این باور رسیدند که باید بازبینی بنیادی در اصول و پایه های فکري و سیاسی آن صورت پذیرد. از این روشنفکران میتوان به عنوان نواندیشان پسا اسلامگرا یاد کرد. مهمترین نکته ای که در اندیشه این گروه از نواندیشان ضروري می نمود تبیین رابطه بین دموکراسی و یک حکومت دینی بود. از آنجایی که دموکراسی مبتنی بر بنیادهاي هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه است پس میتوان دریافت تاثیر بسیار زیادی بر صلح و نزدیک تر کردن افراد با عقاید گوناگون مذهبی به هم دیگر دارد . در اصل موضوع و در حقیقت دموکراسی یک نقشه راهی است برای از میان برداشتن نفاق و چند دستگی که همه افراد را با احترام متقابل به یکدیگر و عقاید یکدیگر و دیگران دعوت میکند . اما در بررسی شرایط دموکراسی در مورد دگر اندیشان مذهبی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ و با روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی که یک حکومت ایدولوژیک میباشد طبیعتا شرایط فرق میکند چرا که پایه گذار و حکومت جمهوری اسلامی فردی بود با نگاهی تند مذهبی که مبنا عمل خود را احکام شریعت اسلامی پایه ریزی کرده بود و بر مبنای آن یک سری تفکرات مذهبی را نیز در ساختار حکومت جمهوری اسلامی تدوین نمود و در این بین اقلیت و اکثریت دگر اندیش نیز شکل گرفت و این یک امر عادی است که انسان موجودی است که برای نظرات شخصی خود حد اقل در بسیاری از موارد تلاش بسیار میکند . نوع نگاهی که حکومت جمهوری اسلامی با توجه به ایدولوژیک بودن خود در مقابل دگراندیشان مذهبی دارد را میتوان با نگاه فردی به نام آدولف هیتلر مقایسه کرد چرا که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بسیاری از شهروندان ایران که از پیروان سایر ادیان و مذاهب دیگر در ایران بودند نیز مورد حمله این حکومت قرار گرفته و جان خود را از دست داده اند که در این بین میتوان به اعدامهای گسترده شهروندان بهائی در اوایل انقلاب که از آنها با عنوان قتلهای زنجیره ای یاد میشود میتوان نام برد و یا قتل عام کشیشان ارمنی در ایران و یا سرکوبهای گسترده نحله های فکری که در این بین میتوان به صدور احکام زندان برای پیروان آقای محمدعلی طاهری اشاره کرد و یا حتی هم خود آقای محمد علی طاهری میتوان نام برد . اگر ما بخواهیم موارد نقض حقوق و نوع برخورد حکومت جمهوری اسلامی با دگر اندیشان مذهبی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم موارد بسیار زیادی را میتوانیم نام ببریم ولی بنده به صورت مختصر به آنها اشاره نمودم و سعی بنده بر این است در ادامه بحث با توضیحات موارد دیگر را بیان نمایم . نوع قوانین حاکم بر ایران به شکلی است که دگر اندیشان مذهبی در آن جایگاهی ندارند و از هیچ گونه حقوق شهروندی برخوردار نمیباشند . چرا که همانطور که در اول بحث گفتم شکل گیری حکومت جمهوری اسلامی با توجه به تفکرات یک فرد تک سو گرا یا بهتر است بگویم یک فرد با تفکرات رادیکال شکل گرفت و نوع قوانین حاکم بر ایران هنوز مصداق مثال در بر همان پاشنه اول میچرخد میباشد . با توجه به معنی دموکراسی که میتوان از آن با عنوان برابری یاد کرد به وضوح میتوان در ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر الخصوص در ماده یک که اشاره بر این نکته دارد که تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر عادلانه و برادرانه رفتار کنند. یا حتی در ماده دو از اعلامیه جهانی حقوق بشر که اشاره بر این نکته دارد که همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، وضعیت دارایی محل تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این اعلامیه اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد را میتوان در نظر گرفت . دموکراسی یعنی برابری ولی در ایران دگر اندیشان مذهبی زیر شدیدترین فشارهای امنیتی بسر میبرند . از تمام جهات میتوان این نوع فشارها را در نظر گرفت حتا دگر اندیشان مذهبی که میتوان از آنها با عنوان پیروان سایر ادیان نام برد در انجام مناسک مذهبی خود آزادی ندارند همان نکته ی که در ماده ۱۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن اشاره مستقیم شده است البته در ماده ۱۹ هم به این موارد اشاره شده منتها در ماده ۱۹ بر اصل آزادی بیان خیلی تاکید شده ولی میتوان ماده ۱۹ را هم مد نظر قرار داد . بسیاری از شهروندان ایران از نوع برخوردهای فرا قانونی حکومت جمهوری اسلامی با آنها شکفه دارند . زیرا وقتی یک حکومت تبلیغ کننده یک نوع از ایدولوژی میباشد دیگر تفکرات در حواشی آن حکومت جایگاهی ندارند . وقتی در ایران شهروندان بهائی حق شهروندی ندارند در انجام مناسک مذهبی خود آزادی ندارند محل کسب آنها در تعطیلی های مذهبی بهائی پلمپ میشود ، یا شهروندان اهل سنت با تخریب و تعطیلی مساجد خود روبرو میشودند و یا نوکیشان مسیحی نمیتوانند برای انجام مناسک مذهبی خود آزادی عمل داشته باشند و نمیتوانند عقاید خود را آزادانه در جامعه ابراز کنند و کلیساها از پذیرش افرادی که از آنها با عنوان مسیحیان تبشیری یاد میشود سرباز میزنند یا دراویش گنابادی نمیتواند در انجام مناسک درویشی آزاد باشند و اخیرا هم از ادامه سفر بزرگان دراویش در استان اردبیل توسط نیروهای امنیتی ممانعت به عمل آمد همه و همه عمق فاجعه را نشاند میدهد و بیانگر آن است که در ایران با وجود یک حکومت غیر دموکرات شهروندان و دگر اندیشان مذهبی و سیاسی هیچ جایگاهی جز زندان و بازداشت و حبس و سرکوب ندارند . در اصل کلام میتوان گفت اگر فشارهای سازمانهای بین المللی مثل سازمان ملل متحد نبود حکومت جمهوری اسلامی اقدام به برپائی اعدام های دسته جمعی دگر اندیشان میکرد چرا که از نظر این حکومت تفکر فقط تفکرات روح الله خمینی و تفکرات علی خامنه ای . هر نوع تفکر و نگارش فکری که مغایر با اصول ذکر شده و بر ضد تفکرات این دو فرد باشد محکوم به سرکوب و در نطفه خفه میشود . ژان ژاک روسو میگه شخص مستقل را کسی نمی تواند نمایندگی کند درست بدلیل استقلالش نمایندگان مردم نمی توانند بطور کامل مردم را نمایندگی کنند بلکه کارگزاران مردم هستند و در نهایت نمی توانند تصمیمی بگیرند که منطبق با تمامی خواست های مردم باشد. هر قانونی که مردم شخصن تائید نکنند بی ارزش است. عزیزان همه ما به خوبی میدانیم که دموکراسی و یا بهتر است بگویم برابری میتواند زمینه بسیاری از جنگها را در جهان ریشه کن کند به عنوان فعال حقوق بشر باید بدانیم که چگونه میتوان به دموکراسی در ایران دست یافت . بله با آگاهی رسانی به ذهنهای بسته شهروندان ایران و افشاگری از ظلم و خفقانی که بر جامعه ایران است میتوان فهمید که شهروندان ایران بیش از پیش نیاز به آگاهی دارند چرا که بسیاری با توجه به سرکوبهای شدید امنیتی در نا آگاهی کامل به سر میبرند و همه دنیا را تا خیابان و یا مرزهای ایران میدانند . چرا که بنده معتقدم اگر دورنمای سیاسی یک کشور به شکلی باشد که رهبران پاسخگوی اعتراضات شهروندان خود باشند ، دین از سیاست جدا باشد . و دستگاه قضایی کشور به صورت مستقل عمل کند و زیر نظر هیچ فردی کسب نظر نکند و تمام مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر در آن اجراء شود آن موقع است که میتوان به آینده و پیشرفت و دموکراسی در ایران امیدوار بود و دگر اندیشان مذهبی با هر نوع تفکر (( تفکری که آسیب زننده به امنیت و آرامش زندگی دیگر شهروندان نباشد )) میتوانند آزادانه در کشور خود زندگی کنند .

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: