•                  
شنبه , ۰۹ اسفند , ۱۳۹۹
یکشنبه, فوریه 28

بررسی ماده ۲۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نحوه اجرائی آن

0
279

images.jpgدر آغاز نگاهی داریم به متن ماده ۲۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر تا بتوانیم به طور کامل در مورد تشریح موضوع مورد بحث بررسی کاملی داشته باشیم . با استناد به ماده ۲۸ از اعلامیه جهانی حقوق بشر : هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین‌المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و اجراء گردد. این ماده به طور کامل و واضح توضیح میدهد که با استناد به ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر همه شهروندان ایران و دیگر کشورها البته با توجه به این که موضوع متمرکز ما بر روی مسائل حقوق بشر و نقض ان در ایران میباشد به طور خاص شهروندان ایران باید از جانب جمهوری اسلامی تامین امنیتی ، جانی ، مالی ، و خلاصه در همه امور بتوانند آن طور که شایسته یک انسان هست در ایران زندگی کنند . ولی متاسفانه با توجه به اینکه حکومت جمهوری اسلامی در ظاهر در مجامع بین الملی اعلام میکند که به ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر احترام میگذارد ولی در عمل چیز دیگری را همه ما شاهد هستیم که از جمله میتوان به این نکته اشاره کرد که حکومت جمهوری اسلامی با چند کشور اسلامی دیگر اعلامیه ای با استناد به احکام شریعت اسلامی تنظیم نمودند و از آن با عنوان حقوق بشر اسلامی یاد میکنند چون سران قوه قضایه در ایران در ذات قضیه احترامی به اجرای مواد اعلامیه حقوق بشر قائل نیستند که در این بین میتوانیم به این نکته اشاره کنیم که نسل جوان به واسطه اجرای مو به مو اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران دیگر متمایل به خروج از کشور و مهاجرت از کشور نیست و یا خانواده ها تمایل به این دارند که فرزندان بیشتری داشته باشند . ولی در عمل وقتی در ایران آمار بیکاری سر به فلک میکشد فساد ، رانت خواری ، نبود مدیران کار آزموده و تحصیل کرده به معنای واقعی کلمه در صدر اقتصاد و مدیریت منابع کشور چیزی جز آنچه امروز ما شاهد آن هستیم را نمیتوانیم متصور باشیم . نکته جالب اینجاست که چندی پیش علی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی در یک طرح کشوری اعلام کرده بود که باید در کشور سیاست افزایش جمعیت نیز انجام گیرد ولی ایشان با توجه به مسائل و مشکلات اقتصادی عظیم در کشور از چه زاویه و با چه استدلالی این فتفا را صادر کرده است باید از خود ایشان پرسید . در قسمتی ما نگاهی داریم به موردی از نقض سریح و سیستماتیک حقوق بشر در ایران . در ایران زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار نیستند وقتی در کشوری حکومت آن کشور در مجلس خود رای به ازدواج پدرخوانده با فرزند میدهد آیا میتوان به سلامت و صحت برقرآری عدالت در آن کشور امیدوار بود ؟ یا محیط زیست کشور در معرض نابودی قرار دارد رودهایی مثل زاینده رود ، و هیرمند به کلی نابود شدند ، بسیاری از استانها مثل استان سیستان و بلوچستان و یا استان خوزستان با مشکل رزگردها دست و پنجه نرم میکنند و شهروندان این استانها دچار بیماریهای تنفسی و ریوی شدند و یا حتی آب آشامیدنی سالم در اختیار ندارند . نظام آموزشی کشور با مشکلات عدیده ای رو برو است معلمان که تعلیم دهندگان کودکان هستند از نظر حقوق و تامین اجتماعی در شرایط خوبی نیستند . و یا در بسیاری از استانها مثل استان سیستان و بلوچستان و یا حتی اطراف تهران که میتوان به مدارس روستائی اشاره کرد دانش آموزان از یک محیط آموزشی مناسب با شرایط استاندارد برخوردار نیستند . آیا در اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره بر تامین اجتماع افراد نشده ؟ ولی در ایران یک جوان بعد از اتمام تحصیلات خود با مشکلات بیکاری و نبود یک بازار کار برای جذب نیروهای متخصص رنج میبرند . در ایران حکومت جمهوری اسلامی برای هیچ یک از شهروندان خود حقی عین آنچه در ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر اشاره شده قائل نیست در ایران پیروان اقوام ایرانی هیچ یک حقی برابر برخوردار نیستند شهروندان کرد ایران به صرف قومیت خود مورد فشارهای امنیتی حکومت قرار میگیرند پیروان سایر ادیان در ایران  در انجام مناسک مذهبی خود هیچ گونه آزادی ندارند . آیا در ماده ۱۸ و ۱۹ از اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آزادی انجام مناسک مذهبی و تعالیم دینی هر یک از پیروان ادیان در یک کشور تاکید نشده ؟ آیا در همین ماده تاکید بر این نشده هر انسانی حق انتخاب یا تغییر دین خود را باید آزادانه داشته باشد ؟ در ایران نسل جوان تمایلی به تشکیل خانواده ندارند چون از طرف حکومت جمهوری اسلامی بستری مناسب برای حمایت از خانواده فراهم نیست در کشوری که تورم برای ثانیه تغییر میکند چگونه میتوان انتظار داشت آمار مهاجرت و آمار جمعیت کشور به ترتیب سیر نزولی و سعودی داشته باشد . در کشوری که حتی افرادی که از مشکلات جنسیتی رنج میبرند هر آن با خطر مرگ و اعدام با استناد به شریعت  اسلامی روبرو هستند چگونه باید انتظار داشت امنیت اجتماعی حاکم باشد ؟  عزیزان در این قسمت از صحبتهام میخواهم یک گزارش آماری به شما ارایه بدم از سال ١٣٤٢ تا زمان روی كار آمدن جمهوری اسلامی رشد اقتصادی ایران سالانه بیش از ۸ درصد بود و ایران در تمام این مدت در بین سه كشور برتر جهان از نظر رشد اقتصادی قرار داشت . به طوری كه در سال ١٣٥٦ درآمد سرانه مردم ایران ۹ برابر سال ۱۳۴۴ شده بود اما با روی كار آمدن جمهوری اسلامی رشد جهشی ایران پایان یافت. در سال ١٩٧٧ درآمد سرانهُ ایران ۲ برابر درآمد سرانهُ كره جنوبی بود. در آن زمان، درآمد سرانهُ ایران ٢,١٤٦ دلار و درآمد سرانهُ كره جنوبی ١,٠٤١ دلار بود. در سال ٢٠١٢، درآمد سرانهُ ایران فقط ٤,٥٢۵ دلار و درآمد سرانهُ كره جنوبی ۲۲,۴۲۴ دلار بوده است. در همین مدت درآمد سرانه تركیه از ١,٤٢٠ دلار به ۱۰,۵۲۴ دلار رسیده است.در دوران ٣۹ساله جمهوری اسلامی جایگاه جهانی ایران در درآمد سرانه به رتبهُ حدود ۱۰۰نزول کرده است. وقتی فردی به عنوان رهبر کشور بدون در نظر گرفتن مشکلات اقتصادی کشور و بدون هیچ تلاشی در جهت رفع مشکلات معیشتی شهروندان ایران فقط به صرف یک فتفا خواهان افزایش جمعیت در کشور می شود حال در نظر بگیرید که در یک چنین اقتصاد و ساختار پیچیده و درهم کوبیده ای چگونه باید جمعیت کشور سیر سعودی پیدا کند وقتی هیچ یک از سطوح مدیریتی در ایران درست پایه ریزی نشده هر روز شاهد رانت خواری هستیم چگونه باید انتظار رشد وقتی تعداد بسیاری از کودکان در شهرهای ایران بجای تمرکز بر تحصیل و آموزش به کار اجباری و نان آوری برای خانواده محکوم هستند  چگونه باید انتظار دشت جامعه ایران بتواند رشد کند . در ایران متاسفانه هیچ یک ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر به درستی اجراء نمیشود چون بی ارزشترین نکته جان انسانها و احترام به حقوق اساسی و پایه ای افراد میباشد . منظور از نظم اجتماعی که در ماده ۲۸ به آن اشاره شده همان درستی کیفیت مدیریت کشور هست عدم اخراج شهروندان از دانشگاه به دلیل مسائل عقیدتی و مذهبی است . پلمپ نکردن محل کسب شهروندان بهائی است احترام به عقاید شهروندان در ایران هست وقتی یک فرد به چشم مسلح میبیند که در روز روشن چه اجحافی در حق وی و خانواده وی صورت میگیرد چگونه باید انتظار داشت که همان فرد انگیزه ای برای ادامه زندگی در آن کشور داشته باشد . جاده‌های ایران در ردهُ پنجم جاده‌های پرخطر جهان است و سالیانه ده‌ها هزار ایرانی از بیست تا سی هزار نفر در این جاده‌ها جان می‌بازند. عده کشته شدگان سالانه جاده‌های ایران بیش از متوسط جان ‌باختگان جنگ ایران و عراق در هر سال است. موارد بسیار زیاد هست اگر مابخواهیم  تک به تک موارد سوء مدیریت در ایران را به رشته تحریر در بیاریم وقت بسیار طولانی را طلب میکند . همه این موارد ناشی ادغام مواردی از سوء مدیریت و همچنین ادغام دین در سیاست کشور میباشد چون دین و سیاست دو مقوله جدا از هم میباشد . نبود امکانات اولیه زندگی برای افراد در ایران متاسفانه زمینه بسیاری از بحرانهای روحی و مالی و جانی و اجتماعی را برای شهروندان ایجاد کرده است . چون وجود امکانات زندگی شهری یکی از اساسی ترین نیازهای انسان میباشد . چون لازمه وصول و حصول ابعاد جامعي از يك سياست گذاری ملي استفاده روش مند از انديشه انديشمندان در حوزه هاي مرتبط به موضوع و بررسي هايي دقيق و عميق بر اساس تعريف صحيح از صورت مسأله و بينش اصولي نسبت به فرايند حل مساله است ولی در ایران با توجه به نبود مدیران کارامد و ورزیده در سطح مدیریت کلان کشور و همچنین بی مسولیتی و طفره رفتن دستگاه قضائی و اجرائی از تعهدات خود چیزی جز آنچه از آن به عنوان نقض حقوق بشر از آن یاد میشود را برای ایران و برای شهروندان نقض حقوق شهروندی را به ارمغان نیاورده است . با امید به روزی که ماده به ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر که راهگشای حقوق شهروندی برای همه انسانهای روی کره زمین هست به معنای واقعی کلمه  به ورته اجراء و عمل در اید .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: