•                  
دوشنبه , ۳۱ شهریور , ۱۳۹۹
دوشنبه, سپتامبر 21

بیکاری ۲۰۰ کارگر با تعطیلی کارخانه نوشابه ایران کولا

0
193

karkhaneh-irancola-11-1024x767.jpgشرکت تولیدی نوشابه ایران کولا واقع در شهرک صنعتی ایرانشهر پس از ۱۷ سال فعالیت و با داشتن بیش از ۲۰۰ کارگر به دلیل نبود مواد اولیه و سرمایه در گردش تعطیل شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران، شرکت تولیدی نوشابه ایران کولا واقع در شهرک صنعتی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان به دلیل نبود مواد اولیه و سرمایه در گردش در تاریخ ۱۳ خردادماه سال جاری به طور کامل تعطیل شد. این کارخانه که دارای سه خط تولید و ۲۰۰ پرسنل مشغول به کار و به عنوان دومین کارخانه بزرگ در ایرانشهر شناخته می‌شد پس از ۱۷ سال فعالیت تعطیل شد. تعطیلی این کارخانه موجب بیکار شدن بیش از ۲۰۰ کارگر شد. با وجود پیگیری‌های مدیران این شرکت و علیرغم ارائه نامه وزیر کشور مبنی بر دریافت تسهیلات، بانک ملی ایرانشهر از دادن تسهیلات ممانعت به عمل آورده و هیچ کدام از مسئولان تاکنون اقدام موثری انجام نداده‌اند. در جلسه مدیران این شرکت با استاندار، وی صریحا اعلام کرد: “شرکت شما توجیه اقتصادی ندارد و بهتر است که تعطیل شود”. از این رو کارگران این شرکت تولیدی با نگارش نامه‌ای سرگشاده با اشاره به مشکلات عدیده‌ای که بر اثر تعطیل شدن این کارخانه و بیکار شدن برای آن‌ها به وجود آمده، بیان داشتند که اگر سوءمدیریت مدیران این کارخانه طی سال‌ها از سوی مسئولان مربوطه نادیده گرفته نمی‌شد، نتیجه این نبود. لازم به ذکر است که تامین اجتماعی افراد یعنی برخورداری شهروندان از درآمد مناسب از جمله حقوقی است که در مفاد ۲۳ و ۲۵ اعلامیه جهانی حفوق بشر صراحتا مورد تاکید قرار گرفته است ولی حکومت جمهوری اسلامی نه تنها به حقوق شهروندی افراد احترام نمیگذارد بلکه در بسیاری از موارد حقوق آنها را ضایع هم میکند .

متن کامل این نامه که جهت نشر در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در ادامه می‌آید:
“کارخانه نوشابه سازی ایران کولا ( وشتام ) که بعد از بافت بلوچ بزرگترین کارخانه و واحد تولید ایرانشهر بود بعد از ۱۷ سال و با بیش از ۲۰۰ کارگر که نان آور خانواده خود بودند رسما تعطیل شد.

متاسفانه مسئولین شهرستان و استان شاهد بودند که این واحد تولیدی در حال ورشکستگی است اما هیچ اقدامی نکردند.

روی سخنم به عنوان یک کارگر این کارخانه که ۱۷ سال زجر کشیدم و بهترین لحظات عمرم را از دست دادم با فرماندار شهرستان آقای داوودی، رئیس اداره کار آقای سلامی، رئیس تامین اجتماعی خانم دهمیری و مسئولین رده بالای استان است.

آیا شما فهمیدید و درک کردید که ما کارگران در رمضان چه کشیدیم؟ آیا سر سفره هفت رنگ افطار خود به یاد من کارگر افتادید که چه در خانه دارم که بر سفره بگذارم؟ البته غافل از اینکه همان سفره هم نبود که پهن کنم. آیا گریه بچه‌های کوچکم را از شدت گرسنگی شنیدی؟ آیا تا به حال درک کردی که نداشتن پول یک نان خشک یعنی چه؟ آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فرزندتان نصف شب از شدت گرسنگی با گریه از خواب بیدار شود؟ در عجبم که با چه رویی روز عید در عیدگاه جلوی خدا حاضر می‌شوی با آن لباس گران قیمتی که به تن دارید اما من ِکارگر…

مسلما درک نکردید. شکم سیر چه داند از حال شکم گرسنه.

درست است که تنها شما مقصر نبودید، آن روی سکه را هم باید دید. بله منظورم سوء مدیریت مدیران این کارخانه و نابلدی آن‌ها در مدیریت کارخانه است که سال‌ها کارگران این واحد تولیدی را زجر داده و حق و حقوقی که از آن‌ها خورده شده و ماه‌ها حقوقی که به آن‌ها داده نشده که البته توانایی پرداخت را داشته و ندادند.

ناتوانی مدیران کارخانه باعث بدهی‌های چند میلیاردی این واحد تولیدی شد.

ولی شما به عنوان مسئولان رده بالای شهرستان و استان می‌توانستید و قدرت آن را داشتید که این مسائل را نادیده بگیرید و فقط به خاطر زن و بچه ما کارگران نگذارید این کارخانه ورشکست شود، ولی نکردید.

در خانه ما اگر نان نیست ولی خدا هست”.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: