•                  
سه شنبه , ۲۶ شهریور , ۱۳۹۸

تاوان دگراندیشی در ایران

0
81

iran_adyan-200x150.jpgدر آغاز نگاهی دارم به تعریف واژه دگراندیش تا بدینوسیله دیگر حاضرین بتوانند درک بهتری از مفاهیم و مبنای اصلی در جلسه داشته باشند . بعد از وقوع انقلاب صنعتی در اروپا شکل گرفت و وقایع عمیق فرهنگی را بر کالبد اخلاق فردی و اجتماعی مردم به جای گذاشت. بیرون آمدن اروپا از زیر یوغ روحانیون مسیحی و متولد شدن صنعت و از طرفی ظهور فلسفه‌های سکولار و آنارشیستی که اساس دین و واژه‌های مقدس رایج در زبان مردم عامی را به چالش می‌گرفتند، نوید دهندهٔ طلوع خورشید صنعت و گذر زندگی بشر به دوره‌ای جدید و مدرن بود . از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگر اندیشان دینی، از بهایی و یهودی و مسیحیان و نوکیشان و زرتشتیان تا اهل تسنن و دیگر فرقه های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و غیره با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده اند. عده زیادی از آنان به ویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان دست به جلای وطن زدند و راه مهاجرت درپیش گرفتند. با اینکه در قانون اساسی ایران آزادی دینی مسیحیان و کلیمیان و زرتشتیان به رسمیت شناخته شده ولی عملکرد حکومت در برابر تبلیغات دینی و اجرای مناسک مذهبی آنان تاکنون نشان داده است که اصول مندرج در قانون اساسی در مورد آزادی دین و مذهب و عدم تفتیش عقاید تنها سرپوشی برای نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی در ایران بوده است. در قانون اساسی ایران مذهب شیعه‌ی جعفری تنها مذهب رسمی ایران بوده و ارگان های مذهبی و امنیتی حکومت ایران تبلیغ اصول و مبانی این ادیان و مذاهب را تهدیدی برای ایدئولوژی غالب حکومتی قلمداد می‌کنند و این مسئله یکی از عمده دلایلی است که حاکمیت به واسطه‌ی آن، پیروان و مبلغین مسیحیت را سرکوب و با بستن کلیسای آنان، راه

1069330_466331793485330_1085764503_n

فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور 

را برای تبلیغات دینی این اقلیت مذهبی سد می‌کند. این گونه اقدامات همواره مغایر با اصول مندرج در قوانین بین المللی است که ایران نیز متعهد به آن شده است. ماده‌ی ۱۸ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر اعلام می‌دارد: هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه وجدان و دین است این حق شامل آزادی دگراندیشی تغییر مذهب دین و آزادی علنی کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت فردی، چه به صورت جمعی در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده‌بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است. اعلامیه‌ی درباره‌ی محو همه‌ی اشکال تبعیض مبتنی بر دین یا اعتقاد مصوبه ۲۵ نوامبر ۱۹۸۱ نیز هرگونه تبعیض علیه مذاهب را نفی کرده و دولت‌ها را به اتخاذ تدابیر مؤثری برای جلوگیری و رفع هر نوع تبعیض مبتنی بر مذهب یا عقیده، با به رسمیت شناختن به کار بستن و بهره‌مند شدن از حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی در همه‌ی زمینه‌های زندگی مدنی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موظف کرده است. هم‌چنین این اعلامیه از دولت‌ها خواسته با تصویب قوانین، یا بسته به مورد با الغای قوانین جاری برای ممنوعیت هر گونه تبعیضی از این نوع  تدابیر شایسته برای مبارزه با تبعیض مبتنی بر مذهب یا عقیده اتخاذ کنند.در ماده چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جرایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر با فقهای شورای نگهبان است. روشن است حتی رعایت چنین قانونی چه نتایجی برای دگراندیشان به بار می آورد و چه فضای وحشت انگیزی از تبعیضات اجتماعی و حقوقی را بر جامعه ایران حاکم کرد. زندان، آزار و اذیت و مصادره اموال و اعدام و محرومیت از حقوق مدنی در دستور کار دولتمردان قرار گرفت و گروه های مذهبی از مسیحیان، یهودیان و رزتشتیان و بویژه بهاییان تا دراویش و حتی مسلمانان سنی مذهب مورد ظلم و تجاوز قرار گرفتند. حکومت اسلامی در ایران اعتقادی به حقوق بشر ندارد و مدعی است که معیار حقوق بشر در ایران حقوق بشر اسلامی است. در کشوری که در آن آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان در برگزاری کنگره سرداران شهید می گوید بشر غیر از اسلام همان حیواناتی هستند که روی زمین می چرخند و فساد می کنند. چه انتظاری غیر از اینگونه رفتارها و کردارها از مسوولان حکومت اسلامی می توان داشت ؟ در جوامعی مانند ایران که دین اکثریت به دین رسمی حکومتی بدل و روحانیت دین رسمی در قدرت سیاسی سهیم می شود، دولت ها خواسته یا ناخواسته به همکاری با دستگاه های روحانی برخاسته و نهادهای حکومتی، قضایی و فرهنگی را به ابزار سرکوب پیروان مذاهب اقلیت بدل می کنند. دوران صفویه مذهب شیعه دوازده امامی به مذهب رسمی کشور بدل شد و سرکوب اقلیت های دینی دامن مسلمانان غیر شیعه حتی شیعیان غیره دوازده امامی را نیز گرفت. ادیانی که خود را تنها دین بر حق و تنها مذهب حقه تعریف می کنند همچون صاحبان ایدئولوژی های تمامیت خواه که ادعای در دست داشتن مالکیت انحصاری حقیقت و نمایندگی ضرورت های تاریخی را یدک می کشند، با دگراندیشان مدارا نمی کنند به نظر بنده به عنوان یک فعال حقوق بشر تلاش جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد محدودیت در انجام فرایض دینی مسیحیان تبشیری از طریق عدم صدور مجوز ساخت کلیسا و تعطیل کردن معدود کلیساهای رسمی باقی مانده و بازداشت رهبران مسیحی را اقدامی غیر قابل قبول دانسته و ضمن محکوم نمودن عملکرد دولت نسبت به روند پیش گرفته شده توسط دستگاه های امنیتی اعلام نگرانی میکند. متاسفانه دیدگاه برخی از شهروندان در ایران به دگراندیشان و حتی پیروان سایر ادیان بسیار تعجب آور میباشد . یهودیان، مسیحیان، زردشتیان، بهاییان، دراویش، بی خدایان و یا باورمندان به هر دین، آیین و یا مسلک دیگری از کم ترین حقوق انسانی و شهروندی در کشور خودشان محروم می باشند و در واقع در شرایط دردناکی به سر می برند . دلیل این شرایط اسفناک و زجر آور دگراندیشان، باورهای سنتی و خرافی است کهء از طرف یک حکومت مذهبی دینسالار که یک نوع از ایدولوژی را در کشور به رسمیت میشناسد و فقط در به رسمیت شناختن دگر ایدولوژیها فقط به صرف وانمود کردن اکتفاء میکند ولی در اصل تفکر ذاتی خود یهودی را نجس خوانده، مسیحی را کثیف شمارده، نوکیشان  مسیحی را مرتد دانسته ،  زردشتی را پلید نامیده و بهاییان و باورمندان به سایر اندیشه ها را کافر می دانند و ایشان را مورد اذیت و آزارهای جسمی، روحی و روانی قرار داده و می دهند. مسلمانان ایران که تمامی دگراندیشان را اقلیت خوانده و با ناچیز بی اهمیت و خوار شماردن باورمندان به دیگر ادیان حقوق انسانی و شهروندی ابتدایی ایشان را لگد مال می کنند، نه تنها از این کار خود شرمنده نبوده بلکه بدین رفتار زشت و غیر انسانی افتخار نیز می کنند و پس از کتک زدن، فحش دادن و آزار دادن یک یهودی و یا مسیحی و یا بهایی و دیگر شهروندان دگراندیش در ایران  خرسند بوده و اعمال پلیدشان را در بوق و کرنا کرده و با افتخار به گوش همگان می رسانند. به راستی آیا یک انسان حق دارد که انسان دیگری را به خاطر باورها و اعتقادات شخصی اش، مورد تمسخر و اذیت و آزار قرار داده و شکنجه دهد؟ آیا واقعن دوره تفتیش عقاید و قضاوت کردن درباره دیگران بر اساس باورهای مذهبی شان سر نیامده است؟  دگراندیشان در ایران با انواع و اقسام موارد نقض حقوق بشر مواجه بوده اند و تاوان بسیاری را پرداخت کرده اند که به عنوان مثال میتوان به قتلهای زنجیره ای کشیشان مسیحی در دهه شصت و هفتاد خورشیدی اشاره کرد که با گذشت زمان حاکمان قدرت در ایران از کشتار دگراندیشان دست کشیده البته دست کشیدن حاکمان جمهوری اسلامی در ایران به دلیل احترام و رعایت حقوق بشر نبوده است بلکه منافع دیپلماتیک و بین المللی خود را در خطر میدیدند و روش برخوردهای خود را از کشتار به محکومیت دگراندیشان به حبس و شکنجه آنها و خانواده های آنها تغییر داده اند که برای نمونه میتوانیم به پرونده محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه اشاره کنیم که هنوز هم بعد از گذشت بیش از پنج سال ایشان همچنان با حبس و دادگاهی و محرومیت از حقوق شهروندی خود دست و پنجه نرم میکند و یا به سرکوبهای گسترده نوکیشان مسیحی در ایران میتوان اشاره کرد که این شهروندان دگراندیش به صرف مسائل عقیدتی خود با حبس و شکنجه و سرکوبهای گسترده و محرومیت از حقوق شهروندی مواجه هستند و در برخی مواقع حتا این شهروندان از طرف خانواده های خود هم ترد میشوند که این نوع نگرش و برخورد با این دسته از شهروندان را میتوان نقض مفاد ۱ و ۲ از اعلامیه جهانی حقوق بشر که اشاره بر برابری و عدم تبعیض دارد و یا همچنین نقض ماده ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر که حق دگراندیش بودن را برای افراد محفوظ نگاه میدارد نیز نقض شده است . البته این نکته حائز اهمیت است که دگراندیش بودن فقط در مسائل عقیدتی نیست بلکه در مسائل سیاسی هم شامل میشوند . هستند شهروندان بسیاری در ایران به دلیل دگراندیش بودن سیاسی از آنها با عنوان دگراندیش یاد شده که در بسیاری از مواقع با توجه به جو خفه قان و سرکوبی که در ایران حاکم است این دسته از شهروندان هم با حبس های طولانی مدت مورد سرکوب قرار گرفته اند . آنچه جامعه ایران به آن نیاز داد نوعی از تغییر در ساختار قانونی حاکم بر جامعه است . آنچه مورد نیاز است تغییر در قانون اساسی ، تغییر در ایدولوژی حاکم بر کشور از مذهبی به سکولار می باشد و این نوع از تغییر میتواند زمینه شکوفایی کشور و برون رفت از  جو کنونی حاکم بر کشور را فراهم کند . در این بین نقش شهروندان و فعالین حقوق بشر تاثیر به سزایی در پیشبرد اهداف برای رسیدن به یک ایران سکولار با محوریت برابری و عدم تبعیض میتواند زمینه دستیابی به موفقیت را در کشور فراهم سازد . آگاهی رسانی به شهروندان و بیدار کردن اذهان آنها در مورد حقوق ذاتیشان وظیفه هر فعال حقوق بشر میباشد که باید بدون کم و کاست با اراده ای ملی همه باهم در پیشبرد اهداف برای یک ایران آزاد کوشش کنیم . با امید به آزادی ایران .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: