•                  
دوشنبه , ۱۱ مرداد , ۱۴۰۰
سه‌شنبه, آگوست 3

تفسیر حقوق بشر و دموکراسی در ایران

0
259

دموکراسیلکحقوق بشر اولین گام در شکل گیری دمکراسی است که در پی شناخت از حقوق طبیعی انسان یعنی حقوقی که کسی نمیتواند آنرا سلب کند مانند حق زندگی به رسمیت شناخته شده است. دمکراسی شیوۀ کشورداری است بطوریکه تمام مردم درامور کشور و تصمیم گیریهای دولت از راه انتخاب آزاد وشفاف نمایندگان خود در پارلمان یا مجلس مشارکت می کنند و دولت منتخب خود را در برابرقانون پاسخگو قرار می دهند. امروزحقوق شهروندی که شامل حقوق مختلف سیاسی، اقتصادی، مدنی وفرهنگی است هردو حقوق بشر و دمکراسی را در برمیگیرد. اگرچه حقوق بشر دروهله نخست بخشی از دمکراسی نبود، اما با گذشت زمان پیوند این دو غیر قابل انکار شده است. بنابراین جدا کردن حقوق بشراز دمکراسی دشوار است. جدا سازی کسب حقوق بشر و دمکراسی یک کار مکانیکی است. آنها در هم تنیده اند و درجوامعی که حقوق بشر رعایت نمیشود

 

دموکراسی هم وجود ندارد. این خواستها بطور همزمان مطرح میشود و میتواند بدست آید. مذهب بخشی از هر جامعه است، نه جامعه بخشی از مذهب. اعتقادات و مناسک مذهبی تقریبا در همه جوامع وجود دارد. نقش مذهب در همه دورهها یکسان نبوده و نیست. مسأله کلیدی، نقشی است که مذهب در زندگی مردم و جامعه دارد. ادغام دین ودولت که ویژگی جامعه ایران است، مانع کسب حقوق برابر از جمله حقوق بشر است. مذهب مدافع حقوق بشر نبوده و نیست. حقوق بشر بر بستر آزادی فرد

۲

فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور

شکل گرفته اگرمذهب که انتخابی خصوصی است با دولت که عرصه ای همگانی است یکی شوند عدهای به دلیل اعتقادات و نوع مذهب خود صاحب امتیازهای ویژه میشوند و گروههای دیگر از حقوق اولیه خود محروم میمانند. اگرانسان در انتخاب مذهب و نوع آن آزاد باشد زمینه برای کسب حقوق بشرهم فراهم میشود. حقوق بشر دستآورد تمدن مدرن است. در دورههای اخیر برخی تالش کرده اند که مذهب را به حقوق بشر نزدیک کنند و یا از درون مذهب اصولی استخراج کنند که مدافع حقوق بشر باشد ایرادی ندارد. افراد میتوانند مذهب را هم اینگونه تعبیر و تفسیر کنند. اما این زمانی است که برای فرد آزادی در انتخاب و رد و پذیرش مذهب قایل باشند. در دنیای غرب و جوامع دمکراتیک که فرد میتواند مذهب خود را انتخاب کند، تغییر دهد و یا به هیچ مذهبی اعتقاد نداشته باشد کسب حقوق بشر با تفسیر مذهبی هم ممکن است. بطور مثال گفته شود که دمکراسی و حقوق بشر که به آن معتقدیم و اجرا میکنم ریشه در دین دارد. چه ایرادی دارد. ممکن این است که دمکراسی و حقوق بشر اجرا شود. بنابراین، تا زمانی که انسان آزاد باشد که مذهب را خود تعبیر و تفسیر و انتخاب کند با حقوق بشر او در تقابل نخواهد بود. تقابل زمانی است که اجبار درکار باشد البته به دلیل تفاوتی که در نوع دمکراسیها و مراحل تکامل آن وجود دارد میزان رعایت اصول حقوق بشر در دمکراسیها نیز متفاوت است. کشورهایی که از دمکراسی برداشت صوری دارند و آنرا در حد برگزاری انتخاب، بدون آزادی همه جانبه و رعایت حقوق برابر شهروندان محدود میکنند حقوق بشر را هم نقض میکنند. اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل كه به سال ۱۹۴۸ به تصویب رسید حقوق بشر را مشمول تعریف مبسوطی قرار داده و جان كلام را معطوف به این كرده است كه نگهداشتن حرمت حقوق مردم در سراسر جهان تضمین شود. معذالك باید در نظر داشت كه حقوق بشر نیز مثل دموكراسی و سایر ایده‌آل‌های تحرك‌آفرین، نه ایستاست و نه در انحصار گروهی خاص. درست است كه این گونه مفاهیم در لحظه‌ تاریخی خاصّی سر بركشیده و در محدوده‌ نیازهای بخش معدودی از آدمیان تعریف شده‌اند ولی تحرك درونی و تناسب بی‌وقفه‌ آن‌ها از این حقیقت نشأت می‌گیرد كه شمار روزافزونی از مردم به آن‌ها تعلق خاطر می‌یابند و با گذشت زمان به بسط معنای حق می‌پردازند تا بتوانند آرزوها و مطالبات خود را مشمول آن سازند. در خلال چهل سال گذشته بسیاری از خلاقیت‌های جنبش دفاع از حقوق بشر از معبر بسط مفاهیمی صورت گرفته كه بتواند در اموری از قبیل تبعیض‌های نژادی، سر به نیست شدن افراد حقوق اجتماعی و اقتصادی و حق همگان در برخورداری از دوام محیط زیست به طرح مسأله بپردازد. به همین روال، زنان نیز مفهوم حقوق بشر را آن‌سان دگرگون می‌سازند كه بتوانند در برابر تحقیر و خشونتی كه مخل حرمت انسانی و حق حیات و آزادی و امنیت آنان است، قد علم كنند. دموکراسی در معنای کلاسیک آن به معنای حکومت اکثریت است اما اکثریتی که در یک انتخابات آزاد به قدرت می رسد حق ندارد هر طور که بخواهد حکومت کند. فراموش نکنیم بسیاری از دیکتاتورهای جهان با دموکراسی یعنی با رأی اکثریت مردم به قدرت رسیدند مانند هیتلر- بنابراین پیروزی در انتخابات به معنای دموکراسی نیست- اکثریت به قدرت رسیده در یک انتخابات آزاد باید چهارچوب دموکراسی را رعایت کنند اما چهارچوب دموکراسی چیست؟ چهارچوب دموکراسی قواعد حقوق بشر است – به عبارت دیگر اکثریت به قدرت رسیده فقط در چهارچوب ضوابط حقوق بشر می تواند حکومت کند و حق تخطی از آن را ندارند هیچ اکثریت به قدرت رسیده ای به بهانه مذهب حق ندارد بر نیمی از افراد جامعه یعنی زنان ستم کند- مانند ستمی که هم اکنون بر زنان ایران به بهانه اسلام می رود هیچ اکثریت به قدرت رسیده ای به بهانه ایدئولوژی حق ندارد مانع از آزادی عقیده بیان شود . هیچ اکثریت به قدرت رسیده ای حق ندارد آزادی های مدنی را محدود سازد مانند ایالات متحده آمریکا که به مکالمات تلفنی شهروندان گوش می دهند و ایمیل ها و بسته های پستی آنان را تفتیش می کنند – با این تعریف حکومت ها مشروعیت خود را فقط از صندوق رأی و آراء مردم نمی گیرند بلکه مشروعیت خود را از آراء مردم و احترام به حقوق بشر تواماً می گیرند هر بهانه ای جهت نادیده گرفتن حقوق بشر از قبیل نسبیت فرهنگی و یا مذهب و یا ایدئولوژی غیر قابل قبول است . اما در ایران حکومت جمهوری اسلامی با یک نگارش خاص به دموکراسی تعریفی در لوای مذهب را با ایجاد و در هم پیچیدن احکام و قوانین مذهبی برای کشور تعریف کرده و با توجه به این نکته که انسانها در هر جای کره زمین دارای عقاید و نظریات متفاوتی هستند نتیجه ای جز نارضایتی شهروندان را برای ایران در پی نداشته است زیرا که حقوق بشر به اولین مقوله ای که اشاره میکند البتهدموکراسی هم آن را مد نظر دارد این است که همه انسانها باید با یکدیگر برابر باشند و با توجه به تفکرات و نگرشهای خود نباید مورد محاکمه و یا سرزنش و یا محکوم شوند البته این جمله بدان معنی نیست که که عقایدی مثل گروههای تروریستی و یا تندروهای مذهبی هم جز آنها باشند ، خیر آن دسته از افراد جدا هستند . دموکراسی یعنی برابری ولئ در ایران هیچ گونه برابری برای شهروندان از همه جهتها نیست در حقوق شهروندی افراد اگر دقت کنیم میبینم که بسیاری از شهروندان ایرانی با توجه به نگارشهای سیاسی و یا عقاید مذهبی خود با سرکوب و محدودیتهای شدید مواجه میشوند . که این نکته گویای این است که هیچ نوع دموکراسی در ایران وجود ندارد . حکومت جمهوری اسلامی نقض حقوق بشر را در کشور منتسب به اسلام می کنند و مدعی است که قدرت و مشروعیت خود را از مذهب می گیرد نه از رای مردم و مجری مجازات هایی مانند اعدام و یا شلاق و یا قطع اعضای بدن افراد است. به عبارت دیگر حکومت های جمهوری اسلامی برای آنکه سیستم سیاسی خود را توجیه کنند عنوان می کنند که اسلام با دموکراسی هم خوانی ندارد و دموکراسی مقوله ای غربی و قابل اجرا در ایران نیست. زیرا حتی اگر اکثریت یک جامعه مایل باشند نمی توانند برخلاف مقررات اسلام تصمیمی اتخاذ کنند. فرضاً مجلس شورای اسلامی در ایران نمی تواند فروش مشروبات الکلی را مجاز بدارد. زیرا این امر در اسلام ممنوع است ولی هستند افراد بسیاری در ایران که مشروبات الکلی را مصرف میکنند . در اینجا دو نکته را لازم میدانم به صورت کلی در مورد دموکراسی عنوان کنم : اول اینکه دموکراسی قبل از آنکه یک روش حکومتی و یا سیستم سیاسی باشد، یک فرهنگ است و پروسه تاریخی است که باید سیر تکاملی خود را طی کند. هیچ کشوری یک شبه دموکرات نمی شود. در حقیقت انسان های دموکرات هستند که جامعه را دموکرات می کنند. دوم آنکه دموکراسی درجات مختلف دارد و یک مفهوم مطلق نیست. یک کشور ممکن است نسبت به کشور دیگری دموکرات و نسبت به کشور سوم غیردموکرات باشد. به عنوان مثال ایران نسبت به ایالات متحده عربی دموکرات است. زیرا اعضای پارلمان را در ایالات متحده عربی مردم انتخاب نمی کنند بلکه انتصابی هستند. اما پارلمان ایران توسط مردم انتخاب می شوند. همچنین ایران نسبت به فرانسه دارای دموکراسی عقب مانده تری است. زیرا مردم فرانسه محدودیتی در انتخاب اعضای پارلمان ندارند. اما در ایران داوطلبان عضویت در پارلمان باید صلاحیت شان به تأیید شورای نگهبان رسیده و سپس مردم به آنها رأی دهند. آخرین نکته آنکه دموکراسی مانند گلی است که نیازمند مراقبت دائمی است. هر حکومت دموکراتی اگر مورد نظارت دائمی مردم قرار نگیرد، بر قدرت خود خواهد افزود و در رتبه های پایین تری از دموکراسی قرار خواهد گرفت. این تجربه ای است که به اثبات رسیده و هشداری است برای جوامع دموکرات.

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: