•                  
سه شنبه , ۱۶ آذر , ۱۴۰۰
سه‌شنبه, دسامبر 7

تقابل جمهوری اسلامی و روحانیت دگراندیش

0
255

20120527-siasat-koocheh.jpgدر آغاز ما نیاز به این نکته داریم تا یک تعریف جامع و مقبول درک از دگراندیش بودن داشته باشیم ، میتوان گفت دگر اندیشی به معنای دارا بودن نوعی از تفکر که مغایر با دیگر تفکرات بودن میباشد را شامل میشود که میتواند نوع دگر اندیش بودن افراد در هر مساله متفاوت باشد یعنی امکان این هست که یک فرد در چند مساله با افراد یا یک حزب یا یک عقیده هم رده باشد ولی در مورد یک مساله خاص نظری غیر از نظر دیگران دارد . البته این نکته حائز اهمیت است که نوع موضوع تفکری که فرد دارد بسیار مهم هست در بسیاری از موارد ما شنیده و یا دیده ایم که یک فرد نوع تفکرش هیچ گونه آسیبی به افراد دیگر از لحاظ جان ، مال  نمیزند که هیچ بلکه آن فکر بسیار ارزشمند بوده و بر طبق مفاد درج شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی میباشد ، که متاسفانه از طرف حکومتهای سرکوبگر که دستی بالا در ایجاد خفقان و سرکوب آزاد اندیشی شهروندان خود دارند با حبس و یا دیگر نوع از برخوردهای فرا انسانی و فرا قانونی میباشد . در چنین مواقع حکومتی مثل جمهوری اسلامی که فقط و تحت هر عنوانی میخواهد ماهیت و حضور فیزیکی خود را حفظ کند اگر چنانچه آن فرد از افراد خود آن حکومت هم که باشند را تا ریشه نبود خواهد کرد . چرا که منفعت ابقایی خود را در خطر انحطاط میبیند . روح الله خمینی با تمرکز بر شاهرگ حیاتی مردم ایران و با استفاده ابزاری از عقاید دینی مردم و تحریک آن در سال ۱۳۵۷ پایه گذار یک رژیم استبدادی شد که این رژیم از بدو حضور خود اقدام به سرکوب افراد دگر اندیش نمود که از این میان متوان به سرکوب روحانیونی مثل دکتر بهشتی و یا مرتضی مطهری اشاره کنیم که این حکومت که نوعی برخورد حیله گرانه در ظاهر خود را با نوع تفکرات این افراد هم رده میدانست ولی در اصل اختلافی بنیادین با آنها داشت که نهایتا با کشتن این افراد و وانمود کردن این نکته این افراد توسط دیگر گروههای مخالف نظام به قتل رسیده اند بر کار خود سرپوش گذارد . بنده این نکته را لازم به یادآوری میدانم که با ورود روحانیت و رهبران مذهبی از هر گروه و دین به سیاست مخالف میباشم چرا که سیاست نیاز به یک سری از فاکتورهایی دارد که با مسایل دیدنی در مقابل یکدیگر قرار دارند و اگر ما میبینیم که امروزه روزی جنگها و خونریزیهای بزرگی در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان به راه افتاده این نوع از درگیریها پایه و بنیان مذهبی در عقاید افراد دارد که هر فردی به واسطه تعالیم غلط مذهبی خود ریختن خون افراد دیگر و ایجاد ناامنی اجتماعی را حکمی تایید شده از طرف خدا میداند که نتیجه آن چیزی نیست جز آنچه که ما امروز شاهد آن هستیم . چون پایه گذار اینگونه جنگها افراد مذهبی با عقاید دینی خاص خود هستند که میخواهند بر مردم دیگر تسلط پیدا کرده و خود را نماینده خدا بر روی زمین میداند و کار خود را حکمی خداوندی میداند ، از این بین متوان به جمهوری اسلامی اشاره کرد که این حکومت جواب دگراندیشان را با حکمهای زندان طولانی مدت و یا شکنجه های بسیار شنیع میدهد که میتوان به آقای کاظمینی بروجردی نیز اشاره کرد که وی صرفا به دلیل بیان حرف حق خود مجبور به تحمل سالها زندان و زجر شده . وی تفکری را دارد که این تفکر مقبول افکار اکثریت مردم و جامعه ایران میباشد و با بیان این که دین باید از سیاست جدا باشد معترض به حضور افراد مذهبی بر منسب قدرت میباشد . حاکمان جمهوری اسلامی به وانمود کردن به درستی اقدام به چپاول ثروت کشور و منابع آن نموده اند و اگر کسی حتی از روحانیون مذهبی و حتی دیگر روحانیون از پیروان  سایر ادیان همانند آقای مولوی عبدالحمید امامجمعه اهل سنت که همگی ما میدانیم ایشان چه نقش برزگی در آزادی گروگانهای مرزبانی در زاهدان از دست گروه تروریستی جیش العدل داشت و همگی آن افراد با پا در میانی ایشان آزاد گردیدند و در چند ماه بعد که نام برده عازم سفر حج بود توسط دولت جمهوری اسلامی ممنوع الخروج گردید . همگی این اتفاقات در اثر ادغام دین در سیاست کشور افتاده است حال در نظر بگیرید اگر افراد مذهبی بر مسند قدرت نبودند و از مدیران ارشد تحصیل کرده واقعه ای به معنای کلمه در راس حرم مدیریت کشور استفاده میشد ایا در چنین حالتی افراد دگراندیش سرکوب میشدند ؟ معلوم است خیر . چون وقتی کشور  در دست افراد مذهبی میفتد و آنها به واسطه تفکرات مذهبی و ادغام images.jpgدین در سیاست کشور بر مردم حکومت کنند نتیجه میشود هزاران زندانی عقیدتی و سیاسی ، نتیجه میشود اعدام های سال ۱۳۶۷ که در همان ضمن یکی از روحانیون منتقد به این اعدام ها به نام آقای منتظری  که وی از طرفداران حکومت دینی بود ولی همیشه نوع حکومت جمهوری اسلامی از طرف وی زیر سوال بود ، نوع برخورد با این افراد و کشتن آنها را زیر سوال برده بود نامبرده از جمله افرادی بود که حامی حقوق بشر بود و بر رعایت حقوق انسانها با هر عقیده بود وی همچنین از معترضین به شرایط نگاه داری زندانیان بود و میگفت زندانیان باید در یک شرایط انسانی نگهداری شود و از یک محاکمه عادلانه برخوردار باشد . ایشان همواره از منتقدین سرسخت جمهوری اسلامی بوده که در آخرین سالهای عمر خود نوع برخورد جمهوری اسلامی با شهروندان ایران در سال ۱۳۸۸ را به شدت محکوم کرد . همگی ما شنیدیم و در رسانه های خبری خواندیم که جمهوری اسلامی چه نوع برخوردی با فرزند وی در مورد آن فایل صوتی که ایشان این اعدام ها را محکوم کرده بودند انجام داد و فرزند وی را متهم به اقدام بر علیه امنیت کشور کردند . از نظر بنده افراد دگر اندیش زمینه باز شدن یک اجتماع به سوی پیشرفت را ایجاد میکنند و میتوانند با تفکرات خود نوعی عیده پردازی کنند و بنیاد گرایی مذهبی را ریشه کن کنند و حکومتها را از رفتارهای ضد انسانی آنها با شهروندان خود آگاه سازند . از نظر بنده میتوان از نظر عقیدتی با فردی در یک راستا نبود ولی میتوان با همان فرد از دید یک انسان وارد صحبت شد و همچنین میتوان دید که انسانها اگر از نظر عقیدتی با یکدیگر در تضاد باشند این نمیتواند دلیل باشد که در همگی زمینه ها نتوانند درک صحیح از یک موضوع داشته باشند . چون عقاید مذهبی یک سری اعتقادات شخصی میباشد که فرد میتواند با تمرکز بر آنها زمینه پیشرفت روحانی خود را به روز کند . بنده به عنوان یک فعال حقوق بشر و به عنوان یک فردی که دارای عقاید مذهبی غیر از عقاید رایج در جمهوری اسلامی میباشم و وقتی که میبینم افرادی که هرچند آنها از نظر عقیدتی با بنده در یک راستا نیستند چگونه توسط این نظام سرکوب گر سرکوب میشوند و مورد شکنجه و آزار قرار میگیرند این حرکات جمهوری اسلامی را مردود میدانم . چرا که این گونه افراد از نظر تفکرات در زمینه آزادی اندیشه و بیان هم سو با بنده و افرادی مثل بنده هستند . چه بسا بنده هم در ایران میبودم سرنوشتی همانند آنها پیدا میکردم . در یک بیان ساده میگویم که جمهوری اسلامی یک حکومت استبدادی دیدنی میباشد که شخص ولی فقیه را حاکم بلامنازع مردم و وارث مردم میداند و روح الله خمینی را یک قدیس میداند که از طرف خدا بر زمین نازل شده و همچنین آنها این حق را بر خود محفوظ میدانند که هر نوع برخوردی را بتوانند با شهروندان انجام دهند . کما اینکه صادق لاریجانی رییس قوه قضایه در نطقی اخیرا بیان کرده بود سازمانهای بین المللی حق دخالت در امور قضایی ایران را ندارند ، این یعنی این آقا و ولی فقیه و دار و دسته آنها هر بلایی که بخواهند میتوانند سر شهروندان در بیاورند و هیچ کس و هیچ سازمان و افرادی حق اعتراض ندارند . که این نشان از خوی غیر انسانی این افراد دارد . در آخر این جمله را به یاد داشته باشیم که فواره گر بلند شود سرنگون شود . این نوع رفتارهای جمهوری اسلامی زمینه سونگونی و انزوای بیشتر این نظام و افراد سرکوب گر را فراهم میکند .

 مقاله از : فعال حقوق بشر ، حمید رضا تقی پور دهقان تبریزی

برچسب هامقاله ها

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: