•                  
جمعه , ۲۸ خرداد , ۱۴۰۰
شنبه, ژوئن 19

مفهوم صلح در اعلامیه جهانی حقوق بشر

0
215

Human-Rights-Banner-300x160.jpgهمانطور که میدانیم اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان نامه بین المللی است که در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس تصویب شده . اما در زمان تنظیم و تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر کشورها با اهدافی اقدام به شکلگیری این مجموعه قوانین نمودند که در این بین بارزترین آن پررنگ جلوه دادن نقش صلح است که این ۳۰ ماده صلح یک حق بشری است. برخورداری از امنیت را می‌توان به عنوان طبیعی‌ترین و اساسی‌ترین حق افراد بشر تلقی کرد که مبنای برخورداری سایر حقوق و آزادی‌های اساسی بشر است، امنیت عبارت از اطمینان خاطری است که بر اساس آن افراد در جامعه‌ای که زندگی می‌کنند نسبت به حفظ جان و حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند امنیت دارای مقوله‌ها و مولفه‌های چون جان، حیثیت، مال، شغل، مسکن، اقامت، خلوت بوده و تأثيرات مهم در زندگی بشر دارد. از دیرباز بشریت آرزو داشته است که در صلح و آرامش زندگی کند اما بسیاری از انسان‌ها قدرت‌طلب هستند و به هر نحو ممکن ارضای میل به قدرت و زورگویی را بر آرامش و صلح ترجیح می‌دهند. حق بر  صلح برآمده از کرامت بشری است که بستری ضروری برای تحقق و اجرایی شدن سایر حقوق شناخته‌شده برای بشر به‌شمار می‌رود، اما برخی کاستی‌های موجود در نظام حقوقی بین‌الملل مانع از شناسایی دقیق و جامع این  شده است  . با این حال برخی از تلاش‌های حقوق جامعه بین‌الملل در معرفی این حق به جهانیان قابل اشاره است. سازمان ملل حتی یک روز را در تقویم کاری خود به عنوان روز جهانی صلح معرفی کند تا شاید مسیری باشد برای حرکت دولت‌ها و ملت‌ها به سمت این آرزوی دیرین و شیرین. روز صلح به یادبود و تقویت آرمان‌های حقوق بشری میان همه ملت‌ها اختصاص پیدا می‌کند و می‌توان آن را تذکری برای جلب مردم به این نکته دانست که سازمان ملل متحد با وجود همه محدودیت‌های خود همچنان ابزاری زنده و پویا در خدمت به صلح است.  از ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر تا ماده ۳۰ اگر با تمرکز این ماده ها را موردبررسی قرار دهیم به روشنی میبینیم که در همه زمینه ها میتوان بر آنها تکیه کرد و از آن به عنوان یک چراغ راه در مسیر تکامل و آرامش بشری یاد کرد . با استناد به مفهومی که از ۳۰ ماده اعلامیه جهانی میتوان گرفت و اگر دقت کنیم میبینیم که کلمه آغازین در هر یک از ۳۰ ماده تشکیل شده از واژه (( همه )) و یا (( هیچ کس )) میباشد استفاده از واژه همه دقیقا در زمانی و در ماده هائی مورد استفاده میباشد که بیان میکند همه افراد به طور کل حقوقی برابر با هم دارند و اگر فردی به یک درک کامل از حقوق انسانی خود برسد تحت هیچ شرطی اقدام به زیاده خواهی نمیکند حتا میتوانیم به دولتها اشاره کنیم که زمینه شکلگیری درگیریهای نظامی و دیپلماتیک کشورها همه و همه ریشه در زیاده خواهی آن دولت دارد که برای مثال میتوانیم به موارد نقض حقوق شهروندان در ایران اشاره کنیم که توسط حکومت جمهوری اسلامی انجام میشود . و یا سودای تسلت بر خاورمیانه که میبینیم چه درگیریهایی را این حکومت ارتجاعی به وجود آورده است . یا در دیگر ماده ها از واژه هیچ کس استفاده شده که این به معنی نهی افراد از زیاده خواهی و ورود به حریم خصوصی دیگر انسانها در همه زمینه ها میباشد . که همین ۳۰ ماده در همه زمینه ها میتواند بیان کند که هر فردی از بدو تولد تا زمان مرگ خود دارای چه حق و حقوقی میباشد در جهان پیرامون خود . ولی متاسفانه برخی از حکومتها با به مسخره گرفتن و عدم توجه به ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر میبینیم که چه غوغا و آشوبی در سطح جهانی ایجاد میکنند . با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر به طور واضح آشکار است که همه انسانها در همه جای این کره خاکی در زمینه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و مدنی برابر هستند و اگر این برابری با همان اهدافی که در بدو شکلگیری این ۳۰ ماده بوده ادامه پیدا کند و بند به بند اعلامیه جهانی حقوق بشر وجهه اجرایی پیدا کند هیچ انسانی در هیچ نقطه از کره زمین حقش ضایع نمیشود . ۳۰ ماده ی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر درج شده از نظر بسیاری از صاحب نظران امر دارای وجهه اجرایی میباشد و در حال حاضر هم میبینیم در قوانین بسیاری از کشورها استناداتی بر همین ۳۰ ماده وجود دارد . البته کشورهایی که حکومتهای دموکراتیک بر آنها حاکم میباشد و اصل آزاد اندیشی و یا دگر اندیش بودن هر فرد را تعبیر بر اقدام علیه امنیت خود تلقی نمیکنند . از آنجایی که فکر تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر در نتیجه یک نا بسامانی و یک جنگ تمام عیار بوده به طور صد در صد میتوان از آن به عنوان یک سند مستدل بر صلح و دوستی انسانها یاد کرد . البته با گذشت زمان موارد دیگری بعد از تدوین اولیه اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن اضافه گردید که میتوان به تغییراتی در زمینه آزادی حق انتخاب دین و یا عقیده و آزادی بیان که بعد از دهه هزارو نهصدو هفتاد و هشتاد  میلادی دقیقا بعد از انقلاب امریکا و فرانسه میباشد را میتوان نام برد . ایده آزادی و رهایی از ترس و فقر تصوراتی بدعت آور بودند که آرمان‌های حقوق بشری را برای شهروندان همه کشورها در سطح جهانی دگرگون کردند . البته این طرح از قابل توسط رییس جمهور وقت ایالات متحده امریکا (( فرانکلین روزولت )) طرح شده بود در اصل با توجه به بحرانهای اقتصادی آن زمان میتوان فهمید این طرح در جهت یک هم آوایی برای همراه بودن با افراد بوده است که به آنها اجازه دگر اندیش بودن در همه زمنیه ها را داده است . همانطور که همه ما میدانیم فرانکلین روزولت و همسر ایشان از نقش بسیار موثری در تدوین و شکلگیری اعلامیه جهانی حقوق بشر داشته اند . به طور کل اگرچه صلح از کهن ترین آرمانهای بشر است تاریخ بشر مملوو از درگیریها تعارضات و برخوردهاست. بروز دو جنگ ویرانگر و خسارتبار به فاصله کوتاهی از هم در نیمه اول قرن بیستم جامعه بین المللی و افکار عمومی را تکان داده و سبب شده سیاستمداران و حقوقدانان در صدد پیداکردن راهی برای کاهش تهدیدات و آرامش در جامعه بین المللی برآیند. شاید بدون اغراق بتوان گفت امروزه اولین و مهمترین هدف کشورها در روابط بین المللی آرامش و برقراری صلح و امنیت است. رعایت مقررات حقوق بین الملل به دنبال خود صلح و آرامش و تعالی را به جامعه انسانی نوید میدهد. رابطه حاکمیت و قواعد آمره و اینکه نقض هنجارهاي امري حقوق بشري منجر به نقض صلح میشود با تبیین مفهوم صلح و نظام قانونمند جهانی و تأثیري که این دو بر یکدیگر میگذارند

میتواند به طور اخص بر ماهیت زندگی انسانها تاثیر مستقیم بگذارد . چرا که اگر یک کشور حاکمیت آن به طور کامل به شهروندان خود احترام بگذارد و تحت هیچ شرطی حاضر به ایجاد محدودیت برای آنها نباشد آن موقع است که میتوان انتظار داشت که در آن کشور نقض حقوق بشر جایی ندارد و در نتیجه وقتی جایی نقض حقوق بشر وجود نداشته باشد صد در صد صلح در آنجا حکم میباشد آرامشی که در پرتو صلح به دست میآید، پیشرفت بشر را به همراه دارد. آموزش مستمر به نسلهاي متمادي عاملی است که به تدریج فهم فلسفه صلح را آسان میکند. موضع گیري دولتها و تشکیلات جدید بین المللی و اهمیتی که به مشترکات جامعه بشري داده میشود، همه عواملی هستند که بر حاکمیت ملی تأثیرگذاشته و آن را به نفع جوامع انسانی متحول نموده است. نگرش جدیدي که پس از پایان جنگ سرد بر صلاحیت انحصاري دولتها پدیدار شده مهر تاییدی بر این مساله میباشد . گسترش تدریجی حقوق بشر و آثاري که برحاکمیت گذاشته امکان اعمال خودسرانه را سلب نموده است. امروزه محصول رعایت حقوق بشر و صلح جهانی است . در خصوص جامعه جهانی آینده اگر بخواهیم جامعهاي صلحآمیز باشد، به عوض در نظرگرفتن منافع فردي دولتهاي خاص، نیازمند تمرکز بیشتر بر منافع جمعی جهانی هستیم. یعنی باید به گونه ی که ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن اشاره شده است تمرکز کنیم چون در اعلامیه جهانی حقوق بشر حق همه افراد بدون در نظر گرفتن : نژاد ، ملیت ، دین و باور عقیدتی و یا تفکرات سیاسی و دیگر مشخصه ها مورد ارزیابی قرار میگیرد به صرف انسان بودن یک فرد باید حقوقی برابر با دیگر افراد در زمینه مسائل اولیه انسانی و اجتماعی داشته باشد . جفري رابرتسون درکتاب «جنایات علیه بشریت» در باره مکاتباتی که در خلال جنگهاي سارایو صورت گرفت میگوید «اگر شخصی یک نفر را بکشد او را به زندان میاندازند. زمانیکه شخصی بیست نفر را بکشد میگویند او روانی است. اما اگر شخصی بیست هزار نفر را از بین ببرد او را براي مذاکرات صلح به ژنو دعوت میکنند. حقوق علم بایدهاست. اما نباید آن را بی ارتباط با اخلاق دانست. با امید به روزی که هیچ فردی در هیچ نقطه از کره زمین حقوقش ضایع نشود .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: