•                  
سه شنبه , ۲۹ مهر , ۱۳۹۹
چهارشنبه, اکتبر 21

نافرمانی مدنی شهروندان ایران در انتخابات

0
107

photo_2017-04-15_01-15-38.jpgدر آغاز ما نیاز هست یک تعریف از واژه نگ=فرمانی مدنی داشته باشیم تا بتوانیم بهتر در این مورد صحبت کنیم . اقدامی سیاسی هست که در آن از اقتدار حکومتی به نشانه اعتراض اخلاقی مورد سرپیچی قرار میگیرد. در سیاست ، از نافرمانی مدنی  با تعابیر دیگری مانند مقاومت مخفی ، مبارزه مـنـفـی ، مـبارزه بدون خشونت ، مقاومت ملایم ، نافرمانی عمومی و عدم اطاعت از حکومت یاد می شود. یـکـی از راه های تغییر و دگرگونی نظام های سیاسی ، نافرمانی مدنی است . در دوران اخـیـر ایـن الگـو را گـانـدی ، رهـبـر اسـتـقـلال هند بنیان نهاد. وی از طریق مبارزه منفی یا نـافـرمـانی مدنی ، استعمار انگلیس را شکست داد و موفق به رهایی هند از یوغ بیگانگان شد. گاندی پس از آن به قهرمان مبارزه با استعمار شهرت یافت .الگـوی دیگر نافرمانی مدنی را ساموئل هانتینگتون ارائه کرد. وی نافرمانی مدنی را در ذیـل امـواج سه گانه دموکراسی در قرن های نوزدهم و بیستم مورد بررسی قرار داد. به نظر وی ، بیشتر کشورهای دنیا طی سه موج از حکومت های اقتدارگرا عبور کرده و به حـکـومـت هـای دمـوکـراتـیـک رسـیـده انـد. هـانـتـیـنگتون برای تغییر رژیم های به اصطلاح اقـتـدارگـرا و مـخـالف آمـریـکـا دسـتـوراتـی را ارائه داده اسـت کـه در حال حاضر به عنوان ((انقلاب های رنگین )) مورد سوء استفاده قرار می گیرد. اما در ایران و با وجود حکومتی خود رای و حیله گر مثل جمهوری اسلامی و با افزایش شدید سرکوب مخالفان وفعالین مدنی و حقوق بشر ، روزنامه نگاران و دیگر شهروندان فعال در عرصه اجتماعی و دیگر اقدامات هراس انگیز نیروهای امنیتی، شهروندان ایرانی با تحریم انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، در یک جنبش فراگیر نافرمانی مدنی، خواسته خود برای دستیابی به حقوق اساسی شهروندی همچون آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی احزاب، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در یک فرایند آزاد، سالم و عادلانه را به جهانیان نشان دادند.   دولت ایران برای خاموش کردن صدای معترضان تا کنون از هیچ اقدامی کوتاهی نکرده است: قطع شبکه اینترنت و تلفن همراه، گماردن  نیروهای حافظ  نظام از نیروهای انتظامی گرفته تا پاسداران و بسیج در خیابان ها برای ایجاد ارعاب، به زندان انداختن رهبران فرضی جنبش و منع خبرنگاران رسانه های خارجی از تهیه خبر و گزارش و با این وجود موفق نشده به اعتراضات خاتمه دهد. از آنجا که حکومت تحرکات معترضین را به شدت زیر نظر دارد آن ها یاد گرفته اند از روزهای مهم تقویم انقلاب برای بیان آنچه که از گفتنش منع شده اند کمال استفاده را ببرند . آنچه مسلم است اینست که استمرار جنبش مدنی چالش گر و خلاق ایران علاوه بر گیج کردن واز کوره به در بردن ولایت فقیه و دارو دسته اش، وجود شکاف در رأس هرم قدرت را مشهودتر ساخته است. چون همه قدرت  حکومت جمهوری اسلامی در افکار و حرکتهای شهروندان ایران خلاصه شده است هر نوعی از حرکت شهروندان در ایران زیر زرهبین نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی رصد میشود از فعالیتهای شهروندان در شبکه های اجتماعی گرفته تا تجمعات اعتراضی شهروندان ایران در قالبهای مختلف . دلیل این اصل که بنده تاکید بر این دارم که نافرمانی مدنی و نوع آن بانی فشار بر حکومت جمهوری اسلامی میشود این است که این حکومت نمیتواند بدون پشتیبانی شهروندان قدم از قدم بردارد . نقش نافرمانی مدنی در ایجاد یک جامعه آرمانی میتواند در حد بسیار زیادی تاثیر گزار باشد . در نظر بگیرید حکومت جمهوری اسلامی چگونه از سیل جمعیت شهروندان در پای صندوقهای رای به نفع خودش سوء استفاده میکند . و این نکته حائز اهمیت است که شهروندان و میتوان گفت نگاه حکومت جمهوری اسلامی به همه شهروندان ایرانی یک نگاه ابزار گونه و صرفا در جهت رفع نیازهای خود در جهت وجهه دادن به حکومت و مشروعیت دادن به ماهیت خود میباشد چرا که این حکومت در عمل هیچ جایگاهی در منظر بین الملی و جهانی ندارد و با اتکا به تفکرات شهروندان و سوء استفاده از آنها میخواهد به خود مشروعیت جهانی و بین الملی بدهد . با نیل به این هدف که همیشه آگاهی رسانی زمینه مورد سوء استفاده قرار گرفتن را از بین میبرد و متاسفانه اکثر غریب به اتفاق شهروندان ایران در عدم آگاهی به سر میبرند و این نکته که همیشه افرادی که زیاد میدانند جائی جز زندان و انفرادی در حکومت جمهوری اسلامی پیدا نکردند این وظیفه شهروندان است که نسبت که بالا بردن سطح معلومات خود در جهت آگاهی حقوق شهروندی خود تلاش کنند که راه حکومت جمهوری اسلامی و افراد اصول گرا و اصلاح طلب برای کلک زدن به آنها بسته شود چون ماهیت فکری افراد اصول گرا و اصلاح طلب بر تفکرات انقلاب ۱۳۵۷ که نتیجه ای جز سرکوب ، خفه قان ، اعدام ، نبود امنیت شغلی و اجتماعی روند رو به رشد رانت خواری فساد در ادارات و کلی مسائل دیگر هست که جامعه ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ دچار آن شد . البته این نکته جای تفکر دارد که حاکمیت ضمن ترسیم خطوط قرمز و امنیتی کردن کامل انتخابات درعین حال برای فریب افکارعمومی جهان و سرکوب کردن صفوف مخالفین داخلی خودش بی میل نیست که تا آن جا که مقدوراست تنورانتخابات را بدون دادن هرگونه امتیاز و هزینه ای گرم کند و به زبان ساده هم از توبره بخورد وهم از آخور.  عزیزان این رسم تاریخ است که همواره نیروهائی که پتانسیل و زمانه بازی گری اشان به پایان رسیده است، با اصرار به ورود مجدد در صحنه، جز در سیمای کمیک و مضحک نمی توانند ظاهرشوند. این که کسانی مثل محمد خاتمی ، محمود احمدی نژاد و تنی چند از فریبکاران حکومت جمهوری اسلامی که نقاب رنگ وارنگ دارند را که  هدفی جز حقه زدن به شهروندان ایران ندارند و این نکته که بدون اذن و اجازه ولی فقیه حتی قادر به اسم نویسی هم نیستند به عنوان نافرمانی مدنی به خورد مردم بدهند چیزی کمتراز تباهی فریبکاری و ابتذال سیاسی  نیست چون اصول گرا اصلاح طلب فرقی نمیکند سران و رهبران این گروه ها قبلتر نیز بر مسند قدرت بوده اند و اگر شهروندی مقداری از هوش و زکاوت خود استفاده کند به سادگی متوجه این نکته این اینها کاری جز فریب کاری و حیله گری بلد نیستند را در میابد . نافرمانی مدنی به عنوان سازوکار بن بست شکن در دموکراسی ها به رسمیت شناخته شده است. یعنی کسانی که وارد فرایند نافرمانی مدنی می شوند را نه برانداز، نه اهل فتنه و نه عامل بیگانه نمی دانند. اصلی ترین و به یک معنا اولین گام یک نظام برای حرکت به سمت دموکراسی، به رسمیت شناختن تعدد و تنوع در جامعه است این تنوع و تعدد شامل قومیت، دین و مذهب، تفاوت جنسیتی و.. می شود. باید بپذیرند که الگوهای زیستی مختلفی که افراد آن جامعه اختیار کردند تا بر اساس آن زندگی کنند، به رسمیت شناخته شود.  برای بررسی شرایط نافرمانی مدنی هر کشور با کشور دیگر فرق می کند ولی اساسا چون جامعه مدنی در این کشورها توسعه پیدا نکرده است یا حتی بعد از رفتن استعمار محدود شده است برای ایجاد تحول و پیشرفت  همه نگاه ها متوجه حکومت هاست. همه تحولات در جامعه منوط به این شده است که ببینند حکومت ها چه کار می کنند. این یک نقصان بزرگ است. حاکمان جمهوری اسلامی و نظام خیال میکنند که جامعه با اعمال دیکتاتوری ثبات دارد ولی تاریخ این را نشان نمی دهد. دستاوردهای بشری به ما نشان می دهد که تا این لحظه آن نظام سیاسی که می تواند باعث شود یک جامعه پیشرفت کند جامعه ای است که  مسوولان حکومتی آن جامعه یا کشور محافظ آزادی، استقلال، عدالت و سازوکارهای دموکراتیک آن باشد. در پایان خاطرنشان میکنم شهروندان ایرانی ملزم به آگاهی هستند و باید برای رسیدن به آرمانهای خود بر آگاهی و آگاهی رسانی تکیه کنند چرا که عدم آگاهی نتیجه ای جز آلات دست شدن  ندارد و این نکته که حکومتی مثل جمهوری اسلامی این حق را ندارد که استفاده ابزاری از شهروندان خود کند چرا که شهروندان آگاه ایران همواره پیگیر مطالبات تاریخی خویش بوده و از هیچ کوششی در جهت وصول آرمانهای آزادی‌خواهانه و دموکراتیک خود به هیچ وجه فروگذار نبوده اند. در صورت پاسخ مثبت و درخور از سوی حاکمیت دولت و جریانات سیاسی حاضر در پروسه‌ی انتخابات به این طرح جامع بی‌شک اولین گامها جهت ایجاد بستری مناسب در راستای حل دموکراتیک مسایل کلان برداشته خواهد شد. در غیر این صورت اراده‌ی سیاسی و مدنی جامعه و شرایط منطقه‌ای و جهانی را برای پیشبرد اهداف آزادیخواهانه در ایران و کسب نتیجه بسیار آماده است و جهت تداوم و ارتقای سطح سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خویش اصرار خواهند نمود ، به امید آزادی ایران و به امید روزی که شهروندان ایرانی آگاهی کامل را پیدا کنند .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

 

برچسب هامقاله ها

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: