https://wp.me/p6xuBy-9Jt

در قسمتی از این نامه آمده است “این نابسامانیهای عظیم و بحرانهای فزاینده، آثار و تبعات خشتهای کجی است که حاکمان در گذشته بنا نهاده اند. آنانی که این آشفتگی و ناامنی گستردهی اجتماعی را به وجود آورده اند؛ اگر تنها اندکی غیرت و شرافت میداشتند؛ یا باید همانند آن دولت مرد باشرف ژاپنی، هارا گیری نمایند و یا آبرومندانه استعفا دهند. بی تردید اعتراضات اخیر پیش لرزههای یک زلزلهی هولناک خواهد بود که اگر چاره و تمهید ریشهای و درست برای آن اندیشیده و به کار گرفته نشود، خسارتهای ویرانگر و جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد”.
متن کامل نامه سرگشاده جعفر اقدامی که برای نشر در اختیار هرانا قرار گرفته است را در ادامه بخوانید:
طی روزهای گذشته شاهد اعتراضات گستردهی مردم به ویژه جوانان در شهرهای مختلف بودیم. این خروش و خیزش عدالت طلبانه و ضد تبعیض در اعتراض به فساد ساختاری حاکمیت استبداد که طی چهار دهه، ناکارآمدی و بی کفایتی خود را به اثبات رسانده است؛ به وقوع پیوست.
مردم به خیابانها آمده بودند تا سهمشان و حقشان را از زندگی فریاد بزنند. آمده بودند که بگویند چرا فانوس زندگیشان در سرزمین نفت و گاز خاموش است. آمده بودند که بگویند مگر قرار نبود علاوه بر بهبود زندگی مادی، زندگی معنویشان نیز بهتر شود. پس چگونه این همه تبعیض و نابرابری، دروغ و ریاکاری و فساد در جامعه شکل یافته است؟ و اینکه چرا کسی به فکر دختران روسپی ۱۴ ساله نیست؟ و چرا انسانیت رعایت نمیشود؟
حاکمیت از طریق صدا و سیمای وابسته به خود که هنری جز نفرتپراکنی، دروغپردازی و توهین به شعور مردم ندارد؛ معترضین را آشوب طلب، اغتشاشگر، فتنهگر، منافق و ایادی آمریکا و صهیونیست معرفی کرد؛ که به اموال عمومی خسارت وارد کرده اند. در صورتی که مسئولیت مستقیم اینگونه حوادث و خسارتهای احتمالی، متوجه حاکمان و صاحبان قدرت می باشد. اول اینکه خسارتهای ایجاد شده در مقابل آتش زدن منافع ملیمان توسط حکومت، اصلا قابل مقایسه نیست.
خسارتهایی که طی این چهل سال بر مردم و کشور وارد شد از اشغال سفارت گرفته تا ادامهی جنگ، از حیف و میل ثروت ملی در پروژهی بدون توجیه هستهای گرفته تا ناپدید شدن میلیاردها دلار درآمد نفتی در دوران احمدی نژاد، و فساد های چند هزار میلیارد تومانی را که با هیچ ارثماطیقی نمیتوان محاسبه نمود. در ثانی، مادامی که احزاب و تشکلهای آزاد و مستقل با محدودیت شدید و سرکوب مواجه هستند، یک نوجوان پانزده ساله از چه طریقی باید اعتراض مدنی، منطقی و مسالمت آمیز را فرابگیرد؟ این احزاب و تشکلهای صنفی و مدنی هستند که بسترهای نهادینه شدن اصول دموکراتیک، خویشتنداری و رفتار عقلایی را در شهروندان فراهم میسازند.
آری این خودکامگان حاکم هستند که با انحصار طلبی سیاسی، اقتصادی و رسانه ای و زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی و آزادیهای اساسی مردم و حذف و منزوی ساختن نیروهای شایسته و کاردان و همچنین مسدود ساختن فرایندهای دموکراتیک و عقلانی تصمیمسازی و تصمیمگیری در حوزههای کلان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باعث به هدر رفتن سرمایههای عظیم مادی و انسانی شدند.
این نابسامانیهای عظیم و بحرانهای فزاینده، آثار و تبعات خشتهای کجی است که حاکمان در گذشته بنا نهاده اند. آنانی که این آشفتگی و ناامنی گستردهی اجتماعی را به وجود آورده اند؛ اگر تنها اندکی غیرت و شرافت میداشتند؛ یا باید همانند آن دولت مرد باشرف ژاپنی، هارا گیری نمایند و یا آبرومندانه استعفا دهند. بی تردید اعتراضات اخیر پیش لرزههای یک زلزلهی هولناک خواهد بود که اگر چاره و تمهید ریشهای و درست برای آن اندیشیده و به کار گرفته نشود، خسارتهای ویرانگر و جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد.
امام اول شیعیان فرموده است: “هرگاه فساد و ظلم در جامعهای رواج یابد، از دو حال خارج نیست. یا حاکمان در آن نقش داشته و یا اینکه شایستگی و لیاقت ادارهی جامعه را نداشته و باید کنارهگیری کنند.”
در پایان ضمن عرض تسلیت به خانوادهی جانباختگان اعتراضات اخیر، همدردی عمیق خود را با آنان ابراز میدارم و برایشان صبر و شکیبایی آرزومندم.
شاهین (جعفر) اقدامی / بیستم دی ماه ۹۶ / زندان رجاییشهر- کرج
درباره نویسنده نامه لازم به یادآوری است، جعفر اقدامی آخرین بار در هشتم شهریور ماه ۱۳۸۷ و در حالی که تنها چهار ماه از آزادی اش می گذاشت، پس از شرکت در مراسم سالگرد قربانیان دهه شصت در خاوران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، وی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به پنج سال زندان محکوم شد و این حکم پس از اعتراض دادستانی در مرحله ی تجدید نظر به ده سال افزایش یافت.
این زندانی سیاسی پس از حدود دو سال از بند ۳۵۰ اوین به زندان رجایی شهر کرج و همراه با سایر زندانیان سیاسی به سالن ۱۲ این زندان انتقال یافت.
جعفر اقدامی پیش از این نیز نیز در سال های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۰ بازداشت و زندانی شده بود، در تیرماه ۱۳۷۸ و همزمان با اعتراضات کوی دانشگاه، وی از سوی نیروهای لباس شخصی دستگیر و به زیرزمین ساختمان ژاندارمری الغدیر (نام قدیم مرکز) منتقل شد و پس از یک ماه با تودیع کفالت آزاد شد.
وی در سال ۱۳۸۰ نیز به دلیل فعالیت هایش از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به ۶ سال زندان محکوم شد و پس از پایان حبس در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ آزاد شد.
جعفر اقدامی هم اینک، در نهمین سال حبس خود در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود.