https://wp.me/p6xuBy-UUf
حقوق بشر در ایران ـ امروز سه شنبه ۲۵شهریورماه ۱۴۰۴، دستکم ۱۷ هزار دانش آموز از حق تحصیل در مدارس استان گیلان محروم هستند.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از فارس، روز یکشنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۴۰۴، هادی حقشناس، استاندار گیلان از شناسایی، دستکم ۱۷ هزار کودک و نوجوان بازمانده از حق تحصیل در آن استان، خبر داد. موضوعی که ضرورت برنامهریزی فوری آموزش و پرورش و نهادهای حمایتی برای بازگرداندن کودکان و نوجوانان به چرخه تحصیل را برجسته میکند.
استاندار گیلان، در تشریح این خبر گفت:”در سال تحصیلی گذشته شمار دانشآموزان بدو ورود به دبستان بیش از ۲۷ هزار نفر بود، اما در سال تحصیلی جدید این رقم به ۲۵ هزار و ۲۰۰ نفر کاهش یافته است.”
وی در ادامه افزود:”کاهش جمعیت دانشآموزی و وجود ۱۷ هزار بازمانده از تحصیل زنگ خطری جدی برای آینده استان است و نباید نسبت به آن بیتوجه بود.”
حق شناس تصریح کرد:”در سال ۱۴۰۰، تعداد دانشآموزان پایه اول ابتدایی ۳۴ هزار و ۵۰۰ نفر بوده و پیشبینیها حاکی است که طی پنج سال آینده این رقم به ۱۹ هزار نفر خواهد رسید.”
لازم به ذکر است، استان گیلان با جمعیتی حدود ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر، از دیرباز به عنوان استانی پیشرو در زمینه آموزش و پرورش شناخته میشود، اما کاهش محسوس تعداد دانشآموزان و بازماندگان از تحصیل، زنگ خطری برای آینده توسعه استان و سرمایه انسانی آن به شمار میآید.
این مسئله نشان میدهد که تنها فراهم کردن مدارس کافی و معلم متخصص کافی نیست و نیاز به برنامهریزی جامع، حمایت خانوادهها و نهادهای حمایتی، و استفاده از ظرفیت خیرین و جامعه محلی ضروری است.
آمارهای موجود نشان میدهد که در سال تحصیلی گذشته بیش از ۳۷۰ هزار دانشآموز در حدود ۴ هزار واحد آموزشی استان مشغول به تحصیل بودهاند، اما روند کاهش جمعیت و بازماندگی از تحصیل، مسئولان را به برنامهریزی فوری و اقدام جدی برای جبران این خلأ فراخوانده است.
کاهش جمعیت دانشآموزی و افزایش بازماندگان از تحصیل در گیلان، علاوه بر تهدید آموزش رسمی، میتواند آینده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان را تحت تأثیر قرار دهد.
ضرورت دارد آموزش و پرورش، نهادهای حمایتی، خیرین و جامعه محلی با همکاری یکدیگر برنامههای هدفمند و فوری برای بازگرداندن کودکان و نوجوانان به چرخه تحصیل اجرا کنند تا مسیر توسعه پایدار استان تضمین شود.
بازماندگان از حق تحصیل در ایران پدیدهای چندبعدی و ریشهدار است که تحتتأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قرار دارد. تحلیل کلی این موضوع به شرح زیر است:
۱. عوامل اقتصادی
-
فقر و نابرابری اقتصادی: بسیاری از خانوادهها توانایی تأمین هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل (لباس، لوازمالتحریر، رفتوآمد) را ندارند.
-
کار کودکان: در مناطق محروم، کودکان به دلیل کمک به معیشت خانواده ناچار به ترک تحصیل میشوند.
۲. عوامل اجتماعی و فرهنگی
-
ازدواج زودهنگام دختران: در برخی مناطق، فشارهای فرهنگی و سنتی منجر به ترک تحصیل دختران در سنین پایین میشود.
-
محدودیتهای فرهنگی و جنسیتی: نگاههای تبعیضآمیز نسبت به تحصیل دختران یا اقلیتهای مذهبی و قومی سبب میشود برخی خانوادهها مانع ادامه تحصیل فرزندان شوند.
۳. عوامل ساختاری و سیاسی
-
کمبود امکانات آموزشی: نبود مدارس کافی در روستاها و مناطق دورافتاده و کیفیت پایین زیرساختها، دسترسی به آموزش را دشوار میکند.
-
سیاستهای تبعیضآمیز: برخی اقلیتهای مذهبی (مانند بهاییان) و گروههای اجتماعی بهصورت سیستماتیک از حق تحصیل در دانشگاهها و حتی مدارس محروم شدهاند.
-
نظام متمرکز آموزشی: انعطافناپذیری ساختار آموزشوپرورش در ایران باعث میشود که کودکان با نیازهای ویژه یا شرایط خاص نتوانند در سیستم رسمی باقی بمانند.
۴. پیامدها
-
افزایش فقر بیننسلی: محرومیت از تحصیل چرخه فقر را بازتولید میکند.
-
تشدید نابرابری جنسیتی و اجتماعی: این وضعیت به حاشیهنشینی گروههای آسیبپذیر دامن میزند.
-
کاهش توسعه پایدار: سرمایه انسانی کشور تضعیف شده و توان رقابت علمی و اقتصادی کاهش مییابد.
۵. راهکارهای پیشنهادی
-
حمایت مالی از خانوادههای کمدرآمد از طریق بورسیهها یا کمکهای هدفمند.
-
توسعه مدارس در مناطق محروم و ایجاد امکانات آموزشی رایگان یا ارزان.
-
رفع تبعیضهای ساختاری و تضمین دسترسی برابر به آموزش برای همه گروهها بدون توجه به جنسیت، مذهب یا قومیت.
-
افزایش انعطافپذیری نظام آموزشی با ارائه آموزش از راه دور و برنامههای جایگزین برای کودکان کار یا مناطق دورافتاده.
جمعبندی: بازماندگان از تحصیل در ایران صرفاً نتیجه مشکلات فردی نیستند بلکه بازتاب ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و حقوقی نابرابرند. حل این معضل نیازمند اصلاحات ساختاری، توجه به عدالت آموزشی و رفع تبعیضهای قانونی و فرهنگی است.
Subscribe to get the latest posts sent to your email.

