https://wp.me/p6xuBy-S4c
حقوق بشر در ایران ـ امروز جمعه ۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴، در حالی که ایران سالهاست با بحران زیستمحیطی، تخریب زیستگاهها و کاهش جمعیت گونههای نادر روبهرو است، کشف لاشهی دو توله پلنگ ایرانی در ارتفاعات منطقه کهت، در پارک ملی خبر کرمان، بار دیگر نشان داد که بیتوجهی، بیبرنامگی و سهلانگاری مدیریتی، قاتلان بیچهره طبیعت ایراناند.
مرگ بیپاسخ در کوههای خبر
معاون اداره کل محیط زیست کرمان، در گفتگو با خبرنگار ایرنا، خبر کشف لاشهی دو توله پلنگ ایرانی را در منطقه حفاظت شده پارک ملی خبر اعلام کرد؛ لاشههایی که هنوز علت مرگ شان مشخص نشده، اما زنگ خطری جدی برای بقای گونهای در حال انقراض به شمار میروند. تولههایی که شاید قربانی تعارض با انسان، مسمومیت، شکار غیرمجاز یا ضعف نظارت محیطزیستی شدهاند؛ قربانیانی در سکوت و بیپناهی.
پلنگ ایرانی؛ میراثی که در حال پاک شدن از نقشه حیات ایران است
پلنگ ایرانی یکی از زیرگونههای در خطر انقراض پلنگ آسیایی است که در فهرست سرخ IUCN قرار دارد. جمعیت تخمینی این گونه در ایران، کمتر از ۵۰ قلاده است. هر مرگ، مرگی ژنتیکی، مرگی اکولوژیک، و مرگی تاریخی است. نابودی این گونه، نه فقط نابودی یک جانور، بلکه حذف بخشی از هویت زیستی ایران است.
قانون چه میگوید و جمهوری اسلامی چه میکند؟
بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب ۱۳۵۳ و همچنین ماده ۶۸۰ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)، هرگونه آسیب، شکار، یا صید غیرمجاز گونههای حمایتشده، جرم تلقی میشود و مستوجب مجازات است. اما قوانین روی کاغذ باقی ماندهاند.
سازمان حفاظت محیط زیست که باید حافظ گونههایی چون پلنگ ایرانی باشد، سالهاست از کمبود بودجه، کمبود نیرو و اختیارات محدود در برابر وزارتخانهها و نهادهای نظامی و امنیتی گلایه میکند؛ اما هیچگاه حاضر به پاسخگویی، شفافیت یا استعفا در برابر فجایع زیستمحیطی نیست.
حفاظت نمایشی و سیاستهای ضدحیات
در حالی که در رسانهها از «اهمیت تنوع زیستی» و «لزوم حمایت از گونههای خاص» سخن گفته میشود، در عمل:
• پروژههای جادهسازی از دل زیستگاههای حساس عبور میکنند،
• معدنکاوی کوهستانها را ویران میکند،
• کشاورزی بیضابطه و سدسازی، اکوسیستمهای طبیعی را میخشکاند،
• و نیروهای محیطبان، بیامکانات و گاه خود تحت تعقیب، رها شدهاند.
این روند، نشان از نبود یک سیاست محیطزیستی کلنگر، مؤثر و عدالتمحور در جمهوری اسلامی دارد.
ابعاد کیفری و قصور سازمانی؛ چه کسی پاسخگوست؟
کشف لاشه دو توله پلنگ، اگر حاصل بیتوجهی، شکار غیرمجاز یا مسمومیت باشد، باید طبق قانون به عنوان قتل حیاتوحش پیگیری شود. بر اساس قانون شکار و صید (مصوب ۱۳۴۶ با اصلاحات بعدی)، مسئولیت نظارت و پیشگیری بر عهده سازمان محیط زیست است.
در صورت قصور مدیریتی یا نبود گشت مؤثر در مناطق حساس، معاونت محیط زیست کرمان نیز باید مورد بازخواست قانونی و عمومی قرار گیرد. هیچ مدیری نباید پشت نام «بررسی علت مرگ» پنهان شود.
تحلیل حقوق بینالمللی؛ نقض تعهدات جمهوری اسلامی
ایران عضو کنوانسیون تنوع زیستی (CBD)، کنوانسیون رامسر و کنوانسیون تجارت بینالمللی گونههای در خطر (CITES) است. طبق این تعهدات، ایران موظف به:
• شناسایی و حفاظت از گونههای در خطر،
• اختصاص بودجه کافی برای حفاظت از تنوع زیستی،
• و ارائه گزارشهای دقیق به نهادهای بینالمللی است.
اما تکرار مرگومیر در میان گونههای نادر، نشاندهنده نقض مداوم تعهدات بینالمللی است. جمهوری اسلامی با این عملکرد، نهتنها سرمایههای طبیعی داخلی، بلکه اعتبار زیستمحیطی خود در جهان را نیز از دست داده است.
فراتر از یک لاشه؛ مرگ پلنگ، مرگ امید است
دو توله پلنگ مردند، اما آنچه دفن شد فقط گوشت و خون نبود؛ امید به حفظ یک زیستبوم، ایمان به قانون، باور به نجات هم در آن لاشهها مدفون شد. امروز پلنگ، فردا شاید یوزپلنگ، پسفردا شاید درخت بلوط، رودخانه، تالاب، یا خود انسان.
مرگ پلنگها، آیینه مرگ تدریجی سرزمینیست که نمیخواهد بشنود
تا وقتی حفاظت محیط زیست ابزار تبلیغاتی است، نه ابزار حکمرانی؛ تا وقتی قاتلان طبیعت پاسخگو نیستند؛ تا وقتی بومیان حاشیهنشیناند و شکارچیان سازمانیافته در امان، باید هر روز آماده باشیم برای شنیدن خبر مرگ دیگر… لاشهای دیگر… گونهای دیگر…
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

