https://wp.me/p6xuBy-QNH
حقوق بشر در ایران ـ امروز شنبه ۴ اسفند ماه ۱۴۰۳، احکام اعدام دستکم ۴زندانی با اتهامات «موادمخدر» یا قتل عمد» در زندان گنبد کاووس، قزلحصار کرج و زندان مرکزی آمل اجرا شد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، سحرگاه پنجشنبه ۲ اسفند ماه ۱۴۰۳، محمود براهویی ـ اهل زاهدان به همراه حسین ساسانی، دو زندانی متهم به «قاچاق موادمخدر» و محبوس در زندان قزلحصار کرج، اعدام شدند.
براساس اعلام سازمان حقوق بشر ایران:”حسین ساسانی و محمود براهویی از بابت اتهام «قاچاق موادمخدر» چند سال قبل، دستگیر و توسط قاضی شعبه دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بودند.”
اعدام این زندانیان تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه چهارشنبه ۱ اسفند ماه ۱۴۰۳، مالک پارسا، متولد: ۱۳۶۱، اهل محله اسکو در شهرستان آمل واقع در استان مازندران، متهم به«قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس» در زندان مرکزی آمل اعدام شد.
یک منبع مطلع درخصوص اعدام این زندانی به سازمان حقوق بشر ایران گفت:”مالک پارسا اهل محله اسکو در آمل بود و از چهار سال پیش به اتهام قتل یک مرد سالخورده با ضربات چاقو بازداشت و به قصاص محکوم شده بود.”
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه پنجشنبه ۲ اسفند ماه ۱۴۰۳، میلاد ناصری، متولد: ۱۳۷۹، متهم به «قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس» در زندان شهرستان گنبدکاووس از توابع استان گلستان، اعدام شد.
یک منبع مطلع درخصوص اعدام این زندانی به سازمان حقوق بشر ایران گفت:”میلاد ناصری اهل روستای زینبآباد از توابع شهرستان رامیان بود. او از چهار سال پیش با اتهام قتل بازداشت و به قصاص محکوم شده بود.”
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
آیا این اعدامها عدالت را اجرا میکنند؟ یا نشانهای از فساد سیستم قضاییاند؟
در بسیاری از پروندههای اعدام در ایران، نبود شفافیت، شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری، و نداشتن وکیل مستقل، عوامل اصلی در صدور احکام اعدام هستند.
• اتهامات مبهم و غیرقابلاثبات: در بسیاری از موارد، زندانیان با اتهاماتی چون «محاربه» یا «افساد فیالارض» محاکمه میشوند که تعریف دقیقی در قوانین بینالمللی ندارد و بیشتر بهانهای برای حذف مخالفان و منتقدان است.
• عدم شفافیت در دادرسی: خانوادههای قربانیان معمولاً از زمان دقیق اجرای حکم بیخبرند و حتی اجازه آخرین ملاقات با عزیزانشان را پیدا نمیکنند.
• عدم رعایت استانداردهای بینالمللی: دادگاههای انقلاب، که وظیفه صدور این احکام را بر عهده دارند، بدون رعایت حداقلهای یک محاکمه عادلانه، احکام مرگ را صادر میکنند.
چرا جمهوری اسلامی به اعدامهای گسترده ادامه میدهد؟
در ماههای اخیر، حکومت ایران بهشدت از موج اعتراضات مردمی و افزایش خشم عمومی هراس دارد.
اعدامهای پیدرپی، نشان از چند واقعیت دارد:
۱. ایجاد رعب و وحشت در جامعه: حکومت تلاش دارد با افزایش اعدامها، فضای ارعاب ایجاد کند و مردم را از اعتراض و قیام بازدارد.
۲. بهرهبرداری از اعدام بهعنوان ابزار سیاسی: جمهوری اسلامی، بهجای حل مشکلات واقعی مردم، از اعدام برای کنترل نارضایتیها استفاده میکند.
در بسیاری از کشورها، مجازات اعدام به دلیل غیرانسانی بودن و ناکارآمدی آن در کاهش جرایم حذف شده است. اما جمهوری اسلامی، برخلاف روند جهانی، بهطور مداوم از این مجازات استفاده کرده و حتی آن را در مواردی به ابزاری برای انتقام سیاسی و سرکوب مخالفان تبدیل کرده است.
جمهوری اسلامی سابقه طولانی در استفاده از اعدام برای خاموش کردن مخالفان و ایجاد فضای وحشت در جامعه دارد. بسیاری از زندانیان سیاسی که در اعتراضات سالهای اخیر بازداشت شدهاند، با احکام اعدام روبهرو شدهاند. علاوه بر این، مقامات جمهوری اسلامی تلاش دارند تا اعدامهای زندانیان عادی را نیز بهشکلی گسترده اجرا کنند تا موج گستردهای از ترس را در جامعه تزریق کرده و اعتراضات را سرکوب کنند.
در چنین شرایطی، نبود شفافیت در اطلاعرسانی و اجرای احکام اعدام، باعث افزایش نگرانیها شده است. مقامات جمهوری اسلامی اغلب تا مدتها پس از اجرای احکام، هیچ اطلاعیهای درباره آن صادر نمیکنند و تنها زمانی که خبرها از طریق رسانههای مستقل یا سازمانهای حقوق بشری منتشر میشود، مجبور به واکنش میشوند.
با افزایش اعدامها در ایران، سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بینالمللی بارها نسبت به این سیاست وحشیانه هشدار دادهاند. نهادهای بینالمللی نظیر سازمان ملل، عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر بارها خواستار توقف اعدامها در ایران شدهاند و این مجازات را نقض آشکار حقوق بشر و کنوانسیونهای بینالمللی دانستهاند.
اما جمهوری اسلامی، به جای گوش دادن به این هشدارها، بر اجرای هرچه بیشتر این احکام تأکید دارد. با چنین رویهای، ایران نهتنها در مسیر انزوای بینالمللی پیش میرود، بلکه نارضایتی و خشم عمومی در داخل کشور نیز روزبهروز افزایش مییابد.
اعدام، تنها یک نمونه از سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی است که روزبهروز خشونتآمیزتر میشود. استفاده گسترده از اعدام، نهتنها نشان از یک حکومت بیرحم و استبدادی دارد، بلکه حاکی از ترس و ضعف یک نظام در حال فروپاشی است.
اعدامهای گستردهی زندانیان در ایران، نهتنها جنایت علیه شهروندان این کشور، بلکه نقض آشکار حقوق بشر در سطح بینالمللی است.
سوال اینجاست: آیا جامعه جهانی همچنان در برابر این کشتار خاموش، سکوت خواهد کرد؟
• سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری باید فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی وارد کنند.
• کشورهای اروپایی و آمریکا باید اعدامهای گسترده را بهعنوان نقض شدید حقوق بشر محکوم کنند.
• افکار عمومی جهان نباید اجازه دهد که این کشتار خاموش، بدون واکنش بماند.
اعدامهای گسترده در ایران، نشان میدهد که جمهوری اسلامی هیچ برنامهای برای کاهش خشونت دولتی ندارد و همچنان با اعدامهای گروهی، در حال تحمیل وحشت بر جامعه است.
اما تاریخ ثابت کرده است که حکومتی که بر پایه سرکوب و خونریزی بنا شده، دوام نخواهد آورد. جمهوری اسلامی شاید بتواند برای مدتی با طناب دار، مردم را ساکت کند، اما خشم فروخوردهی جامعه، روزی این نظام را در هم خواهد شکست.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

