https://wp.me/p6xuBy-V9S
حقوق بشر در ایران ـ امروز چهارشنبه ۲مهرماه ۱۴۰۴، شماری از خانواده های دانش آموزان شهر انار به علت اعتراض به کمبود فضای آموزشی با پرونده سازی قضایی مواجه شدند.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از هم میهن، طی روزهای گذشته، جمعی از خانوادهای دستکم ۱۴۰ دانش آموزان ساکن شهر انار از توابع استان کرمان، که در پی محرومیت از حق دسترسی به امکانات و فضای آموزشی مناسب برای فرزندانشان در مقابل ساختمان اداره آموزش و پرورش آن شهرستان، تجمع اعتراضی براساس اصل ۲۷ قانون اساسی ایران، برگزار کرده بودند که در پی آن به اداره اطلاعات آن شهرستان، احضار و با پرونده سازی قضایی مواجه شدند.
براساس این گزارش، هنرستان رئیسی شهر انار، یکی از مدارسی است که بیجا شده و دانشآموزانش با شروع سالتحصیلی نگران و بلاتکلیفاند.
حسین میرکی، مدیر پیشین هنرستان فنی رئیسی انار که بهدلیل فشارها مجبور به استعفا شده و دانشآموزان این هنرستان رابطه خوبی با او دارند اعلام کرد استعفای او بهدلیل شرایط حاد مدیریتی، فقدان شفافیت تصمیمگیریها و فشارهای بیرونی بوده:”هدفم حفظ شأن مدرسه، دانشآموزان و خانوادهها بود اما شرایط بهگونهای پیش رفت که ادامه کار دیگر ممکن نبود. امسال بعد از ۱۸ سال معلمی، بعد از احضار به اطلاعات با اتهامات واهی (بهدلیل تجمع خانوادههای هنرجویان در آموزشوپرورش) بهدلایل شخصی و خانوادگی امکان ادامه همکاری ندارم. همسرم بهواسطه اضطرابها و استرسهای پیشآمده دچار کسالت و بستری شدند و هنوز درگیر تبعات این اتفاقات پیشآمدهایم.”
تا دو روز پیش، ۱۴۰ دانشآموز تنها هنرستان پسرانه شهر انار کرمان، هیچ ساختمانی برای ادامهتحصیل نداشتند. هنرستان فنی رئیسی که قرار بود در ساختمان آموزش و پرورش مستقر شود، هنوز محل مشخصی نیافته بود و مسئولان این اداره هم روی صندلیهایشان نشستهاند و میگویند، ساختمان را خالی نمیکنند. هنرستان شهید رئیسی که دانشآموزانش در رشتههای الکتروتکنیک، تاسیسات مکانیکی و صنایع شیمیایی تحصیل میکردند، از مهرماه ۱۴۰۳، شروع بهکار کرد و بهدلیل کمبود جا قرار بود به ساختمان اداره آموزشوپرورش منتقل شود اما به فاصله کمی مانده تا بازگشایی مدارس، مسئولان این اداره میگویند ساختمان را برای تبدیلشدن به مدرسه تحویل نمیدهند.
در روزهای گذشته برای اعتراض به این موضوع، آنقدر این دانشآموزان و خانوادههایشان رفتند و آمدند، تجمع کردند و پلاکارد بهدست گرفتند تا برای عدهای پرونده قضایی باز شد، مدیر مدرسه مجبور به استعفا شد و حالا ۱۴۰ دانشآموزی که هنوز تکلیف مکان و مدیریتشان روشن نیست، اعلام کردهاند که در صورت نشنیدن خواستههایشان، ترکتحصیل خواهند کرد. این دانشآموزان روی پلاکاردهایشان نوشته بودند: «آقای انارکی محمدی، نماینده انار در مجلس، قول شما برای انتقال هنرستان به اداره، به کجا رسید؟» و «انتقال هنرستان به اداره».
«جمیله زعیمحسینی»، رئیس انجمن اولیا و مربیان هنرستان فنی رئیسی شهر انار که پسرش دانشآموز این هنرستان است، به «هممیهن» میگوید سال گذشته، درست دو روز مانده به ۲۸ شهریورماه سال گذشته، والدین را جمع کرده در اداره آموزشوپرورش تا به این وضعیت اعتراض کنند: «چندسالی بود که مجوز تأسیس هنرستان صادر شده بود، اما هیچوقت نتوانسته بودند هنرستان را در شهر جا بیاندازند. همانموقع به والدین گفتم، باید حمایت کنیم تا این مدرسه راه بیفتد و مجوز باطل نشود. خانوادهها پای کار آمدند، خیلیها فرزندانشان را ثبتنام کردند.
پس از چندینماه چالش، «اقدسسادات موسوی» که از مردادماه امسال سرپرست اداره آموزشوپرورش انار شده و حاضر به گفتوگو با «هممیهن» نشد، برای حلوفصل این موضوع، دانشآموزان مدرسه دخترانه «اسماعیلی» را به دبیرستان «قمر» منتقل کرده و دبیرستان اسماعیلی را در اختیار پسران هنرستانی گذاشتهاند؛ موضوعی که مشکل جدیدتری بهوجود آورده، حالا دخترها شدهاند ۲۸۰ دانشآموز با کلاسهای ۴۰ نفره؛ اما این دانشآموزان هم با کمبود فضا مواجهند و امکاناتی که پاسخگویشان نیست.
در هفتههای اخیر، بحران کمبود فضاهای آموزشی در ایران به نقطهای بحرانی رسیده است. براساس گزارش کارشناسان سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس، کشور با کمبود بیش از ۱۰۲ هزار کلاس درس مواجه است که روی ترکتحصیل دانشآموزان تاثیر مستقیم دارد؛ این وضعیت بهویژه در پنج استان تهران، خراسان رضوی، اصفهان، البرز و خوزستان که بیش از ۵۰ درصد از این کمبود را به خود اختصاص دادهاند، حادتر است.
فعالان حوزه آموزشوپرورش میگویند در این شرایط، بحران کمبود فضاهای آموزشی بهویژه در مناطق پرجمعیت و مهاجرپذیر، نیازمند توجه فوری و اقدامات جدی مسئولان است. بهگفته آنها، افزایش ظرفیت مدارس، احداث مدارس جدید، مقاومسازی مدارس فرسوده و جذب خیرین مدرسهساز ازجمله راهکارهاییاند که میتوانند به کاهش این بحران کمک کنند.
حالا تخریب و نوسازی بعضی مدارس فرسوده هم خود بار دیگری بر آموزشوپرورش شده است؛ نمونهاش مدرسهای در روستای «سیویر» در استان گیلان که قرار است تخریب شود. دو مدرسه ابتدایی و متوسطه در روستای «سیویر» در استان گیلان در بخش «رانکوه» شهرستان املش کنار هم هستند. بنای یکی از مدارس قبل از انقلاب و بعدی، بعد انقلاب ساخته شده و حالا به خانوادههای دانشآموزان مدرسه که مقطع اول متوسطه در آنجا تدریس میشود، گفته شده ساختمانی که بعد از انقلاب ساختهشده، باید تخریب شود.
شواهد و آمارها
۱. تعداد دانشآموزان بازمانده از تحصیل
-
در سال تحصیلی ۱۴۰۲ ـ ۱۴۰۳، بیش از ۹۵۰ هزار دانشآموز در ایران به طور رسمی از تحصیل محروماند یا ترک تحصیل کردهاند.
-
در تهران به تنهایی، حدود ۱۶۲ هزار کودک و نوجوان شناسایی شدند که از تحصیل بازماندهاند.
-
در مقطع متوسطه، دستکم ۲۱۶ هزار دانشآموز به دلایلی مانند مشکلات اقتصادی یا اجتماعی نتوانستند ادامه تحصیل دهند.
-
در استان زنجان، مدیر کل آموزشوپرورش اعلام کرده است که حداقل ۷۹۰ دانشآموز از حق تحصیل در آن استان محروماند.
۲. گروههای آسیبپذیر
-
دختران: آمار نشان میدهد که در مقطع دبیرستان نرخ رفتن به مدرسه برای دختران پایینتر از پسران است؛ بسیاری از دختران به دلیل ازدواج زودهنگام یا مسئولیتهای خانواده ترک تحصیل میکنند.
-
کودکان روستایی، عشایر و مناطق دورافتاده: فاصله زیاد مدرسه، نبود مدرسه در محل زندگی، هزینه رفتوآمد، زندگی چادرنشینی یا نوآموزی در گروههای کوچکی که تحرک دارند، همه موانع مهمیاند.
-
کودکان دارای معلولیت: گزارش دیدهبان حقوق بشر نشان میدهد که کودکان معلول با موانع ساختاری در دسترسی به مدارس فراگیر روبرو هستند؛ سنجش سلامت ورود به مدرسه یکی از مراحلی است که گاهی باعث محرومیت کامل میشود.
-
اقلیتهای دینی و مذهبی: شهروندان بهائی نمونهای بارزند؛ برخی از آنها با بخشنامههایی روبرو شدهاند که مانع ورودشان به دانشگاه میشود.
-
زبان مادری و اقلیتهای قومی: دانشآموزانی که زبان مادریشان فارسی نیست در بعضی مناطق به دلیل عدم توانایی در آزمونهای زبان رسمی یا نبود کلاسهای آموزش به زبان محلی، محروم میشوند. مثلاً در خوزستان (اهواز و ساحل کارون) و مناطق عربنشین.
۳. علل و موانع محرومیت از تحصیل
-
اقتصادی: هزینههای غیررسمی تحصیل (کتاب، لباس، رفتوآمد) سنگین است؛ خانوادههای کمدرآمد قادر به تأمین این هزینهها نیستند.
-
فاصله و زیرساخت نامناسب: نبود مدرسه نزدیک، مخصوصاً در روستاها و برای دختران یا کودکان معلول، مشکلات حملونقل و زیرساخت معلم و امکانات مناسب.
-
مسائل فرهنگی و اجتماعی: فشارهای خانوادگی، ازدواج زودهنگام دختران، نگرشها درباره ضرورت یا اولویت آموزش برای دختران، نگرانی درباره مختلط بودن مدارس یا رفتوآمد آنها.
-
نظری و قانونی: وجود مقررات و بخشنامههایی که مانع ثبت نام یا ادامه تحصیل برخی گروهها میشوند، مثل بهائیان؛ یا آزمون زبان فارسی برای کودکانی که زبان اولشان غیر فارسی است.
-
تبعیض ساختاری نسبت به معلولان: نبود مدارس مناسب، امکانات کمینه یا عدم تطبیق فضاها برای معلولان؛ مشکلات دسترسی فیزیکی و سیاستهایی مانند «سنجش سلامت» ورود که ممکن است منجر به عدم اجازه ورود شود.
-
پیامدها
-
کاهش فرصتهای آینده: ترک تحصیل یا محروم شدن از تحصیل اثر مستقیم بر اشتغال، توانمندیهای اقتصادی و استقلال فردی دارد.
-
تداوم نابرابریها: محرومیت تحصیلی برای گروههای محروم (دختران، معلولان، اقلیتها) باعث استمرار شکافهای جنسیتی، قومی، مذهبی و منطقهای میشود.
-
تأثیر اجتماعی-فرهنگی: محروم شدن کودکان از تحصیل نه تنها بر فرد تأثیر میگذارد، بلکه بر خانواده و جامعه نیز؛ افزایش فقر، کاهش مشارکت اجتماعی، کاهش مشارکت سیاسی.
-
خطر افزایش آسیبپذیری: کودکانی که در مدرسه نیستند معمولاً بیشتر در معرض کار کودکان، ازدواج زودرس، بهرهکشی یا سوءاستفادهاند.
چارچوب حقوقی
-
قانون اساسی ایران در اصولی مانند اصل ۳۰ و اصل ۱۹ بر ضرورت آموزش همگانی و برابری تأکید دارد و حقوق برابر را فارغ از دین، قوم، زبان و وضعیت معلولیت اعلام میکند.
-
ایران پیماننامه حقوق کودک را پذیرفته است؛ طبق آن کودکان حق آموزش دارند، آموزش ابتدایی باید برای همه رایگان باشد و باید اقدامی شود تا دسترسی برابر تأمین گردد.
-
همچنین اسناد بینالمللی مانند میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR)، و کنوانسیونهای مرتبط با حقوق افراد دارای معلولیت، به همین موضوع اشاره دارند.
راهکارهای پیشنهادی و مداخلات موردنیاز
۱. تقویت زیرساخت آموزشی در مناطق محروم و روستایی
-
ساخت مدارس نزدیک به محل زندگی بچهها؛
-
طراحی سیستم حملونقل مناسب یا خوابگاه برای دانشآموزان دورافتاده؛
-
بهبود امکانات و نیروی انسانی متخصص.
۲. حمایت اقتصادی از خانوادهها
-
تأمین کمک هزینههای مستقیم برای تحصیل (کتاب، لباس، هزینه رفتوآمد)؛
-
کاهش هزینههای غیررسمی در مدارس؛
-
امکان پرداخت قسطی یا سیستم معافیت.
۳. اصلاح مقررات تبعیضآمیز
-
لغو ممنوعیتهای ورود به دانشگاه به دلیل دین یا مذهب؛
-
رفع آزمونها یا بخشنامههایی که زبان مادری را مانع میسازند؛
-
تطبیق نظام آموزشی با نیازهای معلولان؛ ایجاد مدارس یا کلاسهای فراگیر با تجهیزات مناسب.
۴. حمایت فرهنگی و اجتماعی
-
آموزش به خانوادهها درباره اهمیت تحصیل دختران؛
-
فعالیتهای اجتماعی برای تغییر نگرش نسبت به تحصیل دختران و کودکان معلول؛
-
مشاوره و برنامهریزی محلی برای جلوگیری از ازدواج زودهنگام.
-
۵. نظارت، شفافیت و دادهمحوری
-
انتشار آمار دقیق و تفکیکشده بر حسب جنس، منطقه، قومیت، معلولیت و وضعیت اقتصادی؛
-
نظارت مستقل بر اجرای حقوق تحصیل؛
-
مشارکت جامعه مدنی و سازمانهای حقوق بشری در پیگیری موارد محرومیت و بازگرداندن کودکان به مدارس.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

