https://wp.me/p6xuBy-Ryn
حقوق بشر در ایران ـ امروز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۱۴۰۴، یک دختر ۱۶ ساله در شهرستان راسک، پس از اقدام به خودکشی جان باخت.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین فعالین بلوچ، طی روزهای اخیر، «م ـ ب»، متولد: ۱۳۸۸، ساکن شهرستان راسک از توابع استان سیستان و بلوچستان، در پی افزایش فشارهای روحی ـ روانی و محرومیت از حق امید به زندگی و آینده، پس از اقدام به خودکشی، جان باخت. این خودکشی نشاندهنده یک بحران جدی است که به نظر میرسد نه تنها ناشی از مشکلات فردی و خانوادگی، بلکه نتیجه سیاستهای اجتماعی و حقوقی جمهوری اسلامی است که در سطح کلان، به حقوق انسانی و روانی شهروندان توجه کافی ندارد.
خودکشی؛ نتیجه مستقیم بحرانهای اجتماعی یا بخشی از یک معضل گستردهتر؟
خودکشی این دختر نوجوان نه تنها یک فاجعه خانوادگی بلکه نمادی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی گسترده در میان نوجوانان بلوچ است. طبق گزارشها، این نوجوان پس از مشاجرهای با مادر و خواهرش، در اتاق خود را قفل کرده و با پنکه سقفی اقدام به خودکشی کرد. بهرغم تلاشهای خانواده برای نجات جان او، وی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد.
این حادثه نه تنها عمق بحرانهای روانی در میان نوجوانان بلوچ را نشان میدهد، بلکه همچنین به ما یادآوری میکند که سیاستهای جمهوری اسلامی و وضعیت حقوق بشر در ایران نقشی اساسی در افزایش اینگونه حوادث ایفا میکند. دختران بلوچ بهویژه با مشکلات خاصی از جمله محدودیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبرو هستند که میتواند زمینهساز بحرانهای روانی و در نهایت خودکشی باشد.
بحرانهای اجتماعی و فرهنگی در مناطق بلوچنشین
در مناطق جنوب شرق ایران، همچنان شاهد نابرابریهای شدید اجتماعی و اقتصادی هستیم. در کنار فقر و بیکاری، نداشتن دسترسی به خدمات درمانی و اجتماعی از جمله مشکلاتی است که بسیاری از خانوادهها بهویژه در شهرستانهای مرزی با آن مواجهاند. این مشکلات، در کنار تبعیضهای فرهنگی و دینی، بهویژه در میان دختران نوجوان، وضعیت روانی آنها را تحت تاثیر قرار میدهد و این امر به شدت میتواند منجر به افسردگی، اضطراب و در نهایت خودکشی شود.
در بسیاری از موارد، سیستم آموزشی و درمانی در این مناطق به حداقلترین سطح ممکن محدود است، و این دختر نوجوان که همچنان در سن رشد قرار داشت، به دلیل فقدان حمایتهای روانی و اجتماعی در شرایطی قرار گرفته بود که قادر به مدیریت بحرانهای خانوادگیاش نبود.
جمهوری اسلامی و نقض حقوق بشر؛ بیتوجهی به مشکلات اجتماعی و روانی
ایران، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، به عنوان کشوری که به تعهدات بینالمللی خود در زمینه حقوق بشر عمل نمیکند، همواره مورد انتقاد نهادهای بینالمللی بوده است. این رژیم نه تنها در زمینه آزادیهای سیاسی و اجتماعی محدودیتهایی اعمال میکند، بلکه در زمینه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز که مستقیماً با رفاه و سلامت روانی مردم ارتباط دارد، به شدت کوتاهی کرده است.
ماده 6 اعلامیه جهانی حقوق بشر به وضوح به حق حیات و آزادی فردی اشاره دارد و ایران به عنوان یکی از اعضای این سازمان باید به این اصول احترام بگذارد. با این حال، وقوع چنین حوادثی در میان نوجوانان بلوچ، که اغلب از امکانات اجتماعی و بهداشت روانی محروم هستند، نشاندهنده نقض آشکار حقوق بشر در ایران است. عدم وجود مراکز حمایتی برای این قشر آسیبپذیر و عدم دسترسی به خدمات بهداشتی و روانی، این مسئله را به بحرانی بینالمللی تبدیل کرده است.
قوانین کیفری و بینالمللی؛ مسئولیت جمهوری اسلامی در قبال این حوادث
طبق قوانین بینالمللی، به ویژه کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، جمهوری اسلامی ایران موظف است به رفاه و سلامت روحی و جسمی تمامی شهروندان خود، به ویژه کودکان و نوجوانان، توجه کند. در این کنوانسیون، آمده است که باید تدابیری برای حمایت از کودکان در برابر هرگونه آسیب روانی و جسمی اتخاذ شود.
در همین راستا، سیستم قضائی جمهوری اسلامی ایران بهجای ارائه حمایتهای لازم، در بسیاری از موارد به سیاستهایی روی آورده است که در تضاد با این تعهدات بینالمللی قرار دارد. در صورتی که جمهوری اسلامی از انجام مسئولیتهای خود در قبال حفظ سلامت روانی نوجوانان ناتوان باشد، این کشور میتواند در معرض تحریمهای حقوقی و سیاسی بیشتری قرار گیرد. بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی و نیز قوانین حقوق بشر، مسئولیت این حوادث متوجه دولت است که باید پاسخگو باشد.
چرا باید اقدامات فوری برای مقابله با بحران خودکشی در میان نوجوانان بلوچ صورت گیرد؟
افزایش آمار خودکشی در میان نوجوانان بلوچ، بهویژه در میان دختران، زنگ خطری است که به وضوح نشان میدهد دولت جمهوری اسلامی باید برای مقابله با این بحران اقدامات جدیتری انجام دهد. این اقدامات شامل فراهم کردن دسترسی به خدمات بهداشتی و روانی، آموزش خانوادهها در زمینه پیشگیری از بحرانهای روانی، و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی در مناطق بلوچنشین است.
حکومت جمهوری اسلامی، باید به سرعت به وضعیتی که منجر به چنین حوادثی میشود رسیدگی کند، چرا که بیتوجهی به این بحران تنها منجر به از دست دادن جان نوجوانان بیگناه و ادامه وضعیت بحرانی خواهد شد.
این حادثه تلخ، تنها یک نمونه از بحرانهای موجود در جامعه بلوچنشین ایران است. اگر جمهوری اسلامی به فوریت اقدام نکند، نه تنها به نقض حقوق بشر ادامه خواهد داد بلکه بحرانهای اجتماعی و روانی در میان نوجوانان بلوچ همچنان در حال تشدید خواهد بود. پاسخ به این بحران نیازمند اصلاحات جدی در سیاستها و توجه به حقوق اساسی و انسانی تمام شهروندان است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

