https://wp.me/p6xuBy-RIA
حقوق بشر در ایران ـ امروز سه شنبه ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۴، یک دختر در ایستگاه مترو تئاتر شهر تهران، بر اثر اقدام به خودکشی جان باخت.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از شبکه شرق، روز دوشنبه ۱۸ فروردین ماه ۱۴۰۴، یک دختر جوان، در ورودی تونل مترو و پیش از آن که مترو به ایستگاه مترو تئاتر شهر، واقع در چهارراه ولیعصر در تهران، برسد خود را جلوی مترو انداخته و آنطور که شاهدان عینی میگویند جان باخته است. این فاجعه انسانی، نه تنها بهخاطر نبود امکانات ایمنی و عدم حضور ماموران، بلکه مهمتر از آن، بهخاطر حضور یک نظام معیوب، ساختاری بیتوجه به روان انسان، و حکومتی که سالهاست جوانان را از امید تهی کرده است.
براساس این گزارش، خودکشی این دختر، در خط ۳ متروی تهران رخ داده است.
شاهدان عینی و مسافران این خط اعلام کردند:”پیش از سال نو حداقل دو مامور در ایستگاه میایستاد اما در زمان این حادثه ماموری آنجا نبود و پلیس مترو نیز در ایستگاه حضور نداشت و همه ماموران در محوطه بالای ایستگاه بودند.”
همچنین، پس از این اتفاق مسافران دنبال به سرعت کلید اضطراری ایستگاه بودند و بالاخره این کلید را به صدا درآوردند. برخی هم به به پلیس زنگ زدند. پس از زدن کلید اضطراری ماموران و پلیس مترو خود را به به سرعت ایستگاه رساندند. نگران بودیم که قطار بعدی حرکت کند و در ایستگاه شاهد تصادف هم باشیم.
یکی دیگر از مسافران در این خصوص تشریح کرد:”دختری جوان بود با جثهای ریز. همه منتظر قطار بودیم. به محض آن که قطار از تونل به ورودی ایستگاه رسید خود را جلوی قطار انداخت.”
تا لحظه تنظیم این خبر از هویت این دختر اطلاعی حاصل نشده است.
خودکشی؛ نتیجه مستقیم بحرانهای اجتماعی یا بخشی از یک معضل گستردهتر؟
خودکشی این شهروند، نه تنها یک فاجعه خانوادگی بلکه نمادی از بحرانهای اجتماعی و فرهنگی گسترده در میان نوجوانان بلوچ است. طبق گزارشها، این نوجوان پس از مشاجرهای با مادر و خواهرش، در اتاق خود را قفل کرده و با پنکه سقفی اقدام به خودکشی کرد. بهرغم تلاشهای خانواده برای نجات جان او، وی پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد.
این فاجعه انسانی نه تنها عمق بحرانهای روانی در میان شهروندان را نشان میدهد، بلکه همچنین به ما یادآوری میکند که سیاستهای جمهوری اسلامی و وضعیت حقوق بشر در ایران نقشی اساسی در افزایش اینگونه حوادث ایفا میکند. دختران ایران، با مشکلات خاصی از جمله محدودیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبرو هستند که میتواند زمینهساز بحرانهای روانی و در نهایت خودکشی باشد.
از فقر خدمات روانی تا خودکشی در سکوی مترو؛ این سیستم بیمار است
وقتی فردی، بهویژه زن ان و دختران جوان، در برابر دیدگان عمومی خود را به قطار میسپارد، پیام این مرگ خودخواسته فقط یک “بحران شخصی” نیست؛ بلکه زنگ خطر فروپاشی روانی یک جامعه است. ایران امروز درگیر یک همهگیری پنهان است: اپیدمی خودکشی در میان زنان، دختران و جوانان.
در نظام جمهوری اسلامی، نه خدمات روانشناسی در دسترس همگان است، نه برنامه حمایتی برای افراد در معرض آسیب وجود دارد. مشاوره روانی رایگان عملاً وجود ندارد. رسانههای رسمی با تابو کردن مسائل روانی، فشار اجتماعی را چند برابر میکنند و صداوسیما جز تکرار نصیحت و توجیه مذهبی، کاری نمیکند.
دختران قربانیان خاموش یک نظام مذهبی
جمهوری اسلامی دهههاست با تصویب قوانین تبعیضآمیز، دختران و زنان را از عرصههای تصمیمگیری، کنترل بدن، آزادی پوشش، استقلال مالی و روانی محروم کرده است. در چنین شرایطی، دختران جوان یا باید مطیع باشند، یا حذف. آنکه نافرمانی میکند، سرکوب میشود؛ و آنکه فرو میریزد، خود را در مترو رها میکند.
طبق ماده ۲ از کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان (CEDAW) که ایران هنوز از امضای آن امتناع کرده، دولتها موظفاند تمامی اشکال تبعیض علیه زنان را در هر شکل و زمینهای، از میان بردارند. در جمهوری اسلامی، نهتنها تبعیض برداشته نشده، بلکه به قانون بدل شده است.
خودکشی، نه انتخاب، بلکه واکنشی به استیصال سیاسی و اجتماعی
بر اساس قوانین بینالمللی حقوق بشر، از جمله ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، دولتها موظفاند «بالاترین استانداردهای ممکن از سلامت جسمی و روانی» را برای شهروندان تضمین کنند. اما در ایران، سلامت روان در پایینترین اولویتها قرار دارد.
نظامی که بودجه میلیاردی برای پلیس امنیت اخلاقی دارد، اما مرکز پیشگیری از خودکشی ندارد، در حقیقت در حال مشارکت غیرمستقیم در وقوع این مرگهاست.
زیرساختهای شهری؛ ناکارآمد، غیراستاندارد، ضدایمن
ایستگاه مترویی که نه مأمور دارد، نه هشدار سریع، نه درهای ایمنی، و نه پاسخگوست، مکانی برای حادثه است نه حرکت. متروهای شهری در سراسر جهان، برای پیشگیری از خودکشی، درهای اتوماتیک ایمن بین سکو و قطار نصب میکنند. در ایران، حتی کلید اضطراری هم قابل دسترسی نیست.
این بیتوجهی، نشانگر فقدان برنامهریزی شهری با رویکرد انسانی و ضدحادثه است. سیاستگذاران بهجای کاهش آسیب، فقط به فکر سانسور و بیخبریاند.
مسئولیت کیفری دولتها در قبال خودکشیهای قابل پیشگیری
از منظر حقوق کیفری بینالملل، خودکشی اگر ناشی از قصور ساختاری و بیتوجهی نظاممند باشد، میتواند نوعی قتل غیرمستقیم با مسئولیت حکومتی تلقی شود. بهویژه اگر در بررسیهای میدانی، مشخص شود که خدمات پیشگیری، روانشناسی، و پشتیبانی اجتماعی برای قربانی فراهم نبودهاند.
بر اساس اصل «دولت پاسخگو» در نظامهای حقوقی، هر دولت موظف به جلوگیری از مرگهای قابل پیشگیری است. جمهوری اسلامی ایران با نهادینه کردن تبعیض، نادیده گرفتن روان عمومی، و بیبرنامهگی در مدیریت بحران، در مرگ این دختر سهیم است.
قطار زندگی از ریل امید خارج شده است
مرگ این دختر جوان در ایستگاه متروی تئاتر شهر، فقط یک تراژدی شخصی نیست. این یک تراژدی اجتماعی است؛ بازتاب جامعهایست که در آن امید به فردا، جای خود را به ناامیدی از امروز داده است.
جمهوری اسلامی، با سانسور رنج، ممنوعیت شادی، سرکوب زنان، و سکوت در برابر فاجعه، خود را از هرگونه مشروعیت اخلاقی خلع کرده است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

