https://wp.me/p6xuBy-9SE
دو محکوم به اعدام در ملأعام و همدست دیگر آنها به خاطر معاونت در زنای به عنف به تحمل ۲۵ سال حبس محکوم شد. متهمان ردیف اول و دوم همچنین بابت مشارکت در آدمربایی و سرقت هرکدام به تحمل حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. با اعتراض متهمان پرونده آنها به دیوانعالی کشور ارسال شد که قضات شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور چندروز پیش اعتراض این سه مرد زندانی را رد کرده و مجازاتشان را تائید کردند. همزمان در پرونده ای دیگر مرد جوانی که پسر خردسالی را به قتل رسانده بود، به شلاق، حبس و دیه محکوم شد. کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازاتهای تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است. به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از رکنا، اوایل دی سال گذشته زنی جوان با حضور در شعبه اول بازپرسی دادسرای جنایی کرج از سه مرد به اتهام آدمربایی، سرقت و آزار و اذیت شکایت کرد. شاکی به بازپرس ایوب ابراهیمیان گفت: “دو ماه است ازدواج کردهام. بعدازظهر روزحادثه در یکی از میادین کرج منتظر تاکسی بودم که خودرویی مقابلم توقف کرد. مردی به عنوان مسافر در صندلی عقب نشسته بود و من خواستم جلو بنشینم که راننده مدعی شد صندلی جلو خراب است. همان موقع زنی هم به عنوان مسافر سوار همان خودرو شد و بعد از طی مسافتی پیاده شد. دقایقی پس از پیاده شدن او، مرد مسافر به سمتم حمله کرد. با او درگیر شدم تا از خودرو پیاده شوم اما نشد”.
وی ادامه داد: “او سرم را به زیر صندلی برد. در میانه راه صدای مرد مسافر را شنیدم که تلفنی با فردی حرف میزد و نشانی محلی در اطراف شهر را به او میداد و میخواست به آنجا بیاید. با گریه و التماس از آنها خواستم رهایم کنند، اما بیفایده بود. پس از رسیدن به مقصد، آنها مرا به زور از خودرو پیاده کردند. راننده به کمک مسافر قلابی، گردنبند، انگشتر، کارت بانکی و پولهایم را برداشت. مردی دیگر هم در آنجا به آنها اضافه شد. آنها کتکم زدند و دو نفرشان مرا بیرحمانه مورد آزار و اذیت قرار دادند، بعد رهایم کردند و رفتند. در آن وضعیت کیفم را گشتم و گوشیام را پیدا کردم. با خانوادهام تماس گرفتم و به کمک راننده عبوری به خانه رفتم و بعد به اداره پلیس و دادسرا آمدم”.
ماموران اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان البرز، با چهرهنگاری از سه متهم پرونده، مشخصات خودرو و عکسهای آنها را در اختیار گشتهای انتظامی قرار دادند و تیمهای عملیاتی در جستوجوی متهمان بودند.
سرانجام چند روز پیش کارآگاهان پلیس آگاهی مطلع شدند مقداری پول از کارت بانکی شاکی برداشت شده است. با بررسی موضوع، معلوم شد این تراکنش بانکی مربوط به یک جایگاه سوخت بوده است. ماموران با حضور در آنجا و بررسی دوربینها، توانستند چهره متهمان و خودروی آنها را شناسایی کنند. در ادامه راننده ۴۵ ساله خودرو شناسایی و دستگیر شد.
متهم میانسال در بازجویی به افسر تحقیق گفت: “دوستم نقشه این آدمربایی را طراحی کرد. فقط میخواستیم پول و طلاهای زن مسافر را سرقت کنیم و قرار نبود بلایی سرش بیاید. طراح این آدمربایی همراه دوست دیگرش زن جوان را مورد آزار و اذیت قراردادند و من کاری به شاکی نداشتم. اموال سرقتی را هم میان یکدیگر تقسیم کردیم. همزمان با اعتراف متهم میانسال، دو همدست فراریاش که هردو دارای سوابق کیفری بودند هم بازداشت شدند. یکی از آنها به آدمربایی، سرقت و آزار و اذیت شاکی و دیگری به سرقت وآزارو اذیت زن جوان اعتراف کرد”.
هر سه متهم روانه زندان شدند و چندی پیش پرونده آنها به شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز ارسال شد و متهمان از زندان به دادگاه منتقل و محاکمه شدند. آنها در جریان تحقیقات قضایی به جرایم سیاهشان اعتراف کردند.
با تجدید قرار قانونی، متهمان به زندان بازگشتند و قضات دادگاه وارد شور شدند. متهم ردیف اول و سوم به خاطر آزار و اذیت نوعروس به اعدام در ملأعام و همدست دیگر آنها به خاطر معاونت در زنای به عنف به تحمل ۲۵ سال حبس محکوم شد.
متهمان ردیف اول و دوم همچنین بابت مشارکت در آدمربایی هرکدام به تحمل ۱۵ سال حبس و به خاطر مشارکت در سرقت مقرون به آزار هر کدام به تحمل ۱۰ سال حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. با اعتراض متهمان پرونده آنها به دیوانعالی کشور ارسال شد که قضات شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور چندروز پیش اعتراض این سه مرد را رد کرده و مجازاتشان را تائید کردند.
پرونده آنها برای اجرا به واحد اجرای احکام دادگستری استان البرز ارسال و شمارش مرگ برای دو زندانی آزارگر آغاز شد.
همزمان با این خبر جوان آنلاین گزارش داد، مرد جوانی که برای برملانشدن رابطهاش پسر خردسالی را با همدستی همسر خواهرزادهاش به قتل رسانده بود، به شلاق، حبس و دیه محکوم شد. کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازاتهای تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.
دوازدهم اردیبهشتماه سال ۹۴، زن ۳۰سالهای به نام فرشته با مراجعه به اداره پلیس، مأموران را از ناپدید شدن کودک خردسالش باخبر کرد و گفت: «ساعتی قبل همراه پسر خردسالم به نام آرمان با خودروی پراید بیرون آمدم و کنار خیابان توقف کردم تا از مغازه خرید کنم. وقتی برگشتم از پسرم خبری نبود.» با ثبت این توضیحات، مأموران تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کردند. آنها در اولین گام از تحقیقات خود به درگیریهای فرشته و شوهر ۳۵سالهاش به نام جعفر پی بردند. در بررسیهای بعدی معلوم شد که دایی جعفر برای میانجیگری به خانه زوج جوان رفت و آمد زیادی داشته است. در حالیکه بررسیها در این زمینه ادامه داشت زن جوان راهی اداره پلیس شد و راز قتل فرزندش را بر ملا کرد. او گفت: «من خودم پسرم را سر به نیست کردم و حالا پشیمانم.»
فرشته در ادامه گفت: «از همان سالهای اول که با جعفر ازدواج کردم مدام با هم درگیر بودیم به همین دلیل پیمان – دایی شوهرم – را در جریان اختلافاتمان گذاشتیم و از او کمک خواستیم. او چند بار برای وساطت به خانه ما آمد و ما را آشتی داد. در آن مدت خیلی برای او صحبت کردم و او نیز ابراز دلسوزی میکرد تا اینکه ارتباطمان به هم نزدیکتر شد.»
زن جوان در ادامه گفت: «من و شوهرم در یک خانه بودیم، اما از هم جدا زندگی میکردیم. پیمان در غیاب شوهرم به دیدنم میآمد تا اینکه روزی متوجه شدم باردارم. وقتی شوهرم ماجرا را فهمید مشکوک شد و با به دنیا آمدن پسرم اوضاع بدتر شد. سعی کردم او را قانع کنم تا اینکه فهمیدم قصد دارد از آرمان آزمایش DNA بگیرد. من و پیمان از اینکه شوهرم به رابطه ما پی ببرد خیلی نگران بودیم، به همین دلیل تصمیم گرفتیم آرمان را سر به نیست کنیم، اما نمیدانستم پیمان قصد کشتن بچه را دارد تا اینکه زمانی فهمیدم که خیلی دیر شده بود و او این نقشه را تمام کرده بود.»
به دنبال اظهارات زن جوان مأموران پیمان را بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل کردند.
آن مرد با تأیید توضیحات زن جوان در خصوص قتل گفت: «وقتی از تصمیم خواهرزادهام باخبر شدم تصمیم گرفتم آرمان را به قتل برسانم. روز حادثه بچه را از فرشته گرفتم و به خیابان خلوتی در حاشیه ورامین بردم. سپس او را با دستمالی خفه کردم و جسدش را در چاه ۱۸متری در همان محل انداختم و فرار کردم.»
بعد از این توضیحات مأموران به آدرس چاهی که پسر خردسال در آن افتاده بود، رفتند و بقایای جسد پسر خردسال را در عمق چاه کشف کردند و به پزشکی قانونی منتقل کردند.
با کامل شدن تحقیقات دو متهم به اتهام رابطه نامشروع و پیمان به اتهام قتل عمد و فرشته به اتهام معاونت در قتل روانه زندان شدند و پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
شوهر فرشته در حالیکه پرونده در نوبت رسیدگی قرار داشت فوت کرد به همین دلیل اولین جلسه رسیدگی به پرونده، در غیاب او برگزار شد.
در آن جلسه نماینده دادستان برای دو متهم درخواست اشد مجازات کرد.
سپس زن جوان بعد از شرح ماجرا در آخرین دفاعش گفت: «باور کنید نمیدانستم پیمان قصد کشتن پسرم را دارد. او گفته بود میخواهد آرمان را به یک دلال بفروشد. به همین خاطر به او اعتماد کردم و پسربچه را به او سپردم و بعد به پلیس گفتم پسرم دزدیده شده است.»
در پایان بعد از آخرین دفاع متهمان، هیئت قضایی هر دو متهم را به ۹۹ ضربه شلاق و پیمان را به پرداخت دیه و۱۰ سال حبس و فرشته را به پنجسال حبس محکوم کرد. این حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد، اما از سوی قضات یکی از شعبات دیوان نقض و پرونده برای اعلام نظر رئیس قوه قضائیه درباره مجازات دو متهم ارجاع داده شد.
به این ترتیب صبح دیروز دو متهم بار دیگر در همان شعبه به ریاست قاضی عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفتند. ابتدای جلسه بعد از قرائت کیفرخواست رئیس قوه قضائیه برای دو متهم پرداخت دیه را درخواست کرد. سپس زن جوان در حالیکه اشک میریخت در آخرین دفاعش گفت: «اشتباه کردم و حالا پشیمانم» در ادامه پیمان نیز در آخرین دفاعش گفت: «فقط از ترس آبرویم پسربچه را کشتم چون فکر میکردم فرزند خودم است.»
در پایان هیئت قضائی بعد از شور، دو متهم را به ۹۹ضربه شلاق، پیمان را به پرداخت دیه کامل و ۱۰ سال حبس و زن جوان را به پنجسال حبس محکوم کرد.
لازم به ذکر است که کنوانسیون بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازاتهای تحقیر آمیز و نافی کرامت انسانی مانند شلاق را ممنوع کرده است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
