https://wp.me/p6xuBy-QNk
حقوق بشر در ایران ـ امروز شنبه ۴ اسفند ماه ۱۴۰۳، پریوش مسلمی، زندانی سیاسی در اعتصاب غذا بسر می برد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۴ اسفند ماه ۱۴۰۳، پریوش مسلمی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به علت محرومیت از حق درمان و عدم اعزام وی به مرکز درمانی خارج از زندان و منع اعزام وی به مرخصی و مخالفت با درخواست آزادی مشروط در اعتصاب غذا بسر می برد.
به نقل از یک فرد مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران:”خانم پری وش مسلمی که در زندان اوین دوران محکومیت خود را میگذراند به علت محرومیت از درمان در اعتصاب غذا بسر می برد. این وضعیت در حالی است که با درخواست آزادی مشروط این زندانی سیاسی هم مخالفت شده است.”
درحالیکه بسیاری از زندانیان، با گذراندن بخشی از دوران محکومیت خود میتوانند از آزادی مشروط بهرهمند شوند، در ایران این حق برای بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی به یک آرزوی محال تبدیل شده است. پریوش مسلمی، یکی از زندانیان سیاسی که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند، در شرایط جسمانی نامساعد و در حالی که به بیماری مبتلاست، همچنان از آزادی مشروط محروم مانده است. او در اعتراض به این بیعدالتی، اعتصاب غذا کرده است. اما همچنان مقامات جمهوری اسلامی با بیتفاوتی محض، به مسیر سرکوب بیوقفه ادامه میدهند.
این زندانی سیاسی از اوایل بهمن ماه ۱۴۰۳، در اعتصاب غذا بسر می برد.
بیتوجهی به وضعیت وخیم جسمانی؛ ابزاری برای شکنجه زندانیان سیاسی
پریوش مسلمی در حالی که بخش زیادی از دوران محکومیت خود را پشت سر گذاشته، همچنان با شرایط غیرانسانی در زندان اوین روبهرو است. گزارشها حاکی از آن است که او به بیماریهای جدی مبتلاست و نیاز مبرمی به مراقبتهای پزشکی خارج از زندان دارد. اما بهرغم این شرایط وخیم، نهتنها از امکانات درمانی محروم مانده، بلکه مقامات قضایی ایران با آزادی مشروط او نیز مخالفت میکنند.
سیاست بیتوجهی عامدانه به وضعیت سلامت زندانیان سیاسی، یکی از ابزارهای سرکوب در جمهوری اسلامی است. این رویه، تاکتیکی شناختهشده برای ایجاد فشار روانی و جسمانی بر مخالفان سیاسی و فعالان مدنی محسوب میشود. نگه داشتن زندانیان بیمار در شرایط غیرانسانی، نوعی شکنجه تدریجی است که حکومت ایران در طول دههها از آن بهره برده است.
اعتصاب غذا؛ آخرین سلاح در برابر بیعدالتی
در مواجهه با بیتفاوتی سیستم سرکوبگر جمهوری اسلامی، پریوش مسلمی چارهای جز اعتصاب غذا نیافت. این اقدام، آخرین راه اعتراضی است که زندانیان سیاسی در ایران در پیش میگیرند، اما پاسخ حکومت به چنین اعتراضاتی معمولاً بیرحمانه است. تاریخ زندانهای جمهوری اسلامی مملو از نمونههایی است که زندانیان در اثر اعتصاب غذا به وضعیت وخیم جسمانی دچار شدهاند و برخی از آنها حتی جان خود را از دست دادهاند، بیآنکه توجهی از سوی مقامات امنیتی و قضایی به وضعیتشان شود.
اعتصاب غذا نهتنها یک فریاد اعتراض در برابر بیعدالتی است، بلکه گواهی بر میزان استیصال زندانیان سیاسی در ایران است؛ آنجا که امیدی به اجرای قانون یا دستیابی به عدالت وجود ندارد، بدن خود را به سلاحی برای مبارزه تبدیل میکنند.
چرا جمهوری اسلامی از آزادی مشروط وحشت دارد؟
مطابق قوانین جمهوری اسلامی، هر زندانی که یکسوم از دوران محکومیت خود را سپری کند، میتواند از حق آزادی مشروط برخوردار شود، بهویژه اگر وضعیت جسمانی نامساعدی داشته باشد. اما این قانون، مانند بسیاری از اصول دیگر، در برابر زندانیان سیاسی و عقیدتی بهراحتی زیر پا گذاشته میشود.
مخالفت با آزادی مشروط پریوش مسلمی نه از سر اجرای عدالت، بلکه از سر وحشت حکومت از صدای مخالفان است. جمهوری اسلامی با بازداشت و حبس طولانیمدت فعالان سیاسی و مدنی، تلاش دارد تا آنها را از عرصه اجتماعی حذف کند. اما فراتر از آن، حتی وقتی برخی زندانیان دوران محکومیت خود را میگذرانند، حکومت همچنان از آزادی آنها هراس دارد. این ترس ریشه در ماهیت استبدادی رژیم دارد که میداند هر صدای مخالف، میتواند زنجیرهای از مقاومت را در جامعه شعلهور کند.
سیاست سرکوب زندانیان سیاسی؛ ابزاری برای بقای یک حکومت سرکوبگر
پرونده پریوش مسلمی تنها یکی از هزاران نمونهای است که نشان میدهد جمهوری اسلامی چگونه از ابزار زندان برای کنترل و سرکوب مخالفان خود استفاده میکند. از محرومیت زندانیان از خدمات درمانی گرفته تا جلوگیری از آزادی مشروط و استفاده از فشارهای جسمی و روانی، همگی بخشی از استراتژی سرکوب سیستماتیک حکومت است.
اما تجربه تاریخی نشان داده است که چنین سیاستهایی نهتنها به بقای دیکتاتوری کمک نمیکند، بلکه زمینهساز خشم و نارضایتی گستردهتر در میان مردم میشود. جمهوری اسلامی شاید بتواند برای مدتی کوتاه صدای مخالفان را در پشت دیوارهای زندان خاموش کند، اما در نهایت، فشار افکار عمومی و مقاومت اجتماعی، راهی جز عقبنشینی برای آن باقی نخواهد گذاشت.
پریوش مسلمی امروز نمادی از هزاران زندانی سیاسیای است که در سکوت خبری، تحت سرکوب شدید قرار دارند. حمایت از او و همه زندانیان سیاسی، نهتنها دفاع از حقوق بشر، بلکه گامی در مسیر آزادی و عدالت است.
لازم به اشاره است، پریوش مسلمی، در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۱۴۰۲، به شعبه بازپرسی در دادسرای عمومی و انقلاب استان قزوین، احضار و تحت بازپرسی قرار گرفت اما مجددا در تاریخ ۱۷ تیرماه ۱۴۰۳، پس از حضور در شعبه بازپرسی دادسرای ناحیه ۳۳ تهران و تفهیم اتهام، بازداشت و به بند عمومی (زنان) زندان اوین، منتقل و در وضعیت بلاتکلیف بسر برده بود.
با آغاز مراحل دادرسی، پریوش مسلمی، توسط قاضی شعبه دادگاه انقلاب تهران، محاکمه و از بابت اتهامات«توهین به رهبری در فضای مجازی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» به تحمل ۳ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
در دورانی که پریوش مسلمی دوران حبس تعزیری خود را سپری می کند با شکایت سازمان زندانها و اقدامات تامینی کشور، با پرونده قضایی دیگر، مواجه و از بابت اتهام «تخریب اموال زندان» به تحمل ۳ ماه و ۱ روز دیگر، محکوم شد.
پیشتر نیز، در شهریور ماه ۱۴۰۲، پریوش مسلمی، همزمان با سالگرد مهسا امینی، توسط نیروهای امنیتی، در تهران، دستگیر و پس از طی مراحل بازجویی ها و تفهیم اتهام اولیه در دی ماه ۱۴۰۲، با تودیع وثیقه زندان قزچک ورامین آزاد شده بود.
پریوش مسلمی، مجددا در فروردین ماه ۱۴۰۳، توسط ماموران پلیس اطلاعات و امنیت در شهرستان نور از توابع استان مازندران، دستگیر و حدود ۵ روز بعد آزاد شده بود.
زندانیان محبوس در زندانهای ایران با کلکسیونی از موارد گسترده نقض حقوق بشر دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو محرومیت آنها از حق دادرسی عادلانه که ناقض ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر است و از سوی دیگر بیماریها و آسیب های جسمی و روحی گوناگون که اکثر این بیماریها از زمانی که این افراد در زندان محبوس شدند با آنها دست به گربیان شده و از سوی دیگر هم پرونده سازی های گسترده که مسئولان قضائی و امنیتی در زندانهای ایران از آن بعنوان یک اهرم فشار برای سرکوب و ارعاب بر زندانیان سیاسی و امنیتی وارد می کنند مورد استفاده قرار گرفته است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

