https://wp.me/p6xuBy-Qm7
ـ امروز یکشنبه ۱۴بهمن ماه ۱۴۰۳، رسول بداقی، زندانی سیاسی، بطور مشروط آزاد شد.
به گزارش حقوق بشر در ایران، عصر امروز یکشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۳، رسول بداقی، فرهنگی بازنشسته، فعال صنفی معلمان و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، پس از تحمل بخشی از مجموع حبس تعزیری خود بطور مشروط آزاد شد. رسول بداقی یکی از چهرههای شاخص جنبش معلمان بوده و آزادی او میتواند به ادامه فعالیتهای صنفی و مدنی در این حوزه کمک کند. اما نکته مهم این است که آیا این آزادی به معنای کاهش فشار بر فعالان صنفی خواهد بود، یا اینکه همچنان سرکوب و محدودیتها ادامه خواهد داشت؟
براساس این گزارش، آزادی رسول بداقی، در حالی صورت گرفته که این فعال صنفی فرهنگیان بخشی از حبس تعزیری خود را در زندان اوین، سپری کرد.
لازم به اشاره است، رسول بداقی، در تاریخ ۱۷ مهر ماه ۱۴۰۱، توسط قاضی ایمان افشاری ـ رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، محاکمه و در تاریخ ۱ آبان ماه ۱۴۰۱، از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به تحمل ۴ سال و ۶ ماه حبس تعزیری، به اتهام«فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و ۲ سال منع خروج از کشور و ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروهها و دسته جات سیاسی و اجتماعی محکوم شد و حک صادره توسط قضات دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تائید شده بود.
این فعال صنفی فرهنگیان، در تاریخ ۲۴ خردادماه ۱۴۰۱، جهت تکمیل مراحل بازجوئی از بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات به بند۲۴۰ حفاظت اطلاعات قوه قضائیه واقع در زندان اوین منتقل و اواسط شهریور ماه ۱۴۰۱ پس از اتمام بازجوئی ها به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شد اما در پی مخالفت دادستان با تبدیل قرار قضائی از بازداشت به وثیقه برای رسول بداقی قرار جلب به دادرسی صادر و آزادی موقت وی ممانعت بعمل آمده بود.
وی، در ساعات اولیه صبح ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، توسط ماموران امنیتی، بازداشت و جهت بازجوئی به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد و در تاریخ روز سه شنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۱، به بند۲۴۰ حفاظت اطلاعات قوه قضائیه واقع در زندان اوین منتقل شده بود.
همچنین، شعبه ۲ بازپرسی دادسرای زندان اوین، در تاریخ ۷ بهمن ماه ۱۴۰۰، با ارسال ابلاغیه ای کتبی، رسول بداقی را برای حضور در جلسه بازپرسی و تنظیم کیفرخواست پیش از ارسال پرونده به دادگاه فراخوانده بود.
رسول بداقی، در تاریخ ۲۰آذر ماه ۱۴۰۰، توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود در اسلامشهر، بازداشت و پس از انتقال به سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین و طی مراحل بازجوئی، در تاریخ ۳۰ آذرماه ۱۴۰۰، با تودیع وثیقه آزاد شده بود.
با آغاز مراحل دادرسی، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رسول بداقی، در تاریخ ۱۵ فروردین ماه ۱۴۰۱، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری برگزار شد و در تاریخ ۲۷ فروردین ماه ۱۴۰۱، به اتهام به اتهام «اجتماع وتبانی» به تحمل ۴سال حبس تعزیری و «فعالیت های تبلیغی علیه نظام» به ۱ سال حبس تعزیزی و بعنوان مجازات تکمیلی هم به منع خروج از کشور و منع اقامت در تهران و سایر استان های هم جوار با تهران به مدت ۲سال محکوم شد و این حکم در تاریخ ۱۱ خرداد ماه ۱۴۰۱، توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تائید شداما با توجه به اعلام اعتراض و تایید اعمال ماده ۴۷۷ اعاده دادرسی و ارجاع پرونده به شعبه هم عرض در انتظار تعیین تاریخ دادرسی بود اما تا به امروز اطلاعی در خصوص آن پرونده به دست نیامده است.
در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه ای مدعی شد؛ سیسیل کوهلر، عضو فدراسیون آموزش و فرهنگ نیروی کار فرانسه و همسر او جک پاریس، به همراه آنیشا اسدالهی، کیوان مهتدی، رضا شهابی، حسن سعیدی، شعبان محمدی، رسول بداقی، محمد حبیبی، جعفر ابراهیمی، مسعود نیکخواه و اسکندر لطفی، در ارتباط بوده و در تلاش برای براندازی نظام با یکدیگر همکاری می کردند.
ممانعت از انجام فعالیتهای صنفی، ناقض ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مفاد ۲۱ و ۲۲ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است.
احضار، بازداشت و پرونده سازی بر علیه فعالان صنفی در حالی صورت میگیرد که مطالبات آنها صنفی و برای دستیابی به حقوق شهروندیشان در راستای اصل ۲۷ قانون اساسی ایران است.
سرکوب فعالان صنفی مدنی و طرح اتهامات امنیتی بر علیه آنها ناقض ماده ۱۹ اعلامیه جهانی و ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ است.
عدم امکان دسترسی به وکیل و محرومیت فرد از دسترسی به سایر ملزومات در یک فرآیند دادرسی ناقض ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ است.
همچنین برخورداری افراد از حق دادرسی عادلانه توسط قاضی، بازجو و بازپرس بیطرف از جمله حقوقی است که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر به آن تاکید شده است.
در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون تاکید شده است.
تحلیل بر خبر
رسول بداقی، فعال صنفی معلمان که سالها به دلیل فعالیتهای صنفی خود در زندان به سر برده بود، ساعاتی پیش با آزادی مشروط از زندان آزاد شد. این معلم و کنشگر صنفی بارها به دلیل مطالبهگری در حوزه حقوق معلمان و دانشآموزان بازداشت و محاکمه شده است. آزادی مشروط او در حالی صورت میگیرد که همچنان بسیاری از فعالان صنفی در زندان به سر میبرند.
رسول بداقی از چهرههای شناختهشده در جنبش صنفی معلمان ایران است. او سالها برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش، افزایش حقوق معلمان و رفع تبعیضها در این حوزه فعالیت کرده و بارها به دلیل همین اقدامات با برخوردهای امنیتی مواجه شده است.
او در سال ۱۳۹۰ به دلیل فعالیتهای صنفی خود از آموزش و پرورش اخراج شد. اما این پایان مسیر او نبود. او به تلاشهای خود برای احقاق حقوق معلمان و دانشآموزان ادامه داد و به همین دلیل در آذر ۱۴۰۰ بار دیگر بازداشت شد. این بازداشت با خشونت همراه بود و نیروهای امنیتی ضمن ضربوشتم او، وسایل شخصیاش را نیز توقیف کردند.
با این حال، درخواست اعاده دادرسی او در دیوان عالی کشور برای برخی از این اتهامات پذیرفته شد. این پذیرش نشانهای از وجود تناقضات و ایرادات در روند رسیدگی به پرونده او بود. با وجود این، او همچنان در زندان باقی ماند تا اینکه ساعاتی پیش با آزادی مشروط از زندان آزاد شد.
آزادی مشروط رسول بداقی در شرایطی رخ داده که همچنان بسیاری از فعالان صنفی معلمان و کارگران در زندان به سر میبرند. این آزادی، اگرچه خبر خوشی برای جامعه معلمان و فعالان مدنی محسوب میشود، اما پرسشهایی را نیز به همراه دارد. آیا این آزادی به معنای تغییر در رویکرد حاکمیت نسبت به مطالبات صنفی است، یا صرفاً اقدامی برای کاهش فشارهای اجتماعی و بینالمللی؟
در سالهای اخیر، آزادی مشروط به عنوان ابزاری برای مدیریت اعتراضات و کاهش حساسیتهای عمومی مورد استفاده قرار گرفته است. بسیاری از زندانیان سیاسی و صنفی پس از مدتی بازداشت، بدون آنکه تبرئه شوند، با آزادی مشروط مواجه میشوند، در حالی که خطر بازداشت مجدد همواره آنها را تهدید میکند.
رسول بداقی یکی از چهرههای شاخص جنبش معلمان بوده و آزادی او میتواند به ادامه فعالیتهای صنفی و مدنی در این حوزه کمک کند. اما نکته مهم این است که آیا این آزادی به معنای کاهش فشار بر فعالان صنفی خواهد بود، یا اینکه همچنان سرکوب و محدودیتها ادامه خواهد داشت؟
در نهایت، آنچه اهمیت دارد، توجه به مطالبات معلمان و فعالان صنفی است. آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهمترین نهادهای هر جامعه، نیازمند حمایت و بهبود وضعیت معلمان و دانشآموزان است. پرسش اساسی این است که آیا پس از آزادی رسول بداقی، تغییری در سیاستهای کلان آموزشی و صنفی کشور رخ خواهد داد، یا همچنان این مسیر پرچالش باقی خواهد ماند؟
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

