https://wp.me/p6xuBy-RIl
حقوق بشر در ایران ـ امروز سه شنبه ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۴، عادل گرگیج، زندانی سیاسی در تبعید به مرخصی اعزام شده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از حال وش، روز یکشنبه ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۴، عادل گرگیج، ۲۳ ساله، فرزند: عبدالرحیم، ساکن منطقه بزرگمهر در شهر زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان و زندانی سیاسی تبعید شده به زندان مرکزی استان ادربیل، به مرخصی اعزام شد. عادل گرگیج، تنها نانآور یک خانواده بیمار در زاهدان، که به جرم «اعتراض» به مدت دو سال زیر شکنجه و در تبعید بوده، حالا تنها برای ۲۰ روز به خانه بازگشته است. اما این بازگشت، نه پایان یک رنج، که تنها مکثی کوتاه در مسیر خفقان جمهوری اسلامیست؛ ساختاری که بلوچ بودن، جوان بودن، و معترض بودن را جرم میداند.
براساس این گزارش، عادل گرگیج، برای مدت ۲۰ روز به مرخصی اعزام شده است.
همچنین، اعلام شده که عادب گرکیج، به علت محرومیت از حق دسترسی به خدمات پزشکی با لکنت زبان و مشکلات قلب، مواجه شده است.
لازم به ذکر است، عادل گرگیج، در تاریخ ۱۷ مهر ماه ۱۴۰۱، در شهر زاهدان، توسط ماموران یکی از ارگانهای امنیتی ـ انتظامی، بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاهی در آن شهر و طی مراحل بازجویی و تفهیم اتهام در شعبه ۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب زاهدان سپس به زندان مرکزی زاهدان، منتقل شده بود.
با آغاز مراحل دادرسی، عادل گرگیج، پس از محاکمه توسط قاضی حسین قنبری ـ رئیس شعبه ۲ دادگاه انقلاب زاهدان، چندی بعد از بابت اتهام (محاربه) به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان مرکزی اردبیل و همچنین به اتهام (اخلال در نظم عمومی) هم به تحمل ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
در پی اتمام مراحل دادرسی و ابلاغ حکم قطعی به عادل گرگیج، این زندانی سیاسی، چندی بعد از بند ۹ زندان مرکزی زاهدان زاهدان، به زندان مرکزی استان اردبیل، منتقل شد.
شکنجه، انفرادی، محرومیت از درمان؛ زنجیرهای از نقض حقوق بشر
شکنجه در نظام قضایی جمهوری اسلامی نه فقط ابزاری برای اخذ اعتراف، که روشی برای تحقیر و درهمشکستن روح معترضان است. عادل بارها در سلول انفرادی نگهداری شد، تحت ضرب و شتم قرار گرفت و از هرگونه ارتباط با وکیل یا خانواده محروم بود. این اقدامات بهصراحت مغایر با ماده ۷ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و همچنین کنوانسیون منع شکنجه سازمان ملل است؛ اسنادی که ایران به آنها متعهد است، اما در عمل بیاعتنا.
بر اساس اظهارات منابع مطلع، عادل گرگیج، از حق دسترسی به مراقبتهای پزشکی و درمان محروم بوده است. این نوع برخورد، بر اساس رویه دادگاههای بینالمللی، میتواند مصداق «رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز» تلقی شود که مسئولیت مستقیم دولت را در پی دارد.
محاکمه امنیتی در غیاب استانداردهای دادرسی منصفانه
اتهامات مطرحشده علیه عادل گرگیج، محاربه، عنوان شده است و این تکرار الگوهایی است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات استفاده میکند.
این روند، نقض صریح ماده ۱۴ میثاق حقوق مدنی و سیاسی است که بر حق دادرسی عادلانه، دسترسی به وکیل، امکان تجدید نظر، و اصل بیگناهی تا اثبات جرم تأکید دارد.
تبعیض سیستماتیک علیه بلوچها؛ عدالت قومی در محاق قدرت امنیتی
سیستان و بلوچستان، یکی از محرومترین استانهای ایران، بیشترین میزان سرکوب، اعدام، و تبعید را در میان اقوام ایرانی تجربه کرده است. بلوچ بودن، در نظام قضایی جمهوری اسلامی، خود یک برچسب امنیتی است.
سیاست انتقال زندانیان بلوچ به زندانهای دورافتاده نظیر اردبیل، تبریز و قزوین، بخشی از سیاست سیستماتیک قطع ارتباط اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی آنان است؛ نوعی تنبیه نژادی غیررسمی که با اصول حقوق بشر و برابری قضایی در تضاد کامل است.
مقاومت یا بقاء؛ وقتی اعتراض به بهای جان تمام میشود
عادل گرگیج، علی احمد بریچی و حسین کاشانی، تنها نامهایی هستند در فهرست بلند قربانیان اعتراضات زاهدان. در مهرماه ۱۴۰۱، صدها نفر در این شهر توسط نیروهای امنیتی کشته، زخمی یا بازداشت شدند. گزارشها از قتل عام نمازگزاران در مسجد مکی و شلیک مستقیم به غیرنظامیان حکایت دارد. اما به جای پیگیری قضایی عاملان این جنایتها، بازداشتشدگان شکنجه و تبعید شدند.
جمهوری اسلامی نه تنها با اعتراض مسالمتآمیز برخورد قهری کرد، بلکه تلاش کرد با تخریب روانی، تحقیر قومی و شکنجههای مزمن، صدای عدالتخواهی را خاموش کند.
مرخصی، نه امتیاز؛ بلکه سندی دیگر از بیعدالتی سازمانیافته
مرخصی ۲۰ روزه عادل گرگیج، اگرچه برای خانوادهاش یک تسکین کوتاهمدت است، اما برای جامعه حقوقی و وجدان بیدار، سندی دیگر از یک نظام کیفری معیوب، سرکوبگر و تبعیضآمیز است.
جمهوری اسلامی با سرکوب سیستماتیک قومیتها، نقض مکرر حقوق بشر، و بیتوجهی مطلق به تعهدات بینالمللی، هر روز بیشتر از مفهوم «جمهوریت» و «اسلام» دور میشود. عدالت در ایران امروز، نه در دادگاهها، که در گزارشها، کمپینها و فریادهای خاموش قربانیانی مانند عادل معنا مییابد.
این روند، نقض اصل عدم تبعیض اقتصادی در دسترسی به عدالت است و عدالت را به کالایی بدل میسازد که تنها برای ثروتمندان یا آنهایی که صدای رسانهای دارند، در دسترس است.
عادل گرگیج، نه فقط یک زندانی؛ بلکه آینه تمامنمای یک نظام ستم پیشه
ماجرای عادل گرگیج، قصه هزاران انسان ساکتمانده در پشت دیوارهای زندانهای جمهوری اسلامی است. او تنها یک فرد نیست؛ بلکه نماد جوانان معترض، فریادهای خفهشده و تبعیضدیدگانیست که جمهوری اسلامی با ابزار قانون، شکنجه و تبعید خاموششان میکند.
بازگشت موقت او به زاهدان، یادآور این واقعیت تلخ است که در ایرانِ امروز، عدالت تنها وقتی نفس میکشد که هزاران فریاد از خفگی برخاسته باشد. نظامی که برای سکوت، زندان میسازد و برای عدالت، وثیقه میلیاردی میطلبد، مشروعیت ندارد؛ بلکه فقط سایهایست بر فراز یک کشور زخمی.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

