شنبه، 21 شهریور 1405 6:54 بعد از ظهر

انتقال جواد موسوی به زندان بیرجند برای تحمل حبس

لینک کوتاه این مطلب:
https://wp.me/p6xuBy-10y6

حقوق بشر در ایران ـ امروز یکشنبه ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵، سیدجواد موسوی، برای تحمل حبس به زندان بیرجند منتقل شده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۴۰۵، سیدجواد موسوی، ساکن شهر بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی، پس از صدور اجرائیه و مراجعه به شعبه ۲ اجرای احکام داسرای عمومی و انقلاب بیرجند، بازداشت و برای تحمل دوران حبس تعزیری ۵ ساله خود به زندان مرکزی بیرجند منتقل شد. قاضی دادگاه انقلاب بیرجند باید برای عناوین اتهامی سیدجواد موسوی، عناصر مادی و معنوی جرم، انتساب مستقیم رفتار، مشروعیت ادله و رعایت کامل حق دفاع را به‌طور مستقل احراز کرده باشد. به‌خصوص با توجه به اعمال تبصره ماده ۴۸ در مرحله تحقیقات مقدماتی، نحوه دسترسی وی به وکیل و تأثیر احتمالی آن بر روند بازجویی و تشکیل پرونده باید به‌صورت جدی مورد بررسی قرار گیرد. در صورت وجود نقص مؤثر در تحقیقات، فقدان دلیل کافی، عدم احراز عناصر جرم یا نقض مؤثر حق دفاع، این موارد می‌تواند مبنای استدلال برای اعتراض فوق‌العاده به رأی و درخواست نقض یا اعاده رسیدگی قرار گیرد.

براساس این گزارش، بازداشت سیدجواد موسوی، پس از صدور اجرائیه برای حکم ۵ سال حبس تعزیری این شهروند و برای تحمل دوران حبس وی صورت گرفته است. 

لازم به ذکر است، سیدجواد موسوی، پیشتر توسط قاضی شعبه دادگاه انقلاب شهر بیرجند، محاکمه و از بابت اتهامات«اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به تحمل ۵ سال حبس تعزیری، به اتهام«فعالیت تبلیغی علیه نظام» به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام«توهین به رهبری از طریق انتشار مطالب در بستر فضای مجازی» هم به ۲ سال حبس تعزیری و بعنوان مجازات تکمیلی هم به ۲ سال منع خروج از کشور محکوم شده بود. 

پس از ابلاغ حکم و طی مراحل دادرسی قضایی در شعبه دادگاه تجدیدنظر استان خراسان جنوبی، تحمل اشد مجازات به میزان ۵ سال حبس تعزیری بر علیه سیدجواد موسوی لازم به اجرا شد. 

سیدجواد موسوی، در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۴۴، در جریان اعتراضات سراسری در شهر بیرجند، توسط نیروهای امنیتی ـ انتظامی، دستگیر و پس از طی مراحل بازجویی ها و سپس بازپرسی، با تودیع قرار تامین کیفری از زندان مرکزی بیرجند آزاد شده بود. 

آزادی سیدجواد موسوی در حالی صورت گرفته بود که وی مراحل دادرسی قضایی به پرونده اش را با اعمال تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری سپری کرده بود. 

از منظر دفاع حقوقی، مهم‌ترین نکته در پرونده سیدجواد موسوی تفکیک میان مشروعیت اصل اتهام و رعایت الزامات دادرسی منصفانه است و چند محور مهم برای دفاع از این شهروند وجود دارد:

۱. اصل برائت و ضرورت اثبات عناصر اتهام

مطابق اصل ۳۷ قانون اساسی و ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری، اصل بر برائت متهم است و محکومیت کیفری باید مبتنی بر ادله معتبر و قانونی باشد. بنابراین صرف انتشار مطالب در فضای مجازی یا حضور در اعتراضات، بدون احراز دقیق رفتار مجرمانه، قصد مجرمانه و رابطه مستقیم رفتار متهم با عنوان اتهامی، نمی‌تواند به‌تنهایی مبنای محکومیت کیفری قرار گیرد.

در خصوص اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» نیز دادگاه باید به‌طور مشخص وجود توافق و تبانی مؤثر میان اشخاص، قصد ارتکاب جرم و هدف مجرمانه را احراز کند؛ صرف ارتباط، حضور در تجمع، بیان عقیده یا فعالیت اعتراضی، بدون اثبات عناصر قانونی جرم، الزاماً مصداق اجتماع و تبانی نیست.

۲. ایراد جدی نسبت به نحوه تحقیقات مقدماتی و تبصره ماده ۴۸

بر اساس متن شما، سیدجواد موسوی در مرحله تحقیقات مقدماتی با اعمال تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری از دسترسی آزاد به وکیل انتخابی محروم بوده است. این موضوع از منظر حق دفاع اهمیت اساسی دارد؛ زیرا حق برخورداری مؤثر از وکیل، یکی از تضمین‌های بنیادین دادرسی عادلانه است.

ماده ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری نیز حق همراه داشتن وکیل در تحقیقات مقدماتی را به رسمیت شناخته است. بنابراین در صورتی که عدم دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی موجب شده باشد متهم بدون مشاوره حقوقی مناسب مورد بازجویی قرار گیرد یا نتواند از حقوق دفاعی خود استفاده کند، دفاع می‌تواند نسبت به اعتبار و کیفیت تحقیقات مقدماتی و ادله حاصل از آن ایراد وارد کند.

۳. ممنوعیت استناد به ادله تحصیل‌شده برخلاف قانون

در دفاع از موسوی باید بررسی شود که اظهارات، اقرارها، گزارش‌های ضابطان و سایر ادله پرونده دقیقاً چگونه تحصیل شده‌اند. مطابق اصول دادرسی کیفری، گزارش ضابطان نیز زمانی واجد ارزش اثباتی است که مطابق ضوابط قانونی تنظیم شده و با سایر قرائن و ادله پرونده انطباق داشته باشد.

بنابراین اگر مبنای اصلی محکومیت، گزارش‌های امنیتی، محتوای فضای مجازی یا اظهارات اخذشده در مرحله بازجویی بوده است، وکیل باید اصالت، نحوه تحصیل، انتساب محتوا به متهم، قرائن مؤید و ارتباط مستقیم آن با عناصر قانونی جرائم انتسابی را مورد بررسی قرار دهد.

۴. ضرورت احراز عنصر مادی و معنوی «تبلیغ علیه نظام»

در خصوص محکومیت یک‌سال حبس بابت «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، صرف بیان دیدگاه انتقادی یا مخالفت سیاسی نباید بدون احراز شرایط قانونی جرم، معادل فعالیت مجرمانه تلقی شود. دفاع باید بر این موضوع متمرکز شود که:

  • دقیقاً کدام مطلب یا اقدام به متهم منتسب شده است؛
  • محتوای آن چه بوده است؛
  • آیا انتساب آن به متهم با دلیل معتبر اثبات شده است؛
  • آیا رفتار انتسابی واجد وصف «تبلیغ» به مفهوم قانونی بوده است؛
  • و آیا قصد و عنصر معنوی لازم برای تحقق جرم احراز شده است یا خیر.

۵. اتهام توهین به رهبری و ضرورت احراز انتساب

در خصوص محکومیت دو سال حبس بابت «توهین به رهبری از طریق انتشار مطالب در فضای مجازی» نیز باید دقیقاً مشخص شود که محتوای مورد استناد دادگاه، شخص منتشرکننده و قصد انتسابی چگونه احراز شده است. صرف وجود یک حساب کاربری یا انتشار محتوایی در فضای مجازی، بدون احراز انتساب قطعی آن حساب و محتوا به متهم، نمی‌تواند به‌تنهایی برای انتساب مسئولیت کیفری کافی باشد.

۶. اعمال مجازات اشد و اجرای پنج سال حبس

با توجه به اینکه برای سه عنوان اتهامی مجازات‌های ۵ سال، یک سال و دو سال تعیین شده و در نهایت مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس به اجرا درآمده است، اصل اجرای مجازات اشد، در صورت قطعی شدن حکم و رعایت مقررات تعدد جرم، از منظر حقوق کیفری قابل بررسی است. اما این امر مانع از آن نیست که اصل محکومیت، استدلال دادگاه، ادله اثباتی و رعایت حقوق دفاعی متهم مورد اعتراض و رسیدگی فوق‌العاده قرار گیرد.

۷. امکان بررسی طرق فوق‌العاده اعتراض به رأی

اگر حکم قطعی شده باشد، دفاع می‌تواند با توجه به وضعیت پرونده، مفاد رأی بدوی و تجدیدنظر و ادله موجود، امکان استفاده از طرق فوق‌العاده مانند اعاده دادرسی کیفری موضوع ماده ۴۷۴ قانون آیین دادرسی کیفری را بررسی کند؛ البته صرف ادعای نقض حقوق بشر یا ناعادلانه بودن رسیدگی، به‌تنهایی برای پذیرش اعاده دادرسی کافی نیست و باید پرونده با جهات قانونی ماده ۴۷۴ تطبیق داده شود.

همچنین در صورت وجود شرایط قانونی، درخواست اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری نیز قابل بررسی است؛ مشروط بر اینکه بتوان خلاف شرع بیّن بودن رأی را با استدلال حقوقی مشخص نشان داد.

از منظر حقوق بشر

از منظر حقوق بین‌الملل نیز پرونده موسوی با حق آزادی بیان، حق مشارکت در تجمعات مسالمت‌آمیز، اصل برائت، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و حق دسترسی مؤثر به وکیل ارتباط دارد. ماده ۹ و ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران به آن ملحق شده است، تضمین‌هایی درباره منع بازداشت خودسرانه و دادرسی عادلانه مقرر کرده‌اند و ماده ۱۹ این میثاق نیز آزادی بیان را به رسمیت می‌شناسد.

بنابراین، صرف اعتراض، انتقاد از حکومت یا بیان دیدگاه سیاسی، مادامی که رفتار مشخصی واجد عناصر قانونی جرم نباشد، نباید به‌صورت موسع تفسیر و مبنای سلب آزادی قرار گیرد.

Please follow and like us:

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

By حقوق بشر در ایران

سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی که از تاریخ ۱۵ آگوست ۲۰۱۵ میلادی، مصادف با ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۴، کار خود را آغاز کرد. هدف این مجموعه تمرکز بر اسناد بین المللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی و سایر کنوانسیونهای مرتبط در راستای افشای نقض حقوق بشر در ایران است.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب