https://wp.me/p6xuBy-3Id
حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت دین سالار میباشد که استناد بنده هم به دو دلیل میباشد : ۱ : استفاده از نام اسلامی بعد از کلمه جمهوری ، ۲ : نوع برخوردهای قضائی و تنظیم شکل قضائی کشور با توجه به احکام شریعت اسلامی . در سالهای نخست استقرار جمهوری اسلامی اخبار بازداشتها و اخراجهای زنان به دلیل نداشتن حجاب، به طور گستردهای در رسانهها بازتاب داشت و در واقع به عنوان نشانهای از جدیت حکومت جمهوری اسلامی برای مقابله با مظاهر غیراسلامی دیده میشد. اعتراض و مقاومت زنان در برابر تحمیل اجباری و خشونتهای اعمال شده علیه آنها به منظور خاموش کردن صداهای مخالف، از جمله دلایل دیگر خبری شدن این مجموعه برخوردها بود. از نیمه دهه ۶۰ تا پایان جنگ و روی کار آمدن دولت اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ برخورد با آنچه “بدحجابی” عنوان میشد، هنوز ادامه داشت و بر اساس شواهد زنانی که با آنها مصاحبه شده، گشتهای موسوم به ثارلله و جندالله که وظیفۀ برخورد با حجاب زنان را بر عهده داشتند، همچنان فعال بودند، اما برخوردهای خشونتآمیز آن دوران در تحمیل حجاب اجباری، کمتر بازتاب رسانهای داشته است. بررسی آماری وضعیت برخوردها با حجاب در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸-۱۳۷۶) و محمد خاتمی (۱۳۷۶-۱۳۸۴) نیز به دلیل نبود دسترسی به نشریات کاغذی از یک سو و کمتر شدن بازتاب رسانهای این برخوردها از سوی دیگر، دشوار است. با این همه بر اساس شواهد مبنی بر گفتوگو با زنانی که در آن دوران در ایران زندگی میکردند، تحمیل حجاب اجباری و نظارت دقیق بر آن هیچگاه متوقف نشده، اما طی این دوره سختگیریها تا حدودی کاهش یافته و نهادها و مقامهای رسمی نیز تمایل کمتری به اعلام آمار بازداشتها و برخوردها با زنان به دلیل نوع پوشششان داشتند. در واقع در این دوره با باز شدن نسبی فضای جامعه، برخورد با حجاب زنان در خیابانها کمتر شد و کنترل حجاب اسلامی و مجازات به خاطر آن بیشتر بر عهدۀ ادارات گزینش و حراست در ادارات دولتی و دانشگاهها گذاشته شد. از سال ۱۳۸۴ با روی کار آمدن دولت محمود احمدینژاد و تصویب قوانین سختگیرانه بیشتر در زمینۀ حجاب، برخورد با زنانی که مقررات حجاب را رعایت نمیکردند، شدت بیشتری گرفت و گزارشدهی رسمی در این زمینه نیز بار دیگر پررنگ شد. آمار ارایه شده در ادامه که بر مبنای اطلاعات اعلام شده از سوی مقامات قضایی و انتظامی جمعآوری شده بخش کوچکی از برخوردهای صورت گرفته با زنان به خاطر رعایت نکردن پوشش اسلامی را در این دوره نشان میدهند. بر مبنای این آمارها دستکم در ۱۰ سال گذشته (۱۳۸۲-۱۳۹۲) بیش از ۳۰ هزار زن در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدهاند. آمارهای رسمی، توبیخ دستکم ۴۶۰ هزار و ۴۳۲ زن را تأیید کرده و دستکم هفتهزار زن مجبور به دادن تعهد برای رعایت حجاب اسلامی شدهاند. ارسال پرونده حداقل چهار هزار و ۳۵۸ زن به دادسراهای قضایی برای رسیدگی به تخطی آنها از قوانین حجاب، از دیگر آمار اعلام شده در رسانههای رسمی جمهوری اسلامی ایران است. این آمار در حالی است که به عنوان نمونه جانشین فرمانده انتظامی تهران بزرگ در خرداد ماه ۱۳۸۶ اعلام کرد که روزانه ۱۵۰ زن به دلیل “بدحجابی” بازداشت و ۱۵۰۰ تن از پلیس تذکر میگیرند. بسیاری از آمارهای اعلام شده نیز تعداد بازداشتشدگان طی یک مانور چند روزه را اعلام کرده و مشخص نیست که چند مانور در آن سال یا در شهرهای دیگر برگزار شده است. در واقع آمارهای منتشر شده از سوی نهادهای رسمی، فقط نشانگر بخش کوچکی از برخوردهای خشن و ناقض حقوق بشری است که در این زمینه اعمال میشود و گزارشهای منتشر شده در رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی اینترنتی حاکی از آن است که نقض حقوق بشر در این حوزه بسیار گستردهتر از آمارهای اعلام شده است. با وجود خوشبینیهای زیاد برای اینکه در دوره ریاست جمهوری روحانی که در مرداد ۱۳۹۲ به قدرت رسید، برخورد با زنان به دلیل حجاب متوقف شود، گزارشهای رسمی و همینطور شواهد جمعآوری شده در این تحقیق نشان میدهد که به غیر از یک وقفه دو ماهه قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری، نقض حقوق زنان در این مورد همچنان ادامه دارد. حجاب اجباری که در ۳۸ سال گذشته از سوی جمهوری اسلامی ایران به زنان و دختران ایرانی تحمیل شده یکی از بارزترین و فراگیرترین مصادیق تبعیض جنسیتی در این کشور است. زنان به دلیل جنسیتشان از انتخاب نوع پوشش دلخواه خود در تمامی اماکن عمومی محروم هستند و مجبورند در قالب چارچوبهای تعیین شده از سوی حکومت اسلامی که مبتنی بر رعایت حجاب اسلامی (پوشاندن مو و تمامی بدن به غیر از گردی صورت و دو دست از مچ به پایین) لباس بپوشند. لباسی که رنگ و مدل آن نیز همیشه از سوی حکومت کنترل میشود و اگر از دیدگاه ماموران پلیس مصداق “خودنمایی و جلب توجه” باشد با آن برخورد میشود. این شیوه برخورد با پوشش زنان حق آنها را برای آزادی ابراز عقیدهشان دربارۀ انتخاب نوع پوشش خود زیر سوال میبرد. روشهای خشونتآمیزی که حکومت اسلامی در راستای این اجبار به کار گرفته نیز امنیت و آزادی زنان را به عنوان یک شهروند خدشهدار کرده است. برخورد پلیسی با پوشش زنان، محدود به زنان مسلمان نیست و تمامی زنان ساکن ایران فارغ از اینکه پیروان مذاهب مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان مذاهب مورد قبول در قانون اساسی ایران باشند یا پیروان مذهب بهایی و بیدین، همگی بر اساس موازینی یکسان موظف به رعایت کامل حجاب اسلامی هستند و در صورت سرپیچی از آن مجازات میشوند. آنچه از سالهای نخست پس از انقلاب تا اواخر دهه ۶۰ گزارش شده، حضور پررنگ گشتهای ثارلله و نیروهای کمیته در سطح شهرهای مختلف ایران و برخوردهای خشن آنها با نوع پوشش زنان است. بهگونهای که نه تنها سر نکردن روسری، بلکه تخطی از موازین حجاب تعیین شده از سوی حکومت نیز برای زنان آسان نبود و میتوانست پیامدهایی جدیتر از تذکر یا برخورد توهینآمیز را در پی داشته باشد. در دهه ۷۰ به ویژه در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی از سال ۱۳۷۶ برخوردهای خشونتآمیز خیابانی با حجاب زنان کاهش یافت، اما با وجود مشی اصلاحطلبانه دولت محمد خاتمی، فشار محافظهکاران و تندروهای مذهبی برای سختگیری در رابطه با حجاب از سالهای آخر دوره دوم ریاست جمهوری او شدت گرفت و دستکم از سال ۱۳۸۲ شاهد بازداشت زنان و برخوردهای خشن با آنان به دلیل نداشتن حجاب کامل اسلامی و انعکاس آن در رسانهها بودیم. سایتها و وبلاگهای فعالان حقوق زنان یکی از مجراهای بازتاب این برخوردها در این دوران بود. برخورد با زنان به دلیل نوع پوشششان از اوایل دهه ۸۰ بار دیگر شدت گرفت و با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و تصویب “راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف” در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ شکل سازمانیافتهتری پیدا کرد. آمار ارایه شده در زیر که بر مبنای اطلاعات اعلام شده از سوی مقامات قضایی و انتظامی جمعآوری شده بخش کوچکی از برخوردهای صورت گرفته با زنان به خاطر رعایت نکردن پوشش اسلامی را نشان میدهد. بر مبنای این آمار دستکم در ۱۰ سال گذشته (۱۳۸۵-۱۳۹۵) بیش از ۳۰ هزار زن در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدهاند. این آمار در حالی است که به عنوان نمونه در سال ۱۳۸۶ از سوی جانشین فرمانده انتظامی تهران بزرگ اعلام شد که روزانه ۱۵۰ زن فقط در تهران به دلیل نوع پوشششان بازداشت میشوند. آمار رسمی همچنین توبیخ دستکم ۴۶۰ هزار و ۴۳۲ زن را تأیید کرده و بر اساس آن بیش از هفت هزار زن مجبور به دادن تعهد برای رعایت حجاب اسلامی شدهاند. ارسال پروندۀ دستکم چهار هزار و ۳۵۸ زن به دادسراهای قضایی برای رسیدگی به تخطی آنها از قوانین حجاب، از دیگر آمار اعلام شده در رسانههای رسمی جمهوری اسلامی ایران است. در نوع دیگری از برخوردهای امنیتی جمهوری اسلامی با زنان میتوان به ورود به مهمانیهای خصوصی افراد اشاره کرد که جمهوری اسلامی از آنجائی که خود را در هیچ احترامی برای حریم خصوصی افراد قائل نیست بارها و بارها با هجومهای ناگهانی بدون حکم قضایی اقدام به دستگیری و برخوردهای شدید با بانوان در ایران کرده است . که اینها همه و همه نشان از این دارد که حکومت جمهوری اسلامی با استناد با محدودیتهای مذهبی که در شریعت اسلامی به ویژه بر آنها تاکید شده اقدام به این کارها میکند و هیچ گونه ارزشی برای بانوان قایل نیست حتی در مواردی از ایجاد محدودیت برای هیاتهای دیپلماتیک به عنوان نمونه گروهی از دیپلماتهای کشور ایتالیا به ایران آماده بودند این حکومت یکی از بانوان که عضو برجسته دیپلماتها بود را به اجبار وادار به پوشش حجاب کرده بود که در هیچ نقطه از کره زمین حتی عربستان سعودی ما میبینیم که هیاتهای دیپلماتیک به هیچ وجه مجبور به پوشش حجاب نمیشوند که نمونه بارز آن سفر آقای برک اوباما به این کشور بود که ما دیدیم همسر ایشان بدون حجاب در جمع حضور پیدا کرد . واقعا باید عمیقا به این مساله تفکر کرد آیا مشکل ایران پوشش زنان است ؟ آیا همه چیز در ایران در سر جای خود است ؟ ایا حکومتی استبدادی مثل جمهوری اسلامی با چه استنادی و از چه خلاء استفاده میکند و به خود اجازه میدهد که اینگونه با زنان دو دیگر شهروندان برخورد کند ؟ جواب این است حکومت جمهوری اسلامی با استفاده از فقر فکری شهروندان و عدم آگاهی انها اقدام به همه این رفتارهای فرا قانونی میکند . این وظیفه ما است به عنوان فعال حقوق بشر تا در آگاهی رسانی به شهروندان ایرانی و خانواده خود کوشا باشیم .
نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
