جمعه، 24 بهمن 1404 11:12 بعد از ظهر
لینک کوتاه این مطلب:
https://wp.me/p6xuBy-hM

chris.jpgیکی از بحثهایی که در دین شناسی نظری و فلسفی معاصر مطرح است نقش ادیان در بهبود جهانی است که ما در آن زیست می کنیم. در این زمینه هم مانند همه عرصه های دیگر اختلاف نظر بسیار است. با وجود این تکثر آرا در یک نکته اختلافی نیست و آن اهمیتی است که دین از نیمه دوم سده بیستم به این طرف در جهان ما ایفا می کند .در جهانی زیست می کنیم که به زعم بسیاری از متفکران آن فرهنگ و هویت و سنت نقشی انکارناپذیر و بی بدیل را دارا هستند. به تعبیر دیگر خاستگاه و ریشه هر تغییری در جهان ما تغییر در فرهنگ و هویت است. به همین جهت است که افرادی که زمانی تصور می کردند اقتصاد یا سیاست حرف اول و آخر تحولات زمانه را می زنند هم اکنون پی برده اند همه این مؤلفه ها اگر از گذرگاه فرهنگ عبور نکنند ره به جایی نخواهند برد. در این میان بخشی مهم از هویت جهانی را ادیان به وجود آورده اند. به تعبیر یکی از فیلسوفان همه ارزشهای بشری که ما بر طبق آنها زندگی می کنیم ریشه در چندین سنت معنوی و دینی جهان دارند. اگر نگاهمان به ادیان و ارزشهای آنها اینگونه باشد پرواضح است که نقشی بی بدیل را برای دین در جهان معاصر قایل خواهیم بود.

در این میان ادیان جایگاهی ژرف در صلح و گفگوی فرهنگها نیز ایفا می کنند. ما پی برده ایم هیچ امنیت و صلح و آرامشی بدون صلح میان ادیان مقدور و میسور نخواهند بود. این نکته است که بوفور و بوضوح در طرح هانس کونگ در مورد اخلاق جهانی مشهود است. دین شناسی نظری و فلسفی با توجه به این پیش فرض به دنبال راهکارهایی برای گفتگوی بهینه میان ادیان است. در این زمینه البته رویکردهای مختلفی را شاهد هستیم. پاره ای از رویکردها معتقد هستند که تنها با تکیه بر فرض شمول گرایی ادیان می توان به گونه ای گفتگو که این یکی زمینه ساز صلح جهانی است دست یافت. یعنی ما باید قایل باشیم که حقیقت در ادیان دیگر هم موجود است. یعنی بدون قایل شدن به وجود حقیقت در ادیان دیگر نمی توان با ایدان دیگر گفتگویی را سامان داد.عده ای دیگر اما معتقد هستند که دیدگاههای انحصارگرا یعنی دیدگاههایی که یک دین را حق مسجم و مجسمه حق می دانند نیز می توانند مبلغ و مروج گونه ای گفتگوی ادیان باشند. عده ای تصریح می کنند که تقریرهای سنتی نسبت به ادیان هم می توانند به گفتگویی جدی دامن زنند و پاره ای دیگر از افراد بر این نکته دست می گذارند که باید به نگاههایی جدید به ادیان به سراغ گفتگو رفت. یکی دیگر از مضامینی که با محور دین با تکیه بر نقش دین در صلح جهانی به بحث گذاشته می شود نسبت دین با عرصه های مختلف فردی و اجتماعی است. در این گستره بررسی می شود که دین و سیاست چه نسبتی دارند، تأثیر و تأثر دین و اقتصاد از چه قرارند و عاقبت اینکه تعامل میان دین و اجتماع چگونه است. همه این نکات نشان می دهند که فلسفه دین تا چه اندازه شاخه ای کاربردی و هیجان انگیز است. یاد آور شوم که دین در تعاملات جهانی تأکید زیادی بر صلح و هم چنین بر اصل همزیستی مسالمت آمیز در بین انسانها دارد. گرچه برخی از نویسندگان و اندیشمندان بر این عقیده اند که روابط عادی میان انسانها هرگز مبتنی بر صلح نبوده است و تلاش می کنند وضع آن ها را به حالت جنگ دائمی جلوه دهند. لکن محققان بر خلاف این دیدگاه، عقیده دارند که گسترش دین در روابط انسانها با دیگر و ملت ها بر مبنای صلح و همزیستی بوده است دین سیاست صلح جویانه ای به انسانها توصیه نموده است و نیز از انسانها خواسته شده مزاحمت خود را از حریم دعوت و پیروان آن به دور نگاه دارند، امّا توصیه نکرده نشده انسانها به زور، دیندارشوند، بنابراین دین مدافع اصل هم زیستی مسالمت آمیز و تعاملات صلح آمیز است چون هم جنگ تجاوز گرانه را تحریم کرده است و هم تجاوز در جنگ را، پس این اصل، نخستین اصل حقوقی در روابط بین المللی ادیان است، اصلی که با فطرت انسان هم سازگاری دارد. برای نمونه اموری را همراه با چند آیه که دلالت بر اصل همزیستی مسالمت آمیز دارد یاد آور می شوم:. ایمان آوردن، تحمیلی نیست با حکمت و اندرز نیکو مردم را به پروردگار فراخواندن به شیوه های که بهتر است آنان مناظره کن).. صلح و احیای همزیستی نامسلمانان و همسایگان چه در آغاز تشکیل حکومت و چه پس از آن بر محبت و عطوفت و پای بندی به قرار دادها و پیمان نامه ها بوده است. دیگر اموری که در خصوص نقش دین در صلح و تعاملات بین المللی می توان به آن اشاره کرد موضوع عهد و پیمان ها و اهمیت آن و هم چنین مذمتی که بر نقض عهد شده است، می باشد. دین نه تنها برای قراردادها و معاهدات بین المللی ارزش حقوقی فوق العاده ای قائل شده بلکه ملت ها را برای بستن و انعقاد پیمان های صلح دعوت می کند و همواره به جوا مع توصیه نموده است که در این باره پیش قدم باشند از هر نوع تلاش برای برقراری و تحکیم مبانی و شرایط و نیز گسترش آن در جامعه بشری دریغ ننماید چنان که در طول تاریخ عقد قرار دادهای صلح از وظایف دولت های مسئول و صلاحیت دار به شمار رفته است، در مجموع، دین نقش اساسی و بنیادی می تواند در صلح داشته باشد و راهنمایی ها و دستورات آن می تواند تعاملات بین المللی را با صلح و همزیستی مسالمت آمیز همراه نماید و این مطلب از آیات و روایات استفاده می شود در دین بر اصل وفا به عهد و عمل نمودن و پایبند بودن به عهد و پیمان و میثاق ها که می تواند صلح را در تعاملات بین المللی به ارمغان آورد و نقش کلیدی آن در برقراری صلح در تعاملات بین المللی قابل انکار نیست خداوند هم این دستور العمل دین را عملا به اجرا گذاشت و الگویی برای ما و بشریت گردانید که همه حکایت از این دارد که دستورات و توصیه های دینی بر صلح در تعاملات بین المللی تأکید دارد و این آموزه های دینی و رفتار می تواند معیار و الگوی ما در روابط تعاملات بین المللی برای دست یابی به صلح باشد   در جوامع پیشرفته امروزی با پدیدار شدن گروهای تندرو مذهبی این گروها سعی در القاء نظر باطل خود بر افراد و انسانها با توسل به زور و ایجاد رعب و وحشت هستند که این کار زمینه ایجاد ناامنی در جوامع و جهان را در بر خواهد داشت از نظر من دین به واسطه رسالتی که از طرف خداوند بر انسانها دارد تضمین کننده صلح میباشد ولی این تفسیر انسانها با افکار متفاوت است که برداشتهای غلط را به ارمغان می آورد . به امید روزی که شاهد صلح پایدار و برابری همه انسانها در جهان باشیم هر چند که ادیان به دو دسته ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی دسته بندی می شود،‌ ولی باید توجه داشت که دین در حقیقت فلسفه تحلیلی از هستی و نقش انسان در جهان است که به هدف فهم و درک موقعیت انسان و نقش آن شکل گرفته است. همه ادیان حتی ادیان بشری و غیر ابراهیمی، خواهان درک درست مناسبات انسان با هستی و خود بوده و دست کم در چارچوب معیارهای عقلانی و عقلایی تلاش کردند تا تفسیر درست و واقع بینانه ای از هستی و انسان ارایه دهند. در حقیقت تلاش همه ادیان بر آن بوده است که مناسبات را در چارچوب عقلانیتی شکل دهند که آثار آن، زندگی انسان را معنا داده و در عمل بهبود بخشد. شکی نیست که هر کسی فلسفه ای برای زیستن دارد که نگرش ها و کنش و واکنش های او را سامان می دهد. این فلسفه وقتی به نوعی موقعیت اجتماعی و جمع گرایانه می یابد به شکل آیین و دین و مذهب نمودار می شود؛ زیرا جماعتی را به یک فهم مشترک رسیده اند در کنار هم گرد می آورد و این گونه است که اخلاق دینی، احکام و آیین های مبتنی بر آن فلسفه دینی شکل می گیرد و هنجارهای اجتماعی را پدید می آورد. بر این اساس می بایست دین را در عقلانیت بشر جست و جو کرد و شکی نیست که یکی از شاخصه ها عقلانیت بشری که به شکل مستقلات عقلانی شکل گرفته است، عدالت و برابری است؛ زیرا عقل حکم به حسن عدل و قبح ظلم می کند و در همین چارچوب است که عقلانیت انسانی در شکل حسن صلح و قبح تجاوز و خونریزی و جنگ خودنمایی می کند. پس همه ادیان و مذاهب به یک معنا بر محور عدالت و صلح شکل گرفته و جامعه را در این چارچوب مدیریت و هدایت می کند. البته همین عقلانیت حکم می کند که انسان ظلم ستیز باشد و به دفاع از مظلوم بپردازد. پس عدالت خواهی،‌ صلح طلبی و ظلم ستیزی از سوی همه ادیان تاسیس یا امضا شده است. کلمه سواء همه ادیان و مذاهب جهان مبتنی بر عقلانیتی سامان یافته است که محور باورهای آن هدفمندی جهان و جامعه است. پس می بایست با بسیج سرمایه های انسانی این اهداف متعالی را تحقق بخشید. این گونه است که آسایش و آرامش دو مفهوم کلیدی در فرهنگ بشری است که همه جوامع به فلسفه تحقق آن شکل و سامان گرفته است. دین از آن جایی که فطری و عقلانی است،‌ احکام مستقل عقل را در دفاع از عدالت و اقامه و اجرای آن تایید کرده و به همه ماموریت دارند بر اساس اصول عقلانی جامعه را با حقوق اساسی و طبیعی آشنا ساخته و ایشان را به اقامه و قیام برای عدالت بخواند همه ادیان در چارچوب عقلانیت دینی و ایجاد صلح جهانی است که قبله خود را شهری قرار داده اند که قداست قدسی آن به صلح و است تا هرگز در آن جنگ و خونریزی نباشد و از پرتو آن همه زمین و جهان برکت یابد و در حریم امن و امنیت در آید نقش ادیان در صلح جهانی را می بایست در ایجاد هدفمندی اندیشه و کردار بشر جست؛ زیرا این امکان را به همگان می دهند تا در چارچوب آیین ها و قوانین عقلانی و عقلایی زندگی خود را سامان دهند و به یک وحدت اندیشه و رویه دست یابند، هر چند که در برخی از جزئیات به تناسب مقتضیات تفاوت هایی با هم دارند. جامعه جهانی که تحت مدیریت فرزانگان ادیان شکل می گیرد تضمین کننده صلح و آسایش و آرامش جهانی است؛ زیرا مردم در مدار و محور فرزانگان خویش می اندیشدند و عمل می کنند. ما در جهانی زیست می‌کنیم که فرهنگ و هویت و سنت، نقشی انکارناپذیر و بی بدیل را دارا هستند. خاستگاه و ریشه هر تغییری در جهان ما، تغییر در فرهنگ و هویت است. در این میان بخشی مهم از هویت جهانی را ادیان به وجود آورده‌اند. بی گمان همه ارزشهای بشری که ما بر طبق آنها زندگی می‌کنیم، ریشه در چندین سنت معنوی و دینی جهان دارند. پس می توان به صراحت گفت که دین نقشی بی‌بدیل را در زندگی بشر و سبک زندگی او و نیز

Please follow and like us:

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

By حقوق بشر در ایران

سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی که از تاریخ ۱۵ آگوست ۲۰۱۵ میلادی، مصادف با ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۴، کار خود را آغاز کرد. هدف این مجموعه تمرکز بر اسناد بین المللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی و سایر کنوانسیونهای مرتبط در راستای افشای نقض حقوق بشر در ایران است.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب