•                  
دوشنبه , ۱۰ آذر , ۱۳۹۹
سه‌شنبه, دسامبر 1

کلیه ام را فروختم برای پول پیش خانه و امسال بخشی از کبد خود را می فروشم

0
111

حقوق بشر در ایران – امروز جمعه ۹ آبان ماه ۱۳۹۹، این روزها با توجه به سوء مدیریت جاری در کشور برای برخورداری شهروندان ایران از تامین اجتماعی و گذران زندگی راهی به جز فروش اعضای بدن باقی نمانده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از رُکنا، امروز جمعه ۹ آبان ماه ۱۳۹۹، افزایش فشارهای اقتصادی و تورم لجام گسیخته در ایران در سایه نبود مدیریت صحیح بر کشور از سوی حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از شهروندان ایران را به فکر فروش اعضای بدنشان برای امرار معاش و رفع مشکلات اقتصادی جاری زندگی روزمره آنها انداخته چون راهی به جز این ندارند. وقتی فردی برای پول پیش یک خانه مجبور به فروش کلیه خود می شود این نشان از چیست؟ آگهی‌های آنها در جاهای زیادی وجود دارد. از دیوار مقابل بیمارستانها گرفته تا کوچه‌هایی که مراکز پیوند عضو در آنها وجود دارند. کانال‌های تلگرامی و اینستاگرامی هم جای خود را دارد. 

یکی از آگهی‌ها مربوط به مردی است ۲۷ ساله. آگهی فروش کبد. همسرش می‌گوید: “کلیه همسرم را پارسال ۵۰ میلیون تومان فروختیم تا از مستاجری در بیایم، یک خونه بدون امکانات در سرآسیاب ملارد از توابع شهرستان شهریار خریدیم. اما کلیه را که فروختیم کار برای شوهرم سخت شد. هر کاری نمی‌تواند انجام دهد. حالا می‌خوایم بخشی از کبد رو بفروشیم که یا مغازه بگیریم یا ماشین بخریم تا باهاش کار کنه.”

این زوج جوان، در سال ۱۳۹۳ ازدواج کردند. همسر این مرد می‌گوید: “خانواده‌ها توان مالی ندارند و نه توانسته‌اند جهیزیه تهیه کنند و نه می‌توانند از آنها حمایت کنند و ۶ سال است ازدواج کردند و در همه این مدت درگیر فقر و نداری بوده‌اند. زن خیاطی می‌کند و این تنها منبع درآمد فعلی خانواده است. می‌گوید «به نهادهای حمایتی هم سر زدیم. قرار شد ۵ میلیون وام بدهند. اما ضامن می‌خواست و ما ضامن نداریم. حتی وام ازدواج مان را هم نتوانستیم بگیریم. چون آن هم ضامن می‌خواست.”

داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد در تابستان امسال ۹/۵ درصد از جمعیت فعال کشور بیکار بوده‌اند و این بیکاری برای جمعیت جوان و به خصوص برای جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله حدود ۲۳ درصد بوده است. این یعنی از هر ۱۰۰ جوان در این سن، حدود ۲۳ نفر آنان شغل ندارند.

نکته قابل توجه در آمار بیکاری ایران، این است که نرخ بیکاری تابستان امسال در ۱۴ فصل گذشته کمترین نرخ بیکاری رسمی است. این آمار در شرایط کرونا که بسیاری شغل خود را از دست داده‌اند کمی عجیب است.

اما گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که مورد تائید و ادعای مسئولان حکومتی و دولتی ایران است این گره را باز می‌کند. به روایت مرکز پژوهش‌های مجلس، در ایران به‌طور متوسط ۶۰ درصد شاغلان کشور شامل « ۵۹ درصد مردان و ۶۲ درصد زنان » در بخش غیررسمی فعالیت می‌کنند. یعنی شرایطی که در آن افراد فاقد بیمه و حمایت‌های اجتماعی هستند و حتی درآمد آنها زیر حداقل حقوق مصوب است. نکته قابل توجه دیگر، کاهش یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفری شاغلان در تابستان ۱۳۹۹ نسبت به تابستان ۱۳۹۸ است.

در این بیکاری، افزایش تورم، هزینه خانوارها را افزایش داده. به نحوی که خانوارهای کشور برای تامین اقلام مصرفی خود در مهر ماه امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۴۱.۴ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند.

در ادامه این گزارش به آگهی های نصب شده بر در و دیوار مراجعه کردیم. یکی از آگهی ‌دهندگان جوانی است ۲۸ ساله که می‌خواهد کلیه یا بخشی از کبدش را بفروشد.

این جوان در تشریح علت فروش کبد خود گفت: “تو بدبختی موندم، یک سال و خورده‌ای میشه که می‌خوام یکی از اعضای بدنم رو بفروش ولی خریدار نیست، شاید تو این مدتی که گذشته ۱۰ نفر زنگ زدن، ولی هنوز نتونستم کسی رو پیدا کنم که خریدار واقعی باشه، فعلا منتظریم.”

او هم می‌گوید: “آدم از بدبختی این کارا رو می‌کنه، وگرنه چرا باید خودمو ناقص کنم؟». براساس گفته‌هایش، هزینه‌هایاجاره خانه و پرداخت قسط و بزرگ کردن دو بچه آنقدر برایش زیاد است که راه دیگری ندارد.”

براساس اعلام این جوان:  “در سال ۱۳۹۸، کلیه‌اش را ۴۰ میلیون تومان می‌فروخت و حالا اگر مشتری پیدا شود، ۱۵۰ کمتر نمی‌دهد، همه کالاها گران شده چرا اعضای بدن نشه؟  قیمت پراید ۲۲ میلیون تومانی امسال شده ۱۵۰ میلوین تومان. پراید ۱۵۰ میلیونی گرون نیست، ‌کلیه ۱۵۰ میلیون گرونه؟!”

آگهی بعدی هم آگهی فروش کلیه است. فروشنده می‌گوید از فروش منصرف شده اما کلیه را به خریدار اهدا کرده. او می‌گوید: «کلیه را برای فروش گذاشته بودم و مشتری هم پیدا شد. روی ۱۵۰ میلیون توافق کردیم. نزدیک عمل، پولی که می‌خواستم جور شد. منم کلیه را نفروختم. به همون فرد اهدا کردم. همین سه هفته قبل عمل داشتم.»

برخی هم فروشنده کبد‌ هستند. مانند مرد ۲۶ سال‌های که بخشی از کبدش را آگهی کرده و می‌گوید قیمت آن ۲۰۰ میلیون تومان است.

تماس با چند نفر دیگر نشان می‌دهد که آنها از آگهی فروشی که زده‌اند پشیمان شد‌ه‌اند. یکی می‌گوید مشکل مالی‌اش تا حدی برطرف شده و دیگر فروشنده نیست. اما فرد دیگری می‌گوید همچنان از طرف خانواده همسرش تحت فشار است اما نظرش برای فروش کلیه عوض شده «چون با یک کلیه زندگی کردن سخت‌تر می‌شه.»

در فضای مجازی همه چیز پیدا می‌شود. قلب و قرنیه و مغز استخوان. فقط کافی است دنبالش باشید. نمونه‌اش کانالی تلگرامی است با بیش از ۱۴۰ هزار عضو. هم خریدار آنجا حضور دارد و هم فروشنده. تعداد آگهی‌ها بسیار زیاد است. آگهی فروش اعضای بدن با ذکر جزییاتی چون سن، جنس، گروه خون و شرایط جسمانی.

از جمله مواردی که دل هر انسان و فعال حقوق بشری را به در می آورد دیدن این صحنه های پر از رنج است وقتی که انسانی برای رفع مشکلات اقتصادی خود در آگهی می نویسد: “بدنم سالم سالمه از سن ۱۵ سالگی هم به‌صورت حرفه‌ای ورزش میکنم، آزمایشات و سونوگرافی انجام دادم، کلیه آزمایشهای لازم انجام شده و مدارک سلامت پزشکی وجود دارد.”

در این میانه این دردها اما به وضوح شاهد کشیده شدن پای واسطه گران و نوسان قیمت‌ها برای خرید و فروش اعضای بدن هستیم. در واقع طبیعی است که وقتی تنور کارهای غیرقانونی داغ شود، پای دلالان هم باز خواهد شد تا حداکثر قیمت را به جیب بزنند. اینجاست که دیگر نمی‌شود قیمت مشخصی برای فروش کلیه و کبد و سایر اعضا مشخص کرد.

قیمت‌ها از ۱۰۰میلیون تا ۵۰۰ میلیون تومان در نوسان است و هر کس هم تیغش بیشتر ببرد می‌تواند پول بیشتری به جیب بزند. البته این موضوع به میزان وخامت حال بیمار و عضو آسیب‌دیده و حتی گروه خونی هم بستگی دارد. آنهایی که حال بیمارشان وخیم‌تر باشد و گروه خونی‌شان نایاب‌تر مانند o منفی باشد، باید پول بیشتری بپردازند. در این بازار هیچ‌کس دلش برای هیچ‌کس نمی‌سوزد. نه برای فروشنده‌ای که از تکه‌ای از بدنش می‌گذرد و نه برای خانواده‌ای که همه دار و ندارش را می‌دهد تا بتواند این مبلغ را تأمین کند.

همه این دردها در حالی در ایران جاری است که بودجه ها و هزینه های سرسام آوری برای پروژه های غیر ضروری از جیب همین مردم در کسر و راههای غیر اصولی هزینه می شود. 

جای سوال اینجاست. آیا فرزندان علی خامنه ای هم برای رفع مشکلات اقتصادی خود اعضای بدنشان را می فروشند؟ 

فرزندان حسن روحانی، اسحاق جهانگیری، محمد نهاوندیان، علی شمعخانی و سایر افراد عالی رتبه حکومتی و دولتی هم با مشکلات اتقصادی مواجه هستند؟ 

در تاریخ ۱ تیر ماه ۱۳۹۶، حقوق بشر در ایران، با انتشار گزارشی مشابه به نقل از روزنامه همشهری، درد و رنج این دسته از شهروندان را اطلاع رسانی کرد اما پس از گذشت بیش از ۳ سال اوضاع و احول اقتصادی مردم ایران بهتر که نشد هیچ بلکه رو به وخامت رفت. 

فقر و محرومیت از تامین اجتماعی شهروندان در حالی رو به گسترش است که در ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران از امضا کنندگان این سند معتبر بین المللی است بر محق بودن افراد بر تامین اجتماعی مناسب به لحاظ؛ خوراک, مسکن, پوشاک و برخورداری از خدمات حمایتی اجتماعی در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری و یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان است تاکید کرده است. 

همچنین در ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر, بر حق هر فرد در برخورداری از شرایط مناسب, حقوق مکفی در کار و سایر حمایتهای اجتماعی در مواقع بیکاری تاکید شده است. 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: