•                  
جمعه , ۲۹ شهریور , ۱۳۹۸

حمیدرضا شجاع زاده, قاتل علیرضا شیرمحمدعلی که بود؟

0
2209

“علیرضا شیرمحمدعلی”, زندانی سیاسی محبوس تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ در شامگاه دوشنبه هفته جاری در پی حمله دو متهم به جرائم غیرسیاسی با وارد آوردن بیش از ۲۰ ضربه چاقو«تیزی» به قتل رسید. اما آنچه بیش از هر نکته نیاز به بررسی و تحقیق دارد بیان این نکته است که “علیرضا شیرمحمدعلی” و سایر زندانیان سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ باید با رعایت اصل تفکیک جرائم جدا از سایر متهمان غیرسیاسی نگهداری شوند که با توجه به عدم رعایت این ماده از قانون باعث بروز فجایعی از این دست در زندانهای ایران هستیم.  

به گزارش حقوق بشر در ایران, در پی به قتل رسیدن علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی که در شامگاه دوشنبه در پی حمله ۲ متهم جرائم خطرناک و غیرمرتبط با زندانیان سیاسی بنامهای “محمدرضا خلیل زاده” متهم به “حمل و نگهداری موادمخدر” و “حمیدرضا شجاع زاده” متهم به قتل عمد و محکوم به اعدام  که بیش از ۲۰ ضربه چاقو«تیزی» به شاهرگ و شکم و سینه و روی قلب این زندانی سیاسی وارد کردند شاید بیان این نکته که قاتل علیرضا شیرمحمدعلی که بود و چه پیشینه ای داشت و با آن پیشینه چگونه است که چنین فرد خطرناکی در بین زندانیان سیاسی و عقیدتی که به صرف دیدگاه سیاسی و عقیدتی خود محبوس شدند قرار بگیرد سوالی باشد که بسیاری به دنبال آن باشند. 

فردی که در زندان تهران بزرگ از نزدیک حمیدرضا شجاع زاده معروف به «حمید خروس» قاتل علیرضا شیرمحمدعلی را می شناسد برای روشن شدن افکار عمومی متنی را جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار داده که در ادامه می آید؛ 

خروس, جوجه, کلاه و سپاه . پیشگیری بهتر از درمان است. این را همه می گوئیم, همه میدانیم اما چرا همیشه پس از وقوع یک حادثه, فاجعه و بحرانها به یاد حل مسائل می افتیم و به دنبال مقصر آن میگردیم. حمیدرضا شجاع زاده قطعا تنها قاتل علیرضا نبود و قطعا “علیرضا شیرمحمدعلی” تنها یک بار به قتل نرسید. علیرضا و علیرضاها در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هر روز به قتل رسیدند. آنچه می نویسم محصول بیش از ۳ ماه همزیستی با “حمیدرضا شجاع زاده” معروف به «حمید خروس» است تا بتوان از حوادث و فجایع بعدی و از تکثیر حمید خروسها و از مرگ علیرضاها جلوگیری کرد. 

علیرضا که از معدود جوانهای سالم و میهن دوست این روزها بود. این روزها که به ندرت می بینیم جوانانی که معتاد به کثافتهائی که از زندان به آن گرفتار میشوند مثل شیشه, وید و سیگار نباشند. این روزها چه به ندرت کتاب در دست جوانان و بلکه بزرگ سالان میبینم. علیرضا شیرمحمدعلی, شیفته اندیشیدن, مطالعه و فرار تر از همه اندیشیدن بود. جنگید تا ریشه ظلم و بیدادگری را بسوزاند ولی افسوس که به دلیل بی تفاوتی مردم و بی مسئولیتی مسئولان درد و داغی دیگر در دل ما ریشه کرد. 

اما حمیدرضا شجاع زاده «خروس», او که ارتکاب به قتل و تجاوز برایش بسیار آسان و عادیست. اما نه از آن دست عادیهائی که مرگ ستار بهشتی ها و علیرضا شیرمحمدعلی ها برای زندان بانها عادیست. او در خرداد ۱۳۶۵ در تهران متولد شد. پدرش مصالح ساختمانی می فروشد, مادرش خانه دار و تنها خواهرش دانشجوی رشته برنامه ریزی کامپیوتر است. 

حمیدرضا شجاع زاده پیش از ارتکاب به قتل, مدتی راننده آژانس بود و یک بار به جرم حمل و نگهداری مقداری هروئین در یکی از شعبات اداره آگاهی بازداشت بود و ۱۰ سال پیش برای نخستین بار مرتکب قتل شد و تا به امروز در زندان محبوس بوده است. از حمیدرضا شجاع زاده در مورد انگیزه اش از ارتکاب به قتل پرسیدم. گفت نخستین بار در یک نزاع خیابانی با چاقو یکی از دوستانم را به قتل رساندم. هر ۲ سر بازوی حمیرضا شجاع زاده جای خطها و پارگی ماهیچه با چاقو است که مدعی بود در نزاعهای داخل زندان رجائی شهر «گوهردشت» وی را با چاقو مجروح کردند. “حمیدرضا شجاع زاده” در ادامه میگوید؛ از دعوا و درگیری هیچ ترسی ندارد به همین خاطر اسمش را “حمید خروس” گذاشتند. در بند زندان تهران بزرگ وقتی “حمیدرضا شجاع زاده” را «خروس» صدا میزدند هیچ وقت ناراحت نمی شد حتی وقتی وی را “خروس” صدا میکردی بسیار خوشحال می شد و احساس غرور و افتخار میکرد. 

یک بار به او گفتم دوران لات بازی و چاقوکشی و عربده کشی تمام شده. ولی “حمید خروس” به شدت عصبانی شد و گفت برعکس الان اکثر خانمها عاشق من هستند و در اینستاگرام صدها طرفدار دارم. 

خانواده اولین مقتول پای چوبه دار به “حمیدرضا شجاع زاده” معروف به “حمید خروس” رضایت داده بودند و از قصاص وی گذشت کردند. اما خانواده مقتول دوم هنوز رضایت نداده.

از حمیدرضا شجاع زاده معروف به خروس در مورد دلیل انتقالش از زندان رجائی شهر به زندان تهران بزرگ پرسیدم.

حمیدرضا شجاع زاده «خروس» در جواب گفت؛ در زندان رجائی شهر یک تیم کلاهبرداری قوی داشتم و از طریق گوشی های هوشمند تلفن همراه که از طریق مسئولان زندان رجائی شهر در اختیارم قرار گرفته بود اقدام به فریب مردم میکردم و به آنها می گفتم برنده جایزه شدند و از آنها میخواستم تا مبلغی را به شماره حسابی که بهشان میدادم واریز کنند و هنگامی که آنها را پای دستگاه خودپرداز میکشاندم اقدام به خالی کردن حساب بانکی آنها میکردم.

اما یک بار شخصی که  بوسیله “حمیدرضا شجاع زاده” معروف به «خروس» فریب خورده بود از فرماندهان سپاه پاسداران بود و با توجه به پیگیریهایی که انجام داده بود  توانسته بود حمیدرضا شجاع زاده «خروس» را به سلول انفرادی شماره ۱ سوئیت ۲۰۱ زندان تهران بزرگ منتقل کند. 

تحمل حبس برای متهمان در سلول انفرادی شماره ۱ سوئیت ۲۰۱ در زندان تهران بزرگ برای همه ما سخت بود همچنین برای شهرام, شخصی که حمیدرضا شجاع زاده وی را جوجه خود می خواند و به شدت به وی وابسته شده بود و دلتنگش شده بود. در زندان به پسران جوانی که به ازای دریافت مبالغی تن فروشی میکنند جوجه میگویند. 

حمیدرضا شجاع زاده از طریق کلاهبرداری درآمد قابل توجهی را کسب کرده بود و با پرداخت مبلغی به شهرام و یا سایر زندانیان جوان و یا پرداخت رشوه به ماموران داخل زندان برایش دشوار نبود. معمولا اکثر مسئولان زندان تهران بزرگ در ازای دریافت رشوه چشمشان را به روی چنین جنایاتی می بندند. همانطور که در زندان تهران بزرگ سید محمود سعادت برای حمید شجاع زاده معروف به حمید خروس شیشه, هشیش و هروئین می آوردند و چشمشان را به تجاوز حمیدرضا شجاع زاده به سالار ملشکاهی بستند. 

حمیدرضا شجاع زاده, هدایت فرزادی, بحرینی و پیروزفر به مسئولان زندان تهران بزرگ گفتند که قصد کشتن شخصی را دارند تا بازهم به زندان رجائی شهر بازگردند.

بازگشت به زندان گوهردشت برای آنها خیلی با اهمیت بود زیرا در ان زندان از طریق کلاهبرداری کسب درآمد میکردند و علاوه بر آن حمیدرضا شجاع زاده بشدت عاشق شهرام شده بود و مدام برای وی ابراز دلتنگی میکرد. 

هدایت فرزادی, رئیس مجتمع زندان تهران بزرگ به آنها گفته بود که انتقالشان از زندان تهران بزرگ به زندان رجائی شهر میسر نیست زیرا دستور از بالاست که منظور وی از بالا همان سپاه پاسداران بوده است زیرا بزرگترین شاکی “حمیدرضا شجاع زاده” و “محمدرضا خلیل زاده” همان فرمانده سپاه بود که باعث انتقال آنها به زندان تهران بزرگ شده بود. فرج نژاد چندبار حمیدرضا شجاع زاده و محمدرضا خلیل زاده را به گوشه ای کشیده بود و گفته بود برادرش در زندان رجائی شهر کرج مشغول بکار است و می تواند آنها را به آنجا بازگرداند اما این انتقال مشروط به قتل سهیل عربی است زیرا او در زندان اقدام به افشاگری کرده و هر چه را که میبیند به بیرون منتقل می کند و معاند نظام است. 

“حمیدرضا شجاع زاده” تنها قاتل “علیرضا شیرمحمدعلی” نبود. بلکه تمام انسانهائی که بارها شرح حال ما زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواندند و بی تفاوت از کنار این فجایع گذشتند قاتل “علیرضا شیرمحمدعلی”, “ستار بهشتی”, “وحید صیادی نصیری”, “شهرام احمدی ها” بودند. تمام افسرهای نگهبان و مراقبهائی که بیش از ۴ میلیون تومان حقوق ماهیانه بابت نگهداری از زندانیان دریافت می کنند اما اکثر اوقات را درخواب می گذرانند و در بسیاری از مواقع خودشان خلافکارتر از زندانیان شرور بودند. 

در یک سالن زندان تهران بزرگ میتوان چاقو, قمه و بیش ار ۱ کیلو هروئین را به راحتی پیدا کرد اما در همان سالن نمیتوان یک برگ روزنامه جهت مطالعه پیدا کرد. 

حمیدرضا شجاع زاده, یکی از دهها زندانی شرور و بی قید و بندی است که بارها در زندان تهران بزرگ اقدام به اذیت و آزار زندانیان سیاسی کرده بود. خودش بارها گفت که وقتی در زندان رجائی شهر کرج محبوس بود به درخواست فردی بنام “خادم” به “شهرام احمدی” و سایر زندانیان سنی مذهب محبوس در آن زندان فحاشی کرده بود تا آنها را تهدید به درگیری کند. 

در چنین مواقعی کمتر کسی میگوید جمهوری اسلامی یک دگراندیش و یا حتی یک گروگان خود را به قتل رساند. اکثر افراد خواهند گفت در اثر درگیری بین ۲ زندانی یکی از آنها به قتل رسید و این مهمترین قسمت این مقاله بود. 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: