•                  
یک شنبه , ۱۰ مرداد , ۱۴۰۰
یکشنبه, آگوست 1

روز جهانی مذهب و تفسیر مذهب و فرقه در ادیان

0
583

300px-Congo_Republic_stamp_issued_2007.jpgروز جهانی مذهب مراسمی است که هر ساله در سومین یکشنبه ماه ژانویه با تشکیل کنفرانسهای مختلف در برخی از کشورها با حضور مردمی از ادیان گوناگون برگزار می شود. این روز برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ میلادی توسط جامعه بهائیان در آمریکا جشن گرفته و به رسمیت شناخته شد و هدف از آن جلب توجه ملت و دنیا به یگانگی و وحدت اساس تمام ادیان بود. هدفی که بیانگر تنها قدرت فعال دیانت و مذهب در راه وحدت بشر و دینا می‌باشد. در روز ۳۱ ژانویه ۲۰۰۷ جمهوری کنگو دومین کشوری شد که به مناسبت روز جهانی مذهب را با چاپ یک تمبر برگزار کرد . آن تمبر در روز ۲۰ ژانویه ۲۰۰۷ در روز جهانی مذهب در حالی که در مراسم آن ۲۵۰ نماینده از ۸ گروه مذهبی حضور داشتند ارائه شد. در بالای این تمبر جدید به زبان فرانسوی نوشته شده ((خداوند مرجع و اساس تمام ادیان است.)) همچنین سمبولهائی از ۱۱ مذهب مختلف که دنیا را احاطه کرده ترسیم شده است. در همین راستا و به همین مناسبت کشورهای دیگری نیز اقدامی مشابه یا به نوع دیگری این روز را یاداوری میکردند که در این بین میتوان به کشورهایی مثل سنگاپور ، سریلانکا ، اوگاندا ، کانادا ، ایالات متحده امریکا و همچنین شهر هائی در هنگ کنگ. استرالیا. بلغارستان. فرانسه. لوگزامبورگ. نیوزیلند. سوئد. انگلستان و در چند کشور دیگر برای بزرگداشت روز جهانی مذهب اقداماتی برای بزرگداشت این روز انجام دادند. در توضیح کلمه مذهب میتوانیم به اسم مکان از ریشه ذهب که یک کلمه عربی است اشاره کنیم . و چون ذهب به معنی رفتن است پس مذهب یعنی )) محل رفتن )) و محل رفتن همان راه است. لذا مذهب یعنی راه. بر این اساس به هر کدام از مسیرهایی که افراد در یک دین پیش می گیرند مذهب گفته می شود در توضیح این روز از آنجائی که انسان علاوه بر مسایل روز مره در زندگی خود نیاز به یک سری ارتباطات قلبی و درونی و یا میتوانم بگویم ماورائی دارد که به وسیله آنها بتواند در مقابل چالشهای زندگی خود مقاومت داشته باشد به نوع این ارتباط و باور و آن چیزی که فرد برای خود قبول دارد میتوان به عنوان مذهب یاد کرد . مذهب را می توان اینطور تعریف کرد ایمان به خدا یا خدایان و پرستش آنها که معمولا بصورت اعمال و تشریفاتی صورت می گیرد. و یا هر سیستم مخصوص ایمانی و پرستش و غیره که شامل اصول اخلاقی می شود. بیش از نود درصد از جمعیت دنیا نوعی مذهب دارند. اشکال اینجاست که مذاهب زیاد و گوناگونی هستند. دو مطلب معمول در همه مذاهب قوانین و تشریفات هستند. بعضی مذاهب اصلا چیزی بیشتر از یک لیست قوانین و بکن و نکن نیستند که انسان باید آنها را انجام دهد تا بعنوان شخصی متعهد به آن مذهب و بنابراین در رابطه صحیح با خدای آن مذهب شناخته شود. دو نمونه از چنین مذاهبی اسلام و یهودیت هستند. اسلام پنج اصل دارد که باید انجام شود و یهودیت صدها دستور و سنت دارد که باید نگه داشته شوند. هر دو مذهب تا اندازه ای ادعا می کنند که با اطاعت از قوانین مذهب انسان در رابطه صحیح با خدا قرار می گیرد. مذاهب دیگر بیشتر تمرکز بر روی انجام تشریفات دارند تا اطاعت از یک سری قوانین. با تقدیم قربانی عمل خاصی انجام دادن و یا خدمتی کردن غذای خاصی خوردن و غیره شخص می تواند با خدا در رابطة صحیح قرار گیرد. بارزترین نمونه مذهب تشریفاتی کاتولیکها در مسیحیت هستند. کاتولیکها می گویند با تعمید آب نوزاد با شرکت در تجمع کاتولیکها با اعتراف گناه به یک کشیش با دعا به مقدسین در بهشت با مسح شدن بوسیلة یک کشیش قبل از مرگ و غیره خدا شخص را بعد از مرگ به بهشت راه می دهد. بودایی ها و هندوها هم از مذاهب تشریفاتی می باشند و با درجه کمتر مذهبی بر اساس قانون هم هستند.مذهب حقیقی نه بر اساس قانون است و نه تشریفات. مذهب حقیقی رابطه با خداست. دو چیز که همة مذاهب دارند این است که انسان بنوعی از خدا جدا شده است و اینکه نیاز دارد به او بپیوندد. حال در توضیح و فرق بین دین و مذهب در چیست اینجا توضیح میدهم که ؛ با توجه به معناي لغوي دو كلمه «فرقه» و «مذهب» معلوم مي شود كه كلمه فرقه در لغت به عده اي خاص از مردم اطلاق مي شود و مذهب به اعتقاد و عقيده و روش خاص گفته مي شود. بنابراين هر دو كلمه در اطلاقشان به امري خاص مشترك هستند با اين تفاوت كه فرقه به اشياء و افراد و به تعبير ديگر بر اعيان اطلاق مي شود ولي مذهب بر مسائل نظری و معنوی (به معناي مقابل عين) گفته مي شود. كلمه فرقه در اصطلاح معنايي نزديك به معني لغوي دارد و به گروهي از مردم كه اعتقاد واحدي غير از اعتقاد ديگران را انتخاب و دنبال كنند فرقه گفته مي شود. مثلاً اگر عده اي از پيروان يك دين اعتقاد خاصي غير از اعتقاد عموم پيروان آن دين داشته باشند به آن عده فرقه گفته مي شود. مذهب به يكي از تيره ها و شعب يك دين گفته مي شود مي خواهد تيره هاي اعتقادي مانند اسماعيليه و معتزله در اسلام باشد يا طريق سير و سلوك مانند مذهب نقشبنديه در صوفيه باشد يا روش عمل نسبت به احكام مانند مذهب شافعيه و حنفيه در فقه اسلامی است . اين توضيح لازم است كه در مغرب زمين واژه ((Religion)) به معناي مكتب هاي دروني يك دين و به معناي خود دين به كار مي رود و حدود نيم قرن است در کشورها تحت تأثير اين موضوع كلمه ((مذهب)) را در هر دو معنا يعني ((دين)) و ((فرقه هاي دروني يك دين)) به کار میبرند . با توجه به معناي اصطلاحي فرقه و مذهب مي توان گفت كه فرقه به افرادي كه از يك دين جدا شده که عقيده خاصي دارند گفته مي شود و به اعتقاد و روش خاص آن مذهب گفته مي شود بنابراين اين دو كلمه به يك تعبير معناي مترادفي دارند با اين تفاوت كه كلمه فرقه به افراد خاص بودن آنها نظر دارد و كلمه مذهب روش خاص آنان را مورد توجه قرار مي دهد. پس اين دو كلمه مي توانند به جاي همديگر به كار گرفته شوند. ولي بايد توجه داشت كه فرقه اسم سخت افزاري و مذهب اسم نرم افزاري يك گروه با عقيده خاص مي باشد. تفاوت ديگري كه از استعمال دو كلمه فرقه و مذهب مي توان به دست آورد اين است كه فرقه بيشتر به تقسيم هاي يك دين از لحاظ كلامي و اعتقادي اطلاق مي شود؛ اما مذهب در تقسيم هاي يك دين از لحاظ فقهي، اعتقادي، اخلاقي وغیره كاربرد دارد و حتي يك فرقه ديني احتمالا چندين مذهب مي تواند داشته باشد.

 در مسیحیت پروتستانها چهار مذهب دارند مثل لوتری ، اصلاحی یا کانون گرا ، انگیلیکنها و تجدید گرایی ، را شامل میشود باز هر یک از اینها به فرقه های ریز دیگری تقسیم میشود به عنوان مثال مسیحیان پروتستان کانون گرا به چهار دسته تعمیدی ، متدیست ، تعمیدگرا و ظهور باور یا آوانجلیکال تقسیم میشوند و یا انگیلیکنها به کلیسای انگلیس و اسقفی تقسیم میشوند یا تجددگراها به پنجاهه باوری تقسیم میشوند . این نوع از تقسیم بندی در همه مذهب وجود دارد چه در اسلام و چه در مسیحیت و چه در دین یهود وجود دارد .

 در دین یهود به ۱۶ فرقه از قبیل : فریسیان : به معناى جدا شوندگان، در عصر مكابيان پيدا شدند. اين فرقه كه بخش بزرگى از كاهنان يهود آن را پديد آوردند، در برابر يونانى زدگى ايستادگى كردند و نسبت به اجراى بى چون و چراى شريعت موسى اصرار ورزيدند. اين فرقه به معاد و روز قيامت اعتقاد داشتند و راه نجات مردم جهان را عمل به تورات و كليه دستورات دين يهود مى دانستند. آنان گروه يا فرقه سنت گراى يهود بودند كه به اصول و فروع مكتوب و منقول موسى و پيامبران بنى اسرائيل سخت اعتقاد داشتند.
صدوقیان : منسوب به يكى از روحانيون يهود به نام صدوق. اين فرقه را روشنفكران و يونانى گرايان تشكيل مى دادند. آنان منكر معاد و مخالف احكام و اصول و فروع غير علمى – عقلى دين يهود بودند. اين فرقه تنها به نبوت مويس باور داشت و انبياء و كتب ديگر غير از تورات را قبول نداشت. از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. اين فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت. و همين جهان را دار ثواب و عقاب مى دانستند. آنان به خداوند اعتقاد داشتند و به معبد نيز مى رفتند. اين گروه در سال هفتاد ميلادى و پس از ويرانى اورشليم، بكلى از ميان رفت.
اینسیان : فرقه يهودى با گرايش عرفانى كه محصول دوران فقر و فلاكت و اسارت يهود است. اين فرقه عليه مالكيت خصوصى شوريدند و اندوختن زر و سيم را حرام كردند. افراد اين فرقه هيچگونه مالكيت خصوصى نداشتند و به صورت جمعى زندگى مى كردند. براى آنان دوست و بيگانه يكى بود و با همه برادر و برابر بودند. آنان در اغذيه و امتعه شريك بودند. آنان هر گونه سيستم اقتصادى – تجارى را كه منجر به تكاثر و اشرافيت و زراندوزى مى شد، ممنوع ساخته بودند. آنان به نظام برده دارى عاصى بودند، و خود برده نداشتند و برده فروشى را حرام كرده بودند. آنان همچنين ساختن اسلحه و آلات جنگى را حرام كرده بودند. در حقيقت اين فرقه در تحقق عدالت اهتمام فراوان داشته اند.
هرویان : اين فرقه بيشتر رنگ سياسى داشت كه در فلسطين پيدا شدند. اين گروه پيرو و هواخواه سلسله سلطنتى ((هرود)) بودند كه در حدود شش سال ق.م. در زمان ((اگستوس )) قيصر روم به ظهور رسيدند و با اين كه با فرهنگ روم و يونان دشمنى نداشتند، ولى مى خواستند كه سلطنت در ملت يهود براى هميشه باقى بماند.
زیلوتها : اين فرقه رنگ مذهبى داشت و در عين حال داراى گرايشهاى سياسى نيز بود. آنان با روميان مخالف مطلق بودند و لذا هميشه با آنان در حال جنگ بودند. اين فرقه با يونانيان اشغالگر نيز در ستيز بودند. اين گروه غالبا از ساكنان نواحى شمالى شهر جليل بودند
قرائون : اين فرقه در سال 767 ميلادى به وسيله مردى به نام ((عانان بن داود)) ساخته شد. ((قرائون )) طايفه اى از ((يهود)) هستند كه جز به ((عهد عتيق )) اقرار ندارند و روايات شفاهى و ((تلمود)) را معتبر نمى دانند و تنها به ((تورات )) باور دارند. اين فرقه را عبرى ((قرائم )) گويند.
عنابیه : منسوب به ((عنان بن دود)) ملقب به ((راس الجات )). بر خلاف فرقه هاى ديگر يهودى، اين فرقه در روز شنبه و ديگر اعياد از خوردن مرغ و ماهى و آهو و ملخ خوددارى مى كردند. اين فرقه نبوت عيسى را تصديق مى نمودند و گفته هاى او را مخالف تورات نمى دانستند. آنان عيسى را از پيروان موسى مى دانستند و معتقد بودند كه او مردم را به تورات دعوت مى كند. آنان صريحا اعتراف به نبوت عيسى نمى كردند.
كاتبان : اين فرقه جنبه مذهبى ندارند. كاتبان كارشان نسخه بردارى از كتاب مقدس بوده است. آنان با اين كار تجارت مى كردند. برخى از اين گروه را ((رابى )) و اب مى خواندند

عيسویه : منسوب به عيسى بن يعقوب اصفهانى. برخى گويند او عوقيد الوهيم يعنى عبدالله بود كه در زمان منصور عباسى مى زيسته و در آن عصر دعوت خود را آغاز كرده است. گويا در عصر مروان حمار گروه فراوانى از يهود به پيروى از او قيام كردند. ابو عيسى ياران خود را در دايره اى قرار مى داد و مى گفت : تا زمانى كه در داخل اين دايره باشيد، سلاح دشمن در شما كارگر نيست. ابوعيسى در شهر رى كشته شد و ياران او به هلاكت رسيدند. ابو عيسى بر اين باور بود كه پيامبر است و فرستاده مسيح است.
ربانيون : اين فرقه را روحانيون يهود تشكيل دادند كه كارشان ترجمه و تفسير تورات و ديگر كتب مقدس يهود بود. آنان وظيفه داشتند در كنيسه مردم را موعظه كنند لذا به آنان معلم نيز مى گفتند.
تناسخيه : اين فرقه قائل به تناسخ بودند. به گمان آنان در كتاب دانيال نبى آمده است كه خداوند بخت نصر را مسخ كرده و به صورت هفت حيوان درنده درآورده تا او را بدين وسيله عذاب داده باشد.
راعيه : منسوب به يكى از يهوديان كه دعاوى بزرگى داشت.
سامره : اين فرقه از ديگر فرقه ها به آداب و احكام دين يهود متعبدتر است. اينان رسالت موسى و هارون و يوشع را قبول دارند و به ديگر رسولان ايمان ندارند. آنان در انتظار پيامبرى هستند كه تورات بشار ظهور او را داده است.
دوستانيه : شاخه اى از فرقه سامره : اين فرقه از ديگر فرقه ها به آداب و احكام دين يهود متعبدتر است. اينان رسالت موسى و هارون و يوشع را قبول دارند و به ديگر رسولان ايمان ندارند. آنان در انتظار پيامبرى هستند كه تورات بشار ظهور او را داده است. فردى سامرى ادعاى نبوت كرد و مدعى بود كه وى همان موعود تورات است. اين فرد صد سال قبل از عيسى ظاهر شد. معتقد به عذاب و عقاب در دنيا، كه گناهكار در همين دنيا مجازات مى شود .
كوستانيه : منشعب از فرقه سامره. اين فرقه نيز عقايدى مشابه با فرقه دوستانيه داشت. بين اين دو فرقه اختلاف در احكام است. فرقه سامره كوهى در بيت المقدس (جبل نابلس ) را قبله خود قرار داد: ((خداوند به داود دستور داده بود كه بيت المقدس را در جبل نابلس بنا كند ولى داود در ((ايلنا)) بنا كرد و اين بر خلاف امر پروردگار است. پس ‍ حضرت داود ظلم كرد.)) اين فرقه مدعى است كه تورات اصلى به زبان آنان است. لغت اين فرقه نزديك به زبان عبرى است. گويا از اين فرقه ۷۲ فرقه پيدا شده است. مورخان مى گويند اين فرقه از يهوديان سامره هستند كه مى گويند همين دنيا محل ثواب و عقاب است و دسته اى مى گويند آخرت دار ثواب و عقاب است. مقاربه : به گمان آنان خداوند با رسولان خود توسط فرشته سخن مى گفت.
يورغانيه : منسوب به يورغان از همدان كه برخى نام او را يهودا گفته اند. اين مرد پيروان خود را به زهد و نماز فراوان دعوت كرد و از خوردن گوشت كليه حيوانات بازداشت. او فشره ميوه ها را ممنوع كرد. وى معتقد بود كه تورات داراى ظاهر و باطن است و تاءويل و تنزيل دارد. او از نظر تاءويل با يهوديان ديگر اختلاف داشت. به تقدير ثواب و عقاب قائل بود و در اين عقيده مبالغه بسيار نشان مى داد.
موشكاتيه : منشعب از فرقه مقاربه. گروهى از اين فرقه به نبوت پيامبر اسلام اعتراف نموده اند.
الكسائيه : فرقه اى از يهود كه در حدود سال صد ميلادى در ماوراء اردن ظاهر شدند. عقايد اين فرقه تحت تاءثير ثنويت و تقديس ‍ كواكب و فلسفه يونان بود. اين فرقه دچار انشعاب شد و به زیر شاخه هایی از قبیل : اسنی ها ، سمپسی ها ، ابیونی ها ، ماسبونی ها ، اوسى ها ، نزاري ها ، ناصورائى ها و همور و باتيست ها تقسیم شدند . قوم یهود بر این اعتقاد هستند که يهوديان معتقدند كه صانع جهان يكى است و نبوت موسى و هارون و پيامبران سلف را ايمان داند و به نبوت پيامبران بعد از موسى نيز اعتقاد دارند. به نبوت عيسى و پيامبر اسلام ايمان ندارند. تقسیم میشوند که تمام این فرقه ها زیر مجموعه دین یهود میباشد . در سخن پایانی میتوانم بگویم مذهب یک باور درونی و شخصی برای هر انسانی می باشد که ورود به آن برای افراد دیگر منظور مداخله در عقاید دیگر افراد میتواند یک درگیری و نا آرامی در سطح جهانی ایجاد کند و با استناد به مفاد ۱۸ و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر هر انسانی باید بتواند در باور قلبی و مذهبی و تغییر دین و باور عقیدتی خود در هر زمان تغیر ایجاد کند . با استناد به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر دگر اندیشی حق هر انسانی است و هستند افرادی که به هیچ دین و مذهبی اعتقاد ندارند و آنها هم در نوع خود قابل احترام میباشند . با امید به صلح و آگاهی بیش از پیش همه انسانها .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی .

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: