یکشنبه، 26 بهمن 1404 6:11 بعد از ظهر

پیروان ادیان در نظام آموزشی ایران

لینک کوتاه این مطلب:
https://wp.me/p6xuBy-8eK

۹۸.PNGدر دوره ساسانیان برنامه تعلیم و تربیت شامل سه قسمت دینی و اخلاقی، تربیت بدنی، خواندن و نوشتن و حساب کردن بود. در تعلیم و تربیت دوره ساسانیان دو طریق معمول بود. اول اینکه حدود برنامه و مدت تحصیل تعیین می شد و اولیاء در پرورش کودکان و انتخاب معلم و دستور تحصیل آزاد بودند و دوم اینکه دولت در تمام عوامل تربیت دخالت داشت و با هدف مشخص، عقاید خاصی را به کودکان القا می کرد. در این روش سعی می شد همه طبق عقیده و سلیقه دولت پرورش یابند.  عقیده ای که به تمام کودکان تلقین می شد این بود که شاه به خواست خدا و به موهبت الهی بر تخت نشسته و نماینده او روی زمین است و بر حسب اراده او کارهای کشور اداره می شود.  بطور کلی در این دوره به پیروی از دستورات زرتشت و در احیای سنن ایرانی و ذوق و علاقه مردم این آب و خاک به کسب علم و دانش، آموزش و پرورش در همه زمینه ها گسترش یافت و سراسر کشور وسیع ساسانی را دربرگرفت . بخش‌هایی کوچک از جامعه بزرگ ایرانی که پیرو دیگر ادیان آسمانی به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی بودند، به جهت تعلق به همین کشور،‌ لازم بود که تحت تأثیر فضای دینی مذکور قرار گیرند. اما در این میان‌ چند وجه تفاوت میان آن ها و جامعه اکثریت مسلمان کشور وجود داشت: در مواردی تناقض بین باورهای دینی افراد و فضای دینی حاکم بر کشور بود. این امر از یک سو موجب می شد که هماهنگی موجود در خانواده های مسلمان با توجه به فضای اسلامی کشور و رسانه ها برای جوامع پیروان سایر ادیان وجود نداشته باشد یا به میزان کمتر و شکلی دیگر پدیدار گردد. از سوی دیگر‌این تفاوت‌ها جوامع پیروان سایر ادیان را از بخش مهمی از فضای تبلیغاتی رسانه ها و نهادهای کشوری که دانش آموز مسلمان از آنها بهره مند بود  محروم مینمود . دوم ، عدم برخورداری مدیران و کارشناسان آموزشی این جوامع از امکانات وسیع نرم افزاری علمی و تحقیقاتی و نیز سخت افزاری آموزش تعلیمات دینی خاص خود بود. ولی در اصل مساله این است که بسیاری از شهروندان دیگر که از پیروان سایر ادیان در کشور هستند نه در قانون اساسی کشور به آنها اشاره ی شده و نه در بافت آموزشی کشور حکومت جمهوری اسلامی جایگاهی برای آنها در نظر میگیرد که در این بین میتوانیم به شهروندان بهایی در ایران اشاره کنیم که این دسته از شهروندان با استناد به بخشنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی که بهائیان را از تحصیلات دانشگاهی محروم می کند در تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ مصادف با (۲۵ فوریه ۱۹۹۱) صادر شده و در بند سوم آن دقیقاً نوشته شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود . وقتی یک حکومت با استناد به دین و عقاید مذهبی افراد اقدام به نقض حقوق انسانی آنها میکند پس دیگر نمیتوان انتظار این را داشت که آن حکومت بتواند یک حکومت دموکرات باشد و عدالت محور در جامعه حرکت کند . در اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در ماده ۲۶ قسمت اول اشاره بر این نکته دارد که آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش می‌بایست، دست کم در دروه‌های ابتدایی و پایه به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می‌بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه‌ای نیز می‌بایست قابل دسترس برای همه مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر پایه شایستگی‌های فردی صورت پذیرد. در تفسیر این ماده و قیاس با نوع رفتار حکومت جمهوری اسلامی با شهروندان بهائی و یا حتی فرزندانی که از خانواده دگراندیش مذهبی مثل مسیحیان تبشیری میتوان به طور قاطع گفت که به طور سیستماتیک این حکومت به نقض این ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر مبادرت میکند . پیروان سایر ادیان در ایران نمیتواند به طور مستقل در مدارس خود فعالیت نمایند . با وجود اینکه در جامعه‏‌ی  ارامنه و آشوریان ایران کم نیستند شهروندانی که توانایی علمی و علمی و تجربه مدیریت آموزشی بالایی دارند اما حکومت جمهوری اسلامی براساس ضوابط و دستور مدیران مسلمان برای اداره مدارس آنها تعیین می‎کند. در یک آمار طبق اعلام وب‏سایت شورای خلیفه‌گری ارامنه بیش از ۲۵۰۰ دانش‎آموز ارمنی که در مدارس ارمنی تهران تحصیل می‌کنند در یک مقایسه در مقایسه با دوره‌های گذشته زیر سایه دستورالعمل‌های آموزشی و بخشنامه‌های مختلف نه تنها برای دبیران و معلمان و مدیران ارمنی در ایران شرایط کاری محدودتر شده بلکه چارچوب‌ها و باید و نبایدهای آموزشی مراکز تحصیلی و آموزش اقلیت‌های دینی از جمله مسیحیان در ایران بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته است که در نتیجه استقلال این مراکز را بیش از پیش کاهش داده است.به استناد گزارشی که از روزنامه شرق در طی گزارشی نوشته بود تا سال ۱۳۸۳ از ۲۰ مدرسه ارامنه در تهران تنها یک مدیر و ۸ معاون ارمنى بودند و مابقى مدارس ارامنه را مدیران مسلمان سرپرستى مى‎کردند. این آماری بود که روزنامه شرق چاپ تهران در آن سال‌ها در گزارشی پیرامون وضعیت آموزشی پیروان سایر ادیان در ایران به آن اشاره کرده بود حال باید در نظر گرفت با توجه به امنیتی شدن بیشت جو و محیط جامعه در ایران و افزایش فشار بر پیروان سایر ادیان در ایران این آمار و ارقام صد در صد سیر نزولی پیدا کرده . طبق دستورالعمل وزارت آموزش و پرورش مدیران اکثر مدارس ارامنه، آشوری، کلیمی و زرتشتی باید از مدیران مسلمان باشند و تعدادی کمی از آنها مدیری غیرمسلمان داشتند. پس از مذاکرات بسیاری که بین رهبران پیروان سایر ادیان و مسوولان آموزش و پرورش صورت گرفت معاونت مدرسه و شغل ناظمى در بعضی مدارس خاص خود همان دسته از پیروان ادیان واگذار شد. ین در حالی بود که اوایل انقلاب تمام مدارس  ارمنى تعطیل شد و ارامنه با آموزش و پرورش وقت بر سر نحوه تدریس زبان ارمنى اختلاف داشتند. آموزش و پرورش ارمنیان را مجبور کرده بود کلاس هاى دینى خود را هم به زبان فارسى برگزار کنند و به این علت مدارس تعطیل شد. با این حال پس از بازگشایى مجدد مدارس ارامنه مدیران ارمنى کنار گذاشته شدند و مدیران مسلمان مدیریت مدارس خاص ارامنه را به عهده گرفتند. حتی تا سال ۸۲ استخدام رسمى از معلمان ادیان دیگر کشور صورت نمى‌گرفت و از سال ۸۲ اولین استخدام رسمى معلمان پیروان سایر ادیان بعد از انقلاب اسلامى صورت گرفت و سهمیه ۲۰۰ نفرى براى استخدام معلمان رسمى کل اقلیت‎ها در نظر گرفته شد که از این تعداد ۷۰ نفر به ارامنه اختصاص داشت که پس از انجام آزمون ۳۰ نفر پذیرفته شده و استخدام رسمى شدند. ۱۰ نفر نیز براى آشوریان سهمیه بود که ۶ نفر قبول شدند. ۲۵ مهرماه سال ۱۳۹۵ نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی به خواست شورای نگهبان مقرر کردند شرط ایمان به دین اسلام را به ماده ۲۱ لایحه که شرایط مدیر مدرسه و مرکز آموزشی و پرورشی را تعیین می‌کند اضافه شود. این بند تاکید دارد مدیران مدارس مختص پیروان سایر ادیان شناخته‌شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید متجاهر به نقض احکام اسلامی در انظار عمومی نباشند و توسط مراجع رسمی خود که تابع و مقیم ایران هستند و یا نمایندگان مورد تأیید ایشان به وزارت آموزش و پرورش معرفی می‌شوند. این جمله بدان معنی است که با استناد به قانون اساسی شهروندان بهایی هیچ گونه جایگاهی در ساختار استخدامی و آموزشی ایران ندارند و فقط این بخشنامه شامل شهروندانی است که از ارامنه و مسیحیان آشوری هستند و حتی مسیحیان تبشیری را هم مثل بهائیان در بر نمیگرد یعنی مدیران مدارس باید از فیلترهای خاص از جمله وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، نیروی انتظامی و وزارت کشور و در مواقعی قوه قضائیه تایید شوند تا بتوانند به عنوان مدیر مدارس غیرانتفاعی پیروان سایر ادیان دیگر فعالیت کنند. از طرفی جمهوری اسلامی نه تنها به انتصاب مدیران و مسئولان مدارس ارامنه در ایران نظارت دارد و ضوابط خاصی برای آنها تعیین کرده، بلکه پرداخت بودجه‎ی این مدارس را که بخش عمده‌ی آن صرف هزینه‌های عمران و جاری مدارس می‌شود را نیز پرداخت نکرده است. آقای کارن خانلری نماینده ارامنه و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفته مهم‌ترین مشکل مدارس ارامنه در بخش تعمیر، نگهداری و هزینه‌های عمرانی است و در دو سال گذشته بودجه مربوط به حوزه آموزشی ارامنه توسط دولت پرداخت نشده است و مدارس به تعمیرات اساسی نیازمند است.مدیریت بسیاری از مدارس اقلیت‎های دینی دخترانه و پسرانه در ایران دست مدیر مسلمان است و اندک مدارسی که مدیرشان اقلیت‎های دینی هستند حتمن نماینده تام ‏الاختیار وزارت آموزش و پرورش در آن مرکز که کار نظارت را به عهده دارد مسلمان است . وقتی در یک کشور سیاست و ایدولوژی فکری حکومت حاکم بر شهروندان یک ساختار مذهبی دارد و با استناد به احکام و قوانین اسلامی همه راه حلها را حل شده میداند شنیدن و خواندن و تصویب این نوع از قوانین عجیب و نقض کننده آشکار حقوق شهروندان دیگر در آن کشور عادی میشود . چرا که همه تلاش حکومت جمهوری اسلامی با محوریت ولی فقیه این است که شهروندان و نا دانی و نا آگاهی باقی  باشند تا آنها بتوانند به این وسیله بر آنها تحکم کنند و حقوق انسانی آنها را نقض کنند . ماهیت فکری حکومت جمهوری اسلامی این است که شهروندان را در جهت پیشرفت و آگاهی برای مسائل روز پیش نبرد بلکه بالعکس همانند دوره ساسانی که در اوایل صحبتها گفتم آنها را به این باور برساند که فردی که محوریت حکومت حاکم بر ایران را بر عهده دارد نماینده خدا بر روی زمین است و بنیانگذار حکومت جمهوری اسلامی هم نماینده دیگر خدا بوده و هیچ فردی حق این را ندارد که مخالف ایدولوژی فکری آنها حرکت کند . اگر چنین شود نتیجه آن حبس و سرکوب و زندان و محرومیت از حقوق شهروندی است .

نگارش متن : فعال حقوق بشر ، حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی .

Please follow and like us:

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای دریافت آخرین پست‌ها به ایمیل خود مشترک شوید

By حقوق بشر در ایران

سازمانی غیردولتی و غیرسیاسی که از تاریخ ۱۵ آگوست ۲۰۱۵ میلادی، مصادف با ۲۴ مرداد ماه ۱۳۹۴، کار خود را آغاز کرد. هدف این مجموعه تمرکز بر اسناد بین المللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی و سایر کنوانسیونهای مرتبط در راستای افشای نقض حقوق بشر در ایران است.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب