https://wp.me/p6xuBy-YxJ
حقوق بشر در ایران ـ امروز سه شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵، معضل مرکز پسماند شهرستان آمل و سایت زباله عمارت، سالهاست به یکی از مهمترین چالشهای محیط زیست تبدیل شده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از ایسنا، امروز سه شنبه ۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۵، پس از گذشت بیش از ۴۷ سال انتظار برای پایان «کوه زباله» آمل، اما مسئولان شهرداری آن شهرستان و حتی استانداری مازندران، تلاشی برای رفع معظلات این مرکز پسماند، انجام نداده اند و سایت زباله عمارت، سالهاست به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی استان مازندران تبدیل شده است. در حالی که مقامهای محلی در استان مازندران از آغاز فصل تازهای برای حل بحران پسماند آمل سخن میگویند، بسیاری از کارشناسان محیط زیست معتقدند آنچه امروز به عنوان «پایان کوه زباله عمارت» مطرح میشود، در واقع پرده پایانی بر یکی از طولانیترین و پرهزینهترین نمونههای سوءمدیریت زیستمحیطی در جمهوری اسلامی ایران است؛ بحرانی که نزدیک به نیم قرن ادامه یافت و طی آن هشدارهای متعدد متخصصان، فعالان محیط زیست و ساکنان منطقه بارها نادیده گرفته شد.
براساس این گزارش، کارشناسان سالهاست هشدار میدهند که ادامه فعالیت سایت زباله عمارت در نزدیکی مخزن سد، میتواند پس از آبگیری کامل سد هراز، خطر نفوذ شیرابههای زباله به منابع آبی منطقه را افزایش دهد.
اگرچه اصل اجرای طرح و استفاده از فناوریهای نوین مدیریت پسماند با استقبال بخشی از کارشناسان مواجه شده است، اما محل انتخاب شده برای استقرار این مجموعه، پرسشهای مهمی را در حوزه محیط زیست ایجاد کرده است.
بحران پسماند آمل تنها یک مشکل محلی نیست؛ بلکه نمادی از چالش چند دههای مدیریت پسماند در استان مازندران محسوب میشود.
پس از ۴۷ سال انباشت زباله در عمارت، به نظر میرسد ارادهای جدی برای حل یکی از مهمترین معضلات زیستمحیطی مازندران شکل گرفته است.
سایت دفن زباله عمارت در آمل، که از دهه ۱۳۵۰ محل انباشت پسماند شهری بوده، اکنون پس از ۴۷ سال به نقطهای رسیده که نهتنها به یک معضل محلی بلکه به نمادی از بحران ساختاری مدیریت پسماند در شمال ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که به باور منتقدان، ریشه آن را باید در ضعف برنامهریزی، فقدان پاسخگویی و اولویت نداشتن محیط زیست در سیاستگذاریهای جمهوری اسلامی جستوجو کرد.
از یک محل دفن موقت تا یک فاجعه مزمن
آنچه در ابتدا به عنوان راهحلی موقت برای دفع زبالههای شهری انتخاب شده بود، به مرور زمان به یکی از بزرگترین انباشتگاههای پسماند در شمال کشور تبدیل شد.
در طول دهههای گذشته، جمعیت شهر آمل و مناطق پیرامونی افزایش یافت، الگوی مصرف تغییر کرد و حجم زبالههای تولیدی چندین برابر شد. با این حال، زیرساختهای مدیریت پسماند تقریباً بدون تغییر باقی ماندند.
در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، از دهه ۱۹۸۰ به بعد دفن سنتی زباله جای خود را به سیستمهای پیشرفته تفکیک از مبدأ، بازیافت، کمپوست و تبدیل پسماند به انرژی داد. اما در ایران، بخش بزرگی از زبالههای شهری همچنان به روشهای سنتی و کمهزینه دفن میشوند؛ روشی که کارشناسان آن را متعلق به دهههای گذشته میدانند.
در نتیجه این وضعیت، کوهی از زباله طی سالیان متمادی در عمارت شکل گرفت؛ کوهی که هر سال بلندتر شد و هر روز خطرات بیشتری برای محیط زیست منطقه به همراه آورد.
شیرابه؛ تهدید خاموش برای منابع آب
یکی از جدیترین نگرانیهای کارشناسان محیط زیست در سالهای اخیر، ارتباط میان سایت زباله عمارت و پروژه سد هراز بوده است.
سد هراز که از آن به عنوان یکی از پروژههای مهم تأمین آب استان مازندران یاد میشود، در نزدیکی حوزهای قرار دارد که سالها محل دفن میلیونها تن زباله بوده است.
مطالعات علمی در حوزه محیط زیست نشان میدهد شیرابه حاصل از تجزیه زبالههای شهری میتواند حاوی ترکیبات خطرناکی همچون فلزات سنگین، نیترات، آمونیاک، مواد آلی سمی، باکتریها و عوامل بیماریزا باشد. در صورت نفوذ این مواد به سفرههای زیرزمینی یا منابع آب سطحی، آثار آلودگی ممکن است برای سالها باقی بماند.
کارشناسان طی سالهای گذشته بارها هشدار داده بودند که ادامه فعالیت سایت عمارت در شرایط آبگیری کامل سد هراز میتواند احتمال انتقال آلودگی به منابع آبی منطقه را افزایش دهد.
اما منتقدان میگویند همانند بسیاری از پروندههای زیستمحیطی دیگر در ایران، هشدارهای علمی زمانی مورد توجه قرار گرفت که بحران به مرحلهای بسیار جدی رسیده بود.
مازندران؛ بهشت طبیعی زیر فشار زباله
استان مازندران سالهاست با چالشهای گسترده زیستمحیطی دست و پنجه نرم میکند.
از نابودی جنگلهای هیرکانی و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی گرفته تا ساختوسازهای بیرویه، آلودگی رودخانهها و مدیریت ناکارآمد پسماند، فشارهای انسانی بر اکوسیستمهای شمال ایران به شکل قابل توجهی افزایش یافته است.
فعالان محیط زیست معتقدند بحران زباله در مازندران صرفاً یک مسئله فنی نیست، بلکه نتیجه مستقیم دههها تصمیمگیری کوتاهمدت و نبود نگاه پایدار به توسعه است.
به گفته آنان، در حالی که میلیونها گردشگر هر سال به شمال ایران سفر میکنند و حجم عظیمی از زباله تولید میشود، ظرفیتهای مدیریت پسماند متناسب با این فشار جمعیتی توسعه پیدا نکرده است.
در چنین شرایطی، سایتهایی مانند عمارت به تدریج به بمبهای زیستمحیطی تبدیل شدند؛ بمبهایی که آثار آنها نه تنها بر طبیعت بلکه بر سلامت انسانها نیز قابل مشاهده است.
شکاف میان علم و سیاست
پرونده عمارت از نگاه بسیاری از پژوهشگران، نمونهای آشکار از فاصله میان توصیههای علمی و سیاستگذاری اجرایی در ایران است.
در دهههای گذشته بارها گزارشهای کارشناسی درباره مخاطرات این سایت منتشر شد. دانشگاهیان نسبت به خطر آلودگی منابع آب هشدار دادند. فعالان محیط زیست خواستار انتقال محل دفن یا ایجاد زیرساختهای مدرن شدند. رسانهها بارها به موضوع پرداختند.
با این حال، روند تصمیمگیری به گونهای بود که بحران سال به سال گستردهتر شد.
منتقدان میگویند یکی از مشکلات اساسی در ساختار مدیریتی جمهوری اسلامی، فقدان نظام مؤثر پاسخگویی در حوزه محیط زیست است؛ به گونهای که بسیاری از پروژههای پرهزینه و بعضاً آسیبزا بدون ارزیابی دقیق زیستمحیطی اجرا میشوند، اما هنگام بروز بحران، هیچ نهاد مشخصی مسئولیت کامل پیامدها را بر عهده نمیگیرد.
فناوریهای نوین؛ راهحل واقعی یا اقدامی دیرهنگام؟
اکنون مقامهای مسئول از اجرای طرحهای جدید و بهرهگیری از فناوریهای نوین برای مدیریت پسماند سخن میگویند.
اصل استفاده از فناوریهای جدید با استقبال بخشی از متخصصان روبهرو شده است. با این حال، بسیاری معتقدند این اقدامات دستکم دو دهه دیرتر از موعد لازم آغاز شدهاند.
کارشناسان تأکید میکنند که مدیریت مدرن پسماند تنها به احداث یک کارخانه یا نصب تجهیزات جدید محدود نمیشود. موفقیت چنین پروژههایی نیازمند تفکیک زباله از مبدأ، آموزش عمومی، سرمایهگذاری پایدار، نظارت مستمر و شفافیت اطلاعاتی است.
به باور آنان، اگر این حلقهها تکمیل نشود، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز نمیتوانند مانع بازتولید بحران شوند.
هزینهای که نسلهای آینده خواهند پرداخت
بحران زباله عمارت تنها درباره گذشته نیست؛ بلکه درباره آینده نیز هشدار میدهد.
دانشمندان محیط زیست معتقدند آلودگی خاک و منابع آب میتواند دههها پس از توقف دفن زباله نیز ادامه داشته باشد. برخی آلایندهها به آرامی در محیط باقی میمانند و آثار آنها ممکن است سالها بعد آشکار شود.
به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند پایان فعالیت احتمالی این سایت نباید به معنای پایان مسئولیت نهادهای دولتی تلقی شود.
احیای زمینهای آلوده، پایش منابع آب، کنترل شیرابههای باقیمانده و بازسازی اکوسیستمهای آسیبدیده فرآیندی طولانی و پرهزینه خواهد بود؛ فرآیندی که هزینه آن در نهایت از منابع عمومی و از جیب شهروندان پرداخت میشود.
نمادی از یک بحران بزرگتر
پرونده عمارت شاید امروز در آستانه فصل تازهای قرار گرفته باشد، اما برای بسیاری از فعالان محیط زیست، این پرونده بیش از آنکه داستان یک محل دفن زباله باشد، روایتی از نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با مسائل محیط زیستی است.
روایتی که در آن هشدارهای علمی اغلب دیر شنیده میشوند، تصمیمهای کوتاهمدت بر راهبردهای بلندمدت غلبه دارند و محیط زیست معمولاً در اولویتهای پایینتر قرار میگیرد.
از خشک شدن تالابها و فرونشست زمین گرفته تا بحران آب، آلودگی هوا و مدیریت پسماند، بسیاری از کارشناسان معتقدند مشکلات زیستمحیطی ایران دیگر مجموعهای از بحرانهای پراکنده نیستند؛ بلکه نشانههای یک الگوی مدیریتی هستند که طی دهههای گذشته نتوانسته میان توسعه، حفاظت از منابع طبیعی و حقوق نسلهای آینده تعادل برقرار کند.
در چنین شرایطی، کوه زباله آمل تنها یک توده عظیم پسماند نیست؛ یادبودی از ۴۷ سال فرصتهای از دس
فته، هشدارهای نادیده گرفتهشده و بحرانی است که میتوانست دههها پیش مهار شود، اما به نمادی از یکی از عمیقترین چالشهای زیستمحیطی ایران تبدیل شد.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

