https://wp.me/p6xuBy-Yvj
حقوق بشر در ایران ـ امروز یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵، احکام اعدام محمد عبیات، صابر اکرمی و افسانه زندآبادی، با اتهامات «قتل عمد» یا «قاچاق موادمخدر» اجرا شده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران، سحرگاه شنبه ۱۶ خرداد ماه ۱۴۰۵، محمد عبیات، ۲۷ ساله، متهم به «قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس» و محبوس در زندان مرکزی(سپیدار) اهواز، اعدام شد.
کریم دحیمی، فعال حقوق بشر، با ارسال این خبر در تشریح آن به گزارشگر حقوق بشر در ایران گفت:”محمد عبیات، در سال ۱۴۰۲(سه سال قبل)، به اتهام «قتل عمد در یک نزاع خیابانی»، توسط ماموران پلیس آگاهی استان خوزستان، دستگیر و پس از طی مراحل بازجویی ها و بازپرسی، توسط قاضی شعبه دادگاه کیفری۱ اهواز، محاکمه و به اعدام(قصاص نفس)، محکوم شده بود.”
این فعال حقوق بشر در ادامه افزود:”تا پیش از اجرای حکم اعدام آقای عبیات، تلاشهایی برای جلب رضای ولی دم مقتول، صورت گرفته بود اما در پی عدم رضایت آنها، این حکم اعدام در تاریخ ۱۶ خرداد ماه، در زندان سیپدار اهواز، اجرا شد.”
در حالی حسن عبیات، اعدام شده که پیشتر پدر وی هم فوت کرده و این شهروند تنها فردی بود که مادر و خانپاده اش را پشتیبانی مالی می کرد.
اجرای حکم اعدام حسن عبیات، تا لحظه تنظیم این خبر، توسط رسانه های رسمی و یا منابع خبری داخل ایران، منتشر نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه چهارشنبه ۱۳ خرداد ماه ۱۴۰۵، صابر اکرمی، ۵۴ ساله، متاهل، دارای ۴ فرزند، اهل و ساکن استان گلستان، متهم به «قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس» در زندان مرکزی(امیرآباد) گرگان، اعدام شد.
یک فرد مطلع درخصوص پرونده این زندانی به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”صابر اکرمی پدر چهار فرزند و صاحب یک مغازه سوپرمارکت محلی در گرگان بود. او حدود ۳ سال پیش در داخل کوچه محل سکونت خود با یکی از همسایگانش درگیر شد. علت این درگیری مسائل ناموسی و مزاحمتهای مداوم مقتول برای دختر بیوه آقای اکرمی بود که در خانه پدرش زندگی میکرد. پس از مزاحمتهای مکرر مقتول، سرانجام درگیری لفظی بین آنها در کوچه بالا گرفت و به درگیری فیزیکی منجر شد. صابر در جریان این نزاع با بیل ضربهای به سر مقتول وارد کرد که مقتول ابتدا دچار مرگ مغزی شد و سپس فوت کرد. صابر اکرمی در دادگاه تأکید داشت که قصد کشتن او را نداشته و رفتار او واکنشی به مزاحمتهای مقتول بوده است.”
اجرای حکم اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، افسانه زندآبادی، ۲۲ ساله، متهم به «قاچاق موادمخدر» و محبوس در زندان مرکزی شهر تبریز، اعدام شد.
یک فرد مطلع در خصوص پرونده افسانه زندآبادی به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”خانم زندآبادی،چندین سال، پدرش را از دست داده بود. زمانی که ۱۵سال داشت، مادرش با مردی به نام اسدالله خانبیگی که لاستیکفروش بود، ازدواج کرد و افسانه بهناچار به خانه او رفت. ناپدریاش بلافاصله مانع ادامه تحصیل او شد. زمانی که افسانه ۱۷ ساله شد، این مرد بهمناسبت تولدش یک خودرو پژو ۲۰۶ برای او خرید، اما این آغاز نقشهای شوم برای قاچاق مواد مخدر بود. ناپدری از این خودرو برای نگهداری مواد مخدر استفاده میکرد و با وعده ثروت و خرید ویلا، افسانه را فریب داد و او را به فروش مواد مخدر تشویق کرد. این وضعیت دو سال ادامه داشت، تا اینکه سرانجام پلیس ۲۵ کیلوگرم مواد مخدر از ماشین افسانه کشف و او را بازداشت کرد.”
این فرد مطلع در ادامه افزود:”افسانه در تمام مراحل بازجویی و حتی در جلسه دادگاه، بهصراحت اعلام کرده بود که ناپدریاش، اسدالله خانبیگی، چندینبار به او تجاوز کرده و با تهدید، او را وادار به سکوت و همکاری کرده است، بهطوری که او از ترس حتی نمیتوانست موضوع را به مادرش بگوید. او این جزئیات دردناک را در زندان برای همبندیهایش نیز تعریف کرده بود. ناپدریاش هم بازداشت شد، اما چون هنگام دستگیری موادی از خودش کشف نشده بود، آزاد شد و تمام بار این پرونده بر دوش این زن جوان افتاد تا درنهایت به اعدام او ختم شود.”
اجرای حکم اعدام افسانه زندآبادی، تا لحظه تنظیم این خبر، توسط رسانه های رسمی داخل ایران، منتشر نشده است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

