•                  
چهارشنبه , ۳۰ مهر , ۱۳۹۹
چهارشنبه, اکتبر 21

رنجنامه فاطمه ملکی از وضعیت جسمانی وخیم همسرش محمد نوریزاد

0
57

حقوق بشر در ایران – امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، فاطمه ملکی که همسرش، محمد نوریزاد و فرزندش علی نوریزاد، به ترتیب در زندانهای اوین و تهران بزرگ دوران حبس خود را سپری می کند با انتشار رنج نامه ای به شرح وضعیت جسمانی وخیم همسر خود پرداخته است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، در رنج نامه منتشر شده توسط فاطمه ملکی، وضعیت جسمانی همسرش، محمد نوریزاد وخیم گزارش شده است. محمد نوریزاد، در پرونده ای مرتبط با امضای بیانیه برای استعفای علی خامنه ای در ۲ بخش مجموعاً به تحمل ۱۵ سال ۸ ماه حبس تعزیری،۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق و۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد و در حال حاضر دوران حبس این پرونده را سپری می کند. این فعال مدنی در پرونده ای دیگر هم اخیراً توسط دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. این فعال مدنی اواخر شهریور ماه سالجاری در سومین پرونده قضائی خود بصورت غیابی توسط شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی به اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. همچنین علی نوریزاد، فرزند فاطمه ملکی و محمد نوریزاد هم دوران حبس تعزیری ۳ سال و ۶ ماهه خود را از بابت بازداشت وی در جریان اعتراضات به شلیک مستقیم پدافند هوائی سپاه پاسداران به هواپیمای پی اس ۷۵۲ اوکراین در تیپ زندان تهران بزرگ سپری می کند. 

متن رنجنامه فاطمه ملکی جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است

به نام خدای ناظر

دوشنبه گذشته ۲۱ مهر برای ملاقات به اوین رفتم. برگه ملاقات را گرفتم و در سالن ملاقات به انتظار نشستم. بیست دقیقه بعد خوشبختانه آقای نوری زاد آمدند؛ با عصا و تکیده تر از قبل، و جویای احوال علی شد. 

گفتم: “فعلا علی در زندان تهران بزرگ است.”

گفت: “شرایطش چگونه ست؟”

گفتم؛ شرایط خوبی نیست، از قرنطینه به بند دیگری منتقل شده، ولی شب های سردی دارد، دستگاه گرمایش راه اندازی نشده، و شیشه های شکسته پنجره ها نیز مزید بر علت شده و موشها هم آزادانه جولان می دهند!!!….

متاسفانه در ضمن صحبت متوجه شدم که آقای نوری زاد شب قبل به بیمارستان طالقانی منتقل شده و بعد از آزمایش ها و معاینات، یکی از پزشکان به ایشان گفته ریه شما دچار مشکل شده است! و بی نتیجه ساعت دوازده شب به زندان باز گردانده شدند.

بنظر می رسد آنها با زمینه چینی های مختلف ایشان را به ورطه اعتصاب غذا و دارو می کشانند و با بیمارستان بردن های بی نتیجه، وضع به همین منوال می گذرد و نهایتا او را به کام مرگ در می کشانند.

ایشان گفتند: “هفت شب برگه زندان را بابت اعتصاب روزانه نوشته ام، فقط دیشب نتوانستم برگه را پر کنم. بجای گزارش وضعیت خودم، نوشته ام؛ زمانی که ناو وینسنت، هواپیمای مسافربری ما را زد و خودتان هم مقصر بودید، یادتان هست چه بلوایی بپا کردید؟ و حالا شما که خودتان هواپیمای خودمان را زدید و پسر من علی و دیگران برای همدردی با هموطنان خود گرد هم آمدند، باید محاکمه شوند و زندانی؟! به من بگوئید عاملان این کشتار وحشتناک باید در زندان باشند، یا پسر من؟!”

گفتم: “شما به اندازه کافی گفتی و نوشتی … که بر افروخته شد و گفت: می سوزم وقتی اینطور می گویی. گفتم: شرایط خیلی بحرانی تر از ۱۴ ماهی شده که شما در زندان هستید و همه واقف هستند.”

خب، بحث با شخصی که همه هست و نیست خود و خانواده اش را برای آرمانهایش گذاشته، و آنگونه شکنجه شده، و با چهره ای بیرنگ مقابل من نشسته، جز زجر مضاعف چیز دیگری نبود. شایسته بود سکوت کنم و فقط گوش باشم برای فریادهای در گلو مانده اش.

گفت: “در این مدت فقط توانسته ام یک تابلو بکشم. گفتم شما فقط دست از اعتصاب غذا و دارو بکش. باز عصبانی شد و گفت: اینها باید به گروگانگیری خود پایان دهند، و بجای علی عاملان این جنایت بزرگ را محاکمه و زندانی کنند.”

با دلی پر از درد خداحافظی کردم، و از آنجا راهی دادسرای اوین شدم که شاید بتوانم قاضی اجرای احکام آقای براعه را ببینم. یک ساعت و ۳۰ دقیقه منتظر شدم. وقتی ایشان از اتاقشان برای کاری بیرون آمدند؛ سلام کردم و گفتم؛ به داد آقای نوری زاد برسید. حالشان خوب نیست. چرا به خواسته های ایشان توجه نمی کنید؟

گفتند: “می دانم خیلی ضعیف شده اند، ولی دست ما نیست، باید دادستان نظر بدهند.

گفتم: “به ایشان بگویید برایشان گران تمام می شود اگر برای آقای نوری زاد اتفاقی بیافتد.”

گفتند: “تلاش می کنم امروز با دادستان تماس بگیرم…”

از آن روز، چشم انتظارم و خبری نشده. از حال آقای نوری زاد هیچ خبری ندارم. تلفن ایشان را هم حدود یک ماهی ست که قطع کرده اند! تلفن بند علی هم یک هفته ایست قطع است! و هنوز موفق به دیدار علی هم نشده ام!

بدانید و آگاه باشید، علی نوری زاد بی گناه است. محمد نوری زاد بی گناه است.

بروید در خلوت برای خودتان یک کف محکم بزنید، و یک دست مریضاد بلند بگویید، و به قدرت تان بنازید که توانسته اید بی گناهان را در بند کنید، و بد نیست معنی چشم انتظاری را هم از مادران تان بپرسید.

فاطمه ملکی/ ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹”

لازم به ذکر است، محمد نوریزاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۶ اتاق ۱ زندان اوین، از تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۸, پس از بازداشت در جریان تجمع اعتراضی مسالمت آمیز در مشهد به همراه تنی چند از فعالان مدنی و انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان در روندی پر ابهام و بدور از رعایت حق دادرسی عادلانه در پرونده ای مرتبط با امضای بیانیه برای استعفای علی خامنه ای در ۲ بخش مجموعاً به تحمل ۱۵ سال ۸ ماه حبس تعزیری،۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق و۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد و در حال حاضر دوران حبس این پرونده را سپری می کند.

این فعال مدنی در تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، در ادامه پرونده سازی های دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بر علیه فعالیتهای مسالمت آمیز محمد نوریزاد وی را پرونده قضائی وی توسط شعبه دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به اتهامات توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام در مجموع به تحمل ۳ سال حبس محکوم کرد. 

محمد نوریزاد، در پرونده سوم خود اواخر شهریور ماه ۱۳۹۹، بصورت غیابی توسط شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی به اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

در تاریخ ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۹, محمد نوریزاد, در بخش دوم از پرونده قضائی خود در ارتباط با امضای بیانیه استعفای علی خامنه ای، توسط شعبه ۱۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ تهران بصورت نیابت قضائی از شعبه ۱۴۹ دادگاه کیفری ۲ مشهد با اتهامات نشر اکاذیب و اخلال در نظم و آسایش عمومی به تحمل ۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق, هشت ماه حبس تعزیری و ۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد.

همچنین علی نوریزاد، فرزند محمد نوریزاد، از تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, بصورت غیابی و بدون اطلاع قبلی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری, از بابت اتهامات اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات دی ماه ۱۳۹۸, فعالیت تبلیغی علیه نظام, توهین به رهبری, مورد محاکمه قرار گرفته بود در مجموع به تحمل ۴ سال و ۲ ماه حبس تعزیری و ۲سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروهها و دسته جات سیاسی محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر عیناً تائید شد. 

در تاریخ ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۹، علی نوریزاد، پس از حضور در شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت تهران برای تحمل حبس تعزیری ۳ سال و ۶ ماهه خود بازداشت و به بند قرنطینه در زندان تهران بزرگ منتقل شد. 

عدم امکان دسترسی به وکیل برای متهم از لحظه بازداشت و در دوران بازجوئی از جمله موارد ناقض اسناد بین المللی حقوق بشر, ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ می باشد. 

همچنین برخورداری افراد از حق دادرسی عادلانه از جمله حقوق سلب نشدنی میباشد که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تاکید شده است.

در اکثر موارد بازداشتهای فراقانونی و خودسرانه با اتهاماتی واحی و در راستای سرکوب آزادی بیان و عقیده افراد می باشد که در اسناد بین المللی حقوق بشر, ماده ۱۹ اعلامیه جهانی و همچنین ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ که بر عدم سرکوب افراد بر مبنای آزادی بیان و عقیده تاکید شده میباشد. 

 در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل . سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون نیز مورد تاکید قرار گرفته است اما برخوردهای فراقانونی از سوی ارگانهای امنیتی ناقض قوانینی است که خود تدوینگر آن بودند و ادعای عمل بر آن را دارند.

برچسب هافاطمه ملکیفاطمه ملکی همسر محمد نوریزادمحمد نوری زادنقض حقوق بشرنقض حقوق بشر در ایرانهمسر محمد نوریزادهمسر محمدنوری زادهمسر محمدنوریزادهمسرمحمد نوریزادبیماری محمد نوری زادبیماری محمد نوریزادبیماری محمدنوریزاد زندانی سیاسیبیماری زندانیانبیماری زندانیان در ایرانبیماری زندانیان سیاسیبیماری زندانیان سیاسی در ایرانبیهوشی محمد نوری زادبازداشت محمد نوری زادبازداشت همسر محمد نوریزادحق مرخصی زندانیان سیاسیحق دادرسیحق دادرسی عادلانهحق دادرسی عادلانه در ایرانحق درمانحق درمان بیماریحق درمان بیماری زندانیانحق درمان زندانحق درمان زندانیحق درمان زندانیانحق درمان زندانیان در ایرانحق درمان زندانیان سیاسی در ایرانحق درمان شهروندانحقوق نقض حقوق بشر در ایرانحقوق بشرحقوق بشر در ایرانحقوق بشر در جمهوری اسلامیحقوق بشر در جمهوری اسلامی ایرانحقوق بشر درایرانحقوق بشر زندانیان سیاسیحقوق شهروندیحقوق شهروندی در ایرانحقوق شهروندی در جمهوری اسلامیحقوق شهروندی درایرانحبس تعزیری زندانیان سیاسیزندان اوینزندانی سیاسیزندانی سیاسی محمد نوری زادزندانی سیاسی محمد نوریزادزندانیان سیاسیزندانیان سیاسی و عقیدتیزندانیان سیاسی در ایرانزندانیان سیاسی در جمهوری اسلامیزندانیان سیاسی زندان اوینسرکوب فعالان مدنیسرکوب فعالان مدنی در ایرانسرکوب فعالان حقوق بشر در ایرانسرکوب و شکنجه در ایرانسرکوب زندانیان در ایرانسرکوب زندانیان سیاسیسرکوب زندانیان سیاسی ایرانسرکوب زندانیان سیاسی در ایرانشکنجهشکنجه در ایرانشکنجه زندانیشکنجه زندانیانشکنجه زندانیان در ایرانشکنجه زندانیان در زندانهای ایرانشکنجه زندانیان سیاسی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: