•                  
چهارشنبه , ۲۲ آبان , ۱۳۹۸
پنج‌شنبه, نوامبر 14

دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین/ بخش ۱

0
79

حقوق بشر در ایران – “سهیل عربی”, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ زندان اوین با انتشار دلنوشته ای با عنوان پسی کش, اشاره ای دارد بر وضعیت یک زندانی محبوس در زندان تهران بزرگ در زمانی سهیل عربی در آن زندان بسر می برد این فرد که با نام سید علی خوش دست شناخته می شود با اتهام سرقت در زندان تهران بزرگ محبوس شده است و سهیل عربی با زبان استعاره و ادبی اشاره ای بر وضعیت وی دارد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز دوشنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۸, پسی کش, لقب فردی است که در بند ۹ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ  با شستن لباسهای زندانیان و نظافت بندهای زندان برای امرار معاش خود و خانواده اش تلاش می کند. 

سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین با انتشار دلنوشته ای به شرح وضعیت زندگی سخت “علی خوش دست” معروف به “پسی کش”, پرداخته و اینکه این فرد چگونه علیرغم سن کم که از بابت اتهام سرقت قطعات خودرو بازداشت و در زندان تهران بزرگ بسر می برد برای تامین ۲ خواهر محصل و مادر بیمارش با شستن لباسهای زندانیان و نظافت بندهای زندان تهران بزرگ امرار می کند را به زبان کلام جاری کرده است. 

متن دلنوشته استعاری “سهیل عربی”, زندانی سیاسی در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته که در ادامه می آید. 

این داستان پس کش

هر روز ۵ صبح بر می خیزد تا لباسهایی را که از زندانیان گرفته بود را به سرعت و به سختی بشوید. به سرعت می شوید. زیرا باید پیش از آمار صبحگاهی و باز شدن درب هواخوری لباسها را شسته و آب کشی کند تا هجوم زندانیان به سمت درب آسیبی به کارش نرساند. 

باید اولین نفری باشد که صبح وارد هواخوری می شود تا فرصت کافی برای پهن کردن لباسها را داشته باشد. 

به سختی می شوید. برای ۶۰۰ زندانی محبوس در بند ۹ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ فقط ۴ سینک ساخته شده است. آنجا هم ظرفها را می شویند و هم لباسها را. آب در اکثر ساعات قطع است. در داخل مکانی که به شدت تنگ و بد بو است لباسها را می شوید که البته این دشوارترین مرحله نیست. چرا که پس از شستشو و پهن کردن لباسها مراحل دشوارتر آغاز می شود. او باید تا هنگام خشک شدن لباسها در منطقه کویری فشافویه و در زیر آفتاب سوزان بماند. از نظر اکثر زندانیان غیر سیاسی در زندان فشافویه رحم است. اگر در هنگامی که لباسها در حال خشک شدن می باشد یکی از زندانیان معتاد لباسها را به دزدد او پس کش می شود. 

پسی کش یعنی تحقیر شدن در برابر بیش از ۱۰۰۰ جفت چشم. یا باید هزینه لباسی که توسط فرد معتاد به سرقت رفته را بپردازد و یا صاحب لباس آنقدر با کف دست به پس گردن او میزند که سرخ می شود و مرگ را آرزو می کند. بنا براین سوختن زیر آفتاب و ایستادن در هواخوری را تحمل می کند تا لباسها خشک شود. 

وی برای این ۱۲ ساعت اندک کار حقوق بسیار ناچیزی دریافت می کند. چهار نخ سیگار در برابر شستن لباسهای دیگران. 

از خود می پرسم, جوانی که در زندان این شغل سخت را انتخاب کرده و برای این اندک درآمد این همه زحمت می کشد چرا باید در زندان باشد او که از کار کردن هراسی ندارد.  

او با اکثر جوانانی که در این  بند محبوس هستند متفاوت است. عضویت در چندین باند فروش موادمخدر قطعا برای او آسان تر از انجام چنین کار دشواری است و درآمد بسیار بالاتری خواهد داشت اما می خواهد دوباره سالم زندگی کند. 

افسوس که در زندان هر چه بخواهی سالم زندگی کنی سختی بیشتری را تحمل خواهی کرد. 

نوزده سال پیش و چند روز مانده به جشن تولد و زادروز ۱۱ ساله شدنش خبری ناگوار زندگی وی را تیره و بحران زده می کند. مرگ پدر در یک حادثه و او می ماند و ۲ خواهر خردسالش. 

مجبور به ترک تحصیل می شود و شروع به کار و کار خود را از کارت پخش کنی و پخش پیتزا و پادویی درب مغازه ها, از کار در تراشکاری و مکانیکی تا تعویض روغنی, چند سال از دهه دوم زندگی اش می گذرد. به گذشته نگاه می کند و می بینید هر آنچه از کودکی و نوجوانی به یاد می آورد کار کردن از صبح تا شامگاه است و حسرت دریافت حقوق مکفی. 

خواهرانش در آستانه ورود به دانشگاه هستند. مادرش نیز نیاز به مداوا دارد. صاحب خانه پول بیشتری می خواهد و او حتی با ۳ شیفت کار کردن توان تامین هزینه عزیزانش را ندارد. 

 می بیند اطراف او افرادی هستند که خیلی کمتر از او زحمت می کشند و خیلی بیشتر از او درآمد دارند. 

بالاخره جذب یکی از باندهای سرقت خودرو می شود. به جای علی خوش دست او را علی باطری صدا می زنند. 

سالهایی که در مکانیکی کار می کرد و در آنجا ایرادات خودروها را سریع تشخیص می داد و آنها را بر طرف می کرد او را سید علی خوش دست صدا می زدند. 

اما از موقعی که رو به سرقت آورد از آنجائی که خیلی سریع در باز کردن کاپوت خودروها سرعت عمل داشت او را علی باطری نامیدند. 

کمتر از ۳ سال که در باند سرقت باطری خودرو عضو بود در آمدی چند برابری در مقابل سالهایی که در مکانیکی کار می کرد داشت. 

علاوه بر تامین هزینه تحصیل خواهرانش, هزینه درمان مادر بیمارش و  همچنین هزینه ماهیانه اجاره خانه و سایر هزینه های خانواده بر دوش وی بود. 

اما دست آخر ماموران اداره آگاهی او را دستگیر کردند و حالا ۱ شعبه ای شده است. دنیای شعبه ایها دنیای عجیب و غم انگیزی است. 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: