https://wp.me/s6xuBy-womens
زن حقیقتی است که در طول تاریخ، فراز و نشیبهای فراوانی را تحمل کرده و از زنده به گور شدن تا خدایی شدن را به خود دیده است.هویت زن، هویت جامعه است و در واقع،ارزش گذاشتن به زن و کمالات و خدمات بی پایان او،ارزش گذاشتن به تمام اقشارجامعه است. با نظری به تاریخ حیات زن،این نکته آشکار میشود که هرگاه زن جان و روان خویش را پاک نماید، به عوالم روحانی گراید و هربار که ضمیر خویش را از نگار هوس و ظاهرسازیها بزداید، چنان با عظمت و نیرومند میشود که حتی ممکن است تعیین سرنوشت تاریخ ملتی، به اراده او بستگی پیدا کند. حال میخواهیم بدانیم ادیان مختلف چه نظری در مورد زن دارند
جایگاه زن درآیین بودا :
در این مسلک اگر چه زن موجودی است با ظاهر فرشتگان امادر اعماق عمیق قلبش روح شیطانی و دام خطرناک شیطان نهفته و گسترده است. از این رو تا مدتی هیچ زنی را به کیش خود نمیپذیرفتند و اظهار میداشتند: خدایا ما را از شر شیطان و نفس لئیم و زن، حفظ کن. و شعار آنان این بود: «نجات، در مصاحبت با زن تحصیل نمیشود اگر چه بودا زنان را هم برای ترک دنیا به نحوی قبول میکند، اما این پذیرفتن مشروط به دو شرط است: ۱باید سلوکِ زن، به طور کلی تحت نظر مردان راهب اداره شود. ۲ در هر پانزده روز، حتماً خود و اعمالش را به مردان راهب عرضه کند.
جایگاه زن در آیین زرتشت :
در یکی از بخشهای اوستا که به «یسنا» یا «گاتها» معروف است، در «گات» ۴۶ گفته شده است: «منم زرتشت ،آن برانگیزانندهی اهورا مزدا که برای نخستین بار،آموختم که تویی مزدای بیهمتا آن داور بیهمال که مردم را به توسط من به میانجی، منش نیک و بهترین راستی به کار و کوشش به روی زمین خواندی ،…،این چنین کسان، مردان و زنانی که دستورات دین را به کار برند، رستگار خواهند بود و به پاداش به گزینیشان در آن سرزمین جاویدانی اهورایی وارد شوند و همهی آنانی که آیین پذیرند نیز رستگاری یابند . در این فراز، از زنان و مردان وتمام کسانی یاد می شود که به این آیین بپیوندند و دستورات این آیین را رعایت کنندکه درنتیجه مسیر تکامل را خواهند گذراند، یعنی تفاوتی میان زن و مرد در دینداری و پیروی از این آیین وجود ندارد و به صورت مشترک به آن تصریح شده است. در «گات» ۵۳ که بیشتر به جایگاه اجتماعی زن و مرد اشاره شده است چنین آمده است: «اینک ای دختران شویکننده و ای جوانانی که پیوند زناشویی میبندید، سخنان مرا خوب به یاد بسپارید، با آموزههای دین راه نیکمنشی را بگزینید و از روی مهر و فرزانگی هر یک از شما باید بر آن باشد که در مهرورزی، پاکی و درستی و پارسایی بر دیگری پیشی جوید، چه این بهترین شیوهی کامیاری در زندگی خواهد بود.» تمام آن چیزی که در متن اوستا در مورد زن و مرد وجود دارد، همین دو فراز است و از همین دو متن کلی ،برابری و همانندی میان زن و مرد برداشت شده است.
جایگاه زن در آیین یهود :
نقش زنان را در روایات تنخ یهودی کمرنگ دانستهاند؛ استانسون کتاب مقدس را کتابی سرتاسر مردانه دانست البته در بین اسرائیلیان شکلی از مادرسالاری وجود داشته است، که نشاندهنده موقعیت زن در خانوادههای اسرائیلیاست. مثل ساره همسر ابراهیم تصویر حوا در روایات یهودی به عنوان یک وسوسهگر، منتج به دیدی بینهایت منفی، نسبت به زنان شده است و همهی زنان به عنوان کسانی تصور شدهاند که از مادرشان، یعنی حوّا، گناه، حیله و تلبیس را به ارث برده و در نتیجه همهی آنان نادرستکار و از نظر اخلاقی، پَست و گناکارند. ربیهای یهود، این را به عنوان وظیفهای برای مردان میدانند که برای تکثیر نژاد منشأ زاد و ولد باشند و رجحان واضحشان را برای فرزندان مذکر پنهان نمیکنند؛«برای آنانی که فرزندشان، مذکراست، خوشی و برای آنهایی که فرزندشان، مؤنث است، ناخوشی است. هنگام تولد پسر همه خوش حالند و هنگام تولد دختر همه غمزدهاند. هنگامی که پسری پا به جهان میگذارد صلح به جهان میآورد و هنگامی که دختری متولد میشود، هیچ . قلب یهود، تورات است و تورات یعنی قانون،اما بر طبق تلمود زنان از مطالعهی تورات معافند . زنان در جامعهی یهودی قدیم اجازهی شهادت نداشتهاند و ربیها میگفتند؛ زنان به خاطر چند لعنتی که بر آنها تحمیل شده است حق شهادت ندارند حق شوهر بر داراییهای همسرش را به عنوان یک نتیجهی فرعی از مالکیت شوهر بر همسر میدانند . یهود، طلاق را بدون هیچ استثنایی جایز میشمارد، عهد قدیم، این حق را به شوهر میدهد که حتی اگر زنش را دوست نداشته باشد او را طلاق دهد. مکتب شمایی میگوید: که مرد نباید زنش را طلاق دهد، مگر اینکه گناهی از نوع «سوءرفتار جنسی» از او ببیند، در حالی که مکتب هیلّل میگوید: که او میتواند زنش را صرفاً برای این که غذایش را فاسد کرده طلاق دهد. ربّی اَخیبا میگوید:او حتی اگر دید که زن دیگری زیباتر از زن خودش است میتواند او را طلاق دهد. در مجموع میتوان گفت که یهود نگاهی منفی و توام با فشار بر زنان دارد .
جایگاه زن در مسیحیت :
قبل از پرداختن به این مسئله در مسیحیت لازم به یادآوری است که تا بیش از عیسی مسیح در جوامع بشری به زن با دید حقارت نگاه می شد به خصوص در فرهنگ یهود ،زن ،انسان طبقه دوم به شمار می رفت و هیچ حقی برای زنان قائل نبودند در چنین شرایطی است که مسیح ظهور می کند و دین خویش را دین دلسوزی و رحمت معرفی می نماید آن مسیح همه را بطور یکسان مورد لطف و محبت خویش قرار می دهد برای او زن و مرد ،ارباب و غلام، فقیر وغنی تفاوتی ندارند همچنین عیسی مسیح زنان را ، حتی زنان بدکاره را به راحتی به حضور پذیرا بودند چرا که رسالت خویش درباز گرداندن گناهکاران به سوی خدا می داند . برخورد محبت آمیز عیسی باعث می شود که گروهی از آنان از ابتدای بعثت آن حضرت به او ایمان آورند و تا عروج آن حضرت به آسمان همراه او باشند که از جمله آنان مریم مجدلیه واولین کسانی بر سر قبر او رستاخیزوی را گواهی دادند و اخبار نیکو را برای شاگردان مذکر می برند و از آنجایی که عیسی به زنان بیشتر توجه داشته اند آنان در انجیل بیشتر یاد شده اند . ولی با وجود این نظر مساعد مسیح نسبت به زنان نظر شاگردانش چنین نبود خلقت تبعی حوا و فریب و گناه او سخن به میان می آید فقط در قسمتهای از انجیل تاکید بر فرمانبرداری زن از مرد شده والی آنگونه که در دین یهود بوده رفتار مسیحیت نسبت به زنان نرمتر به نسبت ادیان دیگر بوده و نگرش نرمتری نسبت به زن دارد . اگر بخواهیم از نظر الهیاتی بررسی کنیم دو دیدگاه وجود دارد :که یکی تعادل مرد و زن را به عنوان انسان تصدیق می کند و دیگری زنان را به لحاظ اجتماعی و حتی هستی شناختی به مردان تابع و فرودست معرفی می نماید .که اساس الهیات قائل فرودستی اندیشه ی ریاست برتری نظام آفرینش است . این اندیشه اساسا نظام اجتماعی پدر سالاررا با نظام طبیعی یا نظام الهی آفرینش یکی می داند . محبت نمودن به زن از جانب شوهر چیزی است که در کنار سفارش زنان به اطاعت از شوهر عنوان شده است و از شوهران خواسته شده که رفتاری شایسته همراه با احترام با همسران خود داشته باشند ، این مسئله را می توان در نامه های پااولوس و پطرس مشاهده نمود . زن در مسیحیت زن زیرمجموعهء مرد تعریف نمیشود ، بلکه در کنار او تعریف میشود.زن با مرد مساوی ست .ظریف تر است اما ضعیف تر نیست. دل نازک تر است اما کوچک تر نیست.نه مرد به خودی خود بر زن برتری دارد نه زن به خودی خود بر مرد.
جایگاه زن در اسلام :
متاسفانه در اسلام هم همانند یهود که بر پایه شریعت استوار است نگاهی ابزارگونه نسبت به زن استوار گردیده و زن به عنوان یک وسیله در جهت خوشگذرانی در خدمت مردان میباشد به عنوان مثلا یک مرد میتواند تا ۴ مرتبه ازدواج هم زمان داشته باشد بدون کسب اجازه از همسر و به زن تاکید بر فرمانبرداری از شوهر داده شده و زن را فرودست تر از مرد میداند . میتوان گفت تقریبا همان نگارشی که در یهود نسبت به زن بوده در اسلام هم همان عقب گرد حکمفرما شده چرا که دین اسلام مثل یهود برپایه شریعت بنا گردیده و بر هیچ کس پوشیده نیست که اسلام نگاهی فرودست بر زن دارد . شهادت ۲ زنان در دادگاههای اسلامی برابر شهادت یک مرد میباشد چرا ؟ این به آن دلیل است که زن را ناقص الاقل میداند . یا دیه زن نصف دیه مرد میباشد با نگاهی اجمالی بر همین مسائل میبینیم که این دین چگونه بر زنان قضاوت میکند . زنی که بانی آرامش روحی مرد میشود زنی که میتوانبد مادری فداکار و از خود گذشته باشد .
نتیجه گیری :
همانطور که گفته شد زن در ادیان مختلف توحیدی و غیرتوحیدی دارای جایگاه و منزلت متفاوتی است. در آیین بودا زن مانند تمساح و نهنگ مخوف در رود زندگی منتظر مینشیند تا شناوری را شکار کند. در آیین یهود، برای زن هیچگونه شخصیت و منزلتی قائل نبودند. البته شکی نیست که تمام پیامبران، مدافع ارزش و مقام زن و مخالف ستم به او بودهاند، ولی قانونهای کتابهای مقدس، سبب شد در آیین یهود زن و دختر را مایه ننگ بدانند زن در آیین زرتشت نه انسان، بلکه شیء به شمار میآمد. زن به اندازهای کم ارزش بود که حتی در اندیشه و سخن و رفتارش از خود ارادهای نداشت و دیدیم در آیین مسیحیت نیز گرچه سراسر مهربانی و رحمت است و در آن به مدارا با زنان سفارش شده زن فی نفسه قابل ستایش و با ارزش است ، مگر آنکه خودش خلاف آن را ثابت کند ، همانطور که مرد اینچنین است .
نگارش متن: فعال حقوق بشر, حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

