•                  
پنج شنبه , ۱۲ تیر , ۱۳۹۹
پنج‌شنبه, جولای 2

دیدگاه ادیان نسبت به زن

0
184

زن حقيقتي است كه در طول تاريخ، فراز و نشيب‌هاي فراواني را تحمل كرده و از زنده به گور شدن تا خدايي شدن را به خود ديده است.هويت زن، هويت جامعه است و در واقع،ارزش گذاشتن به زن و كمالات و خدمات بي پايان او،ارزش گذاشتن به تمام اقشارجامعه است. با نظري به تاريخ حيات زن،اين نكته آشكار مي‌شود كه هرگاه زن جان و روان خويش را پاك نمايد، به عوالم روحاني گرايد و هربار كه ضمير خويش را از نگار هوس و ظاهرسازي‌ها بزدايد، چنان با عظمت و نيرومند مي‌شود كه حتي ممكن است تعيين سرنوشت تاريخ ملتي، به اراده او بستگي پيدا كند.  حال میخواهیم بدانیم ادیان مختلف چه نظری در مورد زن دارند

جایگاه زن درآیین بودا :
در اين مسلك اگر چه زن موجودي است با ظاهر فرشتگان امادر اعماق عميق قلبش روح شيطاني و دام خطرناك شیطان نهفته و گسترده است. از اين رو تا مدتي هيچ زني را به كيش خود نمي‌پذيرفتند و اظهار مي‌داشتند: خدايا ما را از شر شيطان و نفس لئيم و زن، حفظ كن. و شعار آنان اين بود: «نجات، در مصاحبت با زن تحصيل نمي‌شود اگر چه بودا زنان را هم براي ترك دنيا به نحوي قبول مي‌كند، اما اين پذيرفتن مشروط به دو شرط است:  ۱بايد سلوكِ زن، به طور كلي تحت نظر مردان راهب اداره شود.  ۲ در هر پانزده روز، حتماً خود و اعمالش را به مردان راهب عرضه كند.

جایگاه زن در آیین زرتشت :
در يكي از بخش‌هاي اوستا كه به «يسنا» يا «گات‌ها» معروف است، در «گات» ۴۶ گفته شده است: «منم زرتشت ،آن برانگيزاننده‌ي اهورا مزدا كه براي نخستين بار،آموختم كه تويي مزداي بي‌همتا آن داور بي‌همال كه مردم را به توسط من به ميانجي، ‌منش نيك و بهترين راستي به كار و كوشش به روي زمين خواندي ،…،اين چنين كسان، مردان و زناني كه دستورات دين را به كار برند، رستگار خواهند بود و به پاداش به گزيني‌شان در آن سرزمين جاويداني اهورايي وارد شوند و همه‌‌ي آناني كه آيين‌ پذيرند نيز رستگاري يابند . در این فراز، از زنان و مردان وتمام کسانی یاد می شود كه به اين آيين بپيوندند و دستورات اين آیین را رعايت كنندکه درنتیجه مسير تكامل را خواهند گذراند، يعني تفاوتي ميان زن و مرد در دين‌داري و پيروي از اين آيين وجود ندارد و به صورت مشترك به آن تصريح شده است.  در «گات» ۵۳ که بيش‌تر به جايگاه اجتماعي زن و مرد اشاره شده است چنین آمده است: «اينك اي دختران شوي‌كننده و اي جواناني كه پيوند زناشويي مي‌بنديد، سخنان مرا خوب به ياد بسپاريد، با آموزه‌هاي دين راه نيك‌منشي را بگزينيد و از روي مهر و فرزانگي هر يك از شما بايد بر آن باشد كه در مهرورزي، پاكي و درستي و پارسايي بر ديگري پيشي جويد، چه اين بهترين شيوه‌ي كام‌ياري در زندگي خواهد بود.»  تمام آن چيزي كه در متن اوستا در مورد زن و مرد وجود دارد، همين دو فراز است و از همين دو متن كلي ،برابري و همانندي ميان زن و مرد برداشت شده است.

جایگاه زن در آیین یهود :

نقش زنان را در روایات تنخ یهودی کم‌رنگ دانسته‌اند؛ استانسون کتاب مقدس را کتابی سرتاسر مردانه دانست البته در بین اسرائیلیان شکلی از مادرسالاری وجود داشته است، که نشان‌دهنده موقعیت زن در خانواده‌های اسرائیلی‌است. مثل ساره همسر ابراهیم تصوير حوا در روايات يهودي به عنوان يك وسوسه‌گر، منتج به ديدي بي‌نهايت منفي، نسبت به زنان شده است و همه‌ي زنان به عنوان كساني تصور شده‌اند كه از مادرشان، يعني حوّا، گناه، حيله و تلبيس را به ارث برده و در نتيجه همه‌ي آنان نادرستكار و از نظر اخلاقي، پَست و گنا‌كارند. ربي‌هاي يهود، اين را به عنوان وظيفه‌اي براي مردان مي‌دانند كه براي تكثير نژاد منشأ زاد و ولد باشند و رجحان واضحشان را براي فرزندان مذكر پنهان نمي‌كنند؛«براي آناني كه فرزندشان، مذكراست، خوشي و براي آن‌هايي كه فرزندشان، مؤنث است، ناخوشي است. هنگام تولد پسر همه خوش‌ حالند و هنگام تولد دختر همه غم‌زده‌اند. هنگامي كه پسري پا به جهان مي‌گذارد صلح به جهان مي‌آورد و هنگامي كه دختري متولد مي‌شود، هيچ . قلب يهود، تورات است و تورات يعني قانون،اما بر طبق تلمود  زنان از مطالعه‌ي تورات معافند . زنان در جامعه‌ي يهودي قديم اجازه‌ي شهادت نداشته‌اند و ربي‌ها مي‌گفتند؛ زنان به خاطر چند لعنتي كه بر آن‌ها تحميل شده است حق شهادت ندارند حق شوهر بر دارايي‌هاي همسرش را به عنوان يك نتيجه‌ي فرعي از مالكيت شوهر بر همسر مي‌دانند . يهود، طلاق را بدون هيچ استثنايي جايز مي‌شمارد، عهد قديم، اين حق را به شوهر مي‌دهد كه حتي اگر زنش را دوست نداشته باشد او را طلاق دهد. مكتب شمايی مي‌گويد: كه مرد نبايد زنش را طلاق دهد، مگر اين‌كه گناهي از نوع «سوءرفتار جنسي» از او ببيند، در حالي كه مكتب هيلّل  مي‌گويد: كه او مي‌تواند زنش را صرفاً براي اين كه غذايش را فاسد كرده طلاق دهد. ربّي اَخيبا مي‌گويد:او حتي اگر ديد كه زن ديگري زيباتر از زن خودش است مي‌‌تواند او را طلاق دهد. در مجموع میتوان گفت که یهود نگاهی منفی و توام با فشار بر زنان دارد .

جایگاه زن در مسیحیت :

قبل از پرداختن به این مسئله در مسیحیت لازم به یادآوری است که تا بیش از عیسی مسیح در جوامع بشری به زن با دید حقارت نگاه می شد به خصوص در فرهنگ یهود ،زن ،انسان طبقه دوم به شمار می رفت و هیچ حقی برای زنان قائل نبودند در چنین شرایطی است که مسیح ظهور می کند و دین خویش را دین دلسوزی و رحمت معرفی می نماید آن مسیح همه را بطور یکسان مورد لطف و محبت خویش قرار می دهد برای او زن و مرد ،ارباب و غلام، فقیر وغنی تفاوتی ندارند همچنین عیسی مسیح زنان را ، حتی زنان بدکاره  را به راحتی به حضور پذیرا بودند چرا که رسالت خویش درباز گرداندن گناهکاران به سوی خدا می داند . برخورد محبت آمیز عیسی باعث می شود که گروهی از آنان از ابتدای بعثت آن حضرت به او ایمان آورند و تا عروج آن حضرت به آسمان همراه او باشند که از جمله آنان مریم مجدلیه واولین کسانی بر سر قبر او رستاخیزوی را گواهی دادند و اخبار نیکو را برای شاگردان مذکر می برند و از آنجایی که عیسی به زنان بیشتر توجه داشته اند آنان در انجیل بیشتر یاد شده اند . ولی با وجود این نظر مساعد مسیح نسبت به زنان نظر شاگردانش چنین نبود خلقت تبعی حوا و فریب و گناه او سخن به میان می آید فقط در قسمتهای از انجیل تاکید بر فرمانبرداری زن از مرد شده والی آنگونه که در دین یهود بوده رفتار مسیحیت نسبت به زنان نرمتر به نسبت ادیان دیگر بوده و نگرش نرمتری نسبت به زن دارد .  اگر بخواهیم از نظر الهیاتی بررسی کنیم دو دیدگاه وجود دارد :که یکی تعادل مرد و زن را به عنوان انسان تصدیق می کند و دیگری زنان را به لحاظ اجتماعی و حتی هستی شناختی به مردان تابع و فرودست معرفی می نماید .که اساس الهیات قائل فرودستی اندیشه ی ریاست برتری نظام آفرینش است . این اندیشه اساسا نظام اجتماعی پدر سالاررا با نظام طبیعی یا نظام الهی آفرینش یکی می داند . محبت نمودن به زن از جانب شوهر چیزی است که در کنار سفارش زنان به اطاعت از شوهر عنوان شده است و از شوهران خواسته شده که رفتاری شایسته همراه با احترام با همسران خود داشته باشند ، این مسئله را می توان در نامه های پااولوس و پطرس مشاهده نمود . زن در مسیحیت زن زیرمجموعهء مرد تعریف نمیشود ، بلکه در کنار او تعریف میشود.زن با مرد مساوی ست .ظریف تر است اما ضعیف تر نیست. دل نازک تر است اما کوچک تر نیست.نه مرد به خودی خود بر زن برتری دارد نه زن به خودی خود بر مرد.

جایگاه زن در اسلام :

متاسفانه در اسلام هم همانند یهود که بر پایه شریعت استوار است نگاهی ابزارگونه نسبت به زن استوار گردیده و زن به عنوان یک وسیله در جهت خوشگذرانی در خدمت مردان میباشد به عنوان مثلا یک مرد میتواند تا ۴ مرتبه ازدواج هم زمان داشته باشد بدون کسب اجازه از همسر و به زن تاکید بر فرمانبرداری از شوهر داده شده و زن را فرودست تر  از مرد میداند . میتوان گفت تقریبا همان نگارشی که در یهود نسبت به زن بوده در اسلام هم همان عقب گرد حکمفرما شده چرا که دین اسلام مثل یهود برپایه شریعت بنا گردیده و بر هیچ کس پوشیده نیست که اسلام نگاهی فرودست بر زن دارد . شهادت ۲ زنان در دادگاههای اسلامی برابر شهادت یک مرد میباشد چرا ؟ این به آن دلیل است که زن را ناقص الاقل میداند . یا دیه زن نصف دیه مرد میباشد با نگاهی اجمالی بر همین مسائل میبینیم که این دین چگونه بر زنان قضاوت میکند . زنی که بانی آرامش روحی مرد میشود زنی که میتوانبد مادری فداکار و از خود گذشته باشد .

نتیجه گیری :

همان‌طور كه گفته شد زن در ادیان مختلف توحیدی  و غيرتوحيدي داراي جایگاه و منزلت متفاوتي است. در آيين بودا زن مانند تمساح و نهنگ مخوف در رود زندگي منتظر مي‌نشيند تا شناوري را شكار كند. در آيين يهود، براي زن هيچ‌گونه شخصيت و منزلتي قائل نبودند. البته شكي نيست كه تمام پیامبران، مدافع ارزش و مقام زن و مخالف ستم به او بوده‌اند، ولي قانون‌هاي كتاب‌هاي مقدس، سبب شد در آيين يهود زن و دختر را مايه ننگ بدانند زن در آيين زرتشت نه انسان، بلکه شیء به شمار می‌آمد. زن به اندازه‌ای کم ارزش بود که حتی در اندیشه و سخن و رفتارش از خود اراده‌ای نداشت و ديديم در آيين مسيحيت نیز گرچه سراسر مهربانی و رحمت است و در آن به مدارا با زنان سفارش شده زن فی نفسه قابل ستایش و با ارزش است ، مگر آنکه خودش خلاف آن را ثابت کند ، همانطور که مرد اینچنین است .

نگارش متن: فعال حقوق بشر, حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: