https://wp.me/p6xuBy-1287
حقوق بشر در ایران ـ امروز پنجشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۵، احکام اعدام احمد پرویز، فرشید نام خانوادگی نامشخص، سالار رشیدزاده و حبیب رخمشاه(نوتیزهی) با اتهامات «قتل عمد» یا «قاچاق موادمخدر» اجرا شده است.
به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از وبسایت جنائی، سحرگاه چهارشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۵، احمد پرویز، وکیل دادگستری و متهم به «قتل عمد منصوره قدیری جاوید» و محکوم به «قصاص نفس» در یکی از زندانهای استان البرز اعدام شد.
براساس این گزارش، احمد پرویز، متهم شده بود که در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۴۰۳، در منزل خود واقع در شهر تهران، همسرش ـ منصوره قدیریجاوید، خبرنگار و پژوهشگر خبرگزاری ایرنا را به ««قتل» رسانده بود.
در تشریح چگونگی این «قتل عمد» عنوان شد:”در صبح روز ۱۹ آبانماه ۱۴۰۳، گزارش یک قتل در شمال تهران به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ رسید. پلیس به محض ورود به محل با جسد او که بر اثر ضربات چاقو و دمبل جان باخته بود، مواجه شد. تحقیقات اولیه حاکی از آن بود که قتل توسط همسر او که وکیل دادگستری بوده، صورت گرفته است. تحقیقات نشان داد: «قاتل از ساعات ابتدایی روز درگیریهایی با همسرش داشته و سرانجام در جریان مشاجره، او را با چهار ضربه چاقو و دو ضربه دمبل به قتل رسانده است. همچنین مشخص شد فرزند ۱۵ ساله این خانواده نیز در زمان وقوع حادثه در خانه حضور داشته است. قاتل سعی داشته فرزند خود را نیز با استفاده از قرصهای خوابآور به قتل برساند، اما در این اقدام ناموفق بوده است.”
در ادامه نیز ذکر شده:”همسایههای این خانواده در شهادت خود اعلام کرده بودند که صبح روز حادثه، صدای درگیری شدیدی از خانه این زوج به گوش رسیده و بعد از مدتی این صداها قطع شده است. براساس تحقیقات، قاتل تلاش داشته جسد همسرش را شبانه از خانه خارج کند، اما برادر او در ادامه روز به خانه مراجعه کرده و پس از مشاهده صحنه، موضوع را به پلیس گزارش داده است. همسر مقتول بازداشت شد او گفت که اختلافات خانوادگی میان آنها از مدتی پیش شدت گرفته و درگیری منجر به قتل همسرش شده است. او اذعان کرد که ابتدا قصد داشته فرزندشان را نیز به قتل برساند و سپس خودکشی کند، اما در نهایت از این تصمیم منصرف شده و خود به پلیس گزارش داده است.”
پس از تنظیم کیفرخواست، جلسه دادرسی به کیفرخواست صادره بر علیه احمد پرویز در تاریخ ۱۹ اسفند ماه ۱۴۰۳، توسط قاضی شعبه ۱۰ دادگاه کیقفری۱ استان تهران، برگزار و وی از بابت اتهام «قتل عمدمنصوره قدیری جاوید» محاکمه شده بود و در مراحل دادرسی از ارتکاب این قتل عمد ابراز پشیمانی هم نکرد.
وقتی وکیل اولیای دم در جایگاه ایستاد، گفت:”پسر قربانی اعلام گذشت کرده، اما مادر مقتول با توجه به اینکه متهم با علم و آگاهی و برنامهریزی قبلی دست به قتل زده حاضر به گذشت نیست. متهم حقوقدان است و به قانون آگاهی داشته است. از طرفی پزشکی قانونی نیز سلامت روان او را تایید کرده و صراحتا گفته است که او مسوول اعمال خودش بوده و از این رو برایش قصاص میخواهم.”
احمد پرویز، بعنوان متهم این پرونده در جلسه دادگاه به قتل منصوره اعتراف و حتی شروع به تهدید مادرزن و توهین به خانواده همسرش کرد و در اظهارات خود گفت:”در ۳۸ سالگی توسط خواهر بزرگم با منصوره آشنا شدم و پس از انجام مراسم خواستگاری ازدواج کردیم، اما در ۱۸ سالی که زندگی مشترک داشتیم. ۱۵ سال با هم قهر بودیم و من سالها تنها بودم و حتی با همدیگر حرف هم نمیزدیم. در پنج سال آخر زندگی بیشتر تنهایی را حس کردم بهطوری که سراغ مصرف مواد مخدر رفتم. بیش از یک ماه و نیم از آغاز سال تحصیلی گذشته بود، اما به دروغ به همسرم گفته بودم پسرمان را در مدرسه ثبتنام کردم. در حالی که اصلا پسرمان را ثبتنام نکرده بودم. قرار بود منصوره به مدرسه پسرمان برود، اما از ترس اینکه با رفتن او به مدرسه مشخص شود پسرمان را ثبتنام نکردم و از طرفی هم به خاطر مشکلات مالی دیگر توان پرداخت اجاره خانه را نداشتم، تصمیم گرفتم او را بکشم.”
متهم در مورد روز حادثه گفت:”قبل از قتل ۴ قرص متادون خوردم، چون با مصرف متادون عقل و دستم بیشتر تحت کنترلم بود. وقتی منصوره از جلوی اتاق پسرمان رد میشد، بدون هیچ بحث و مشاجرهای به یکباره با دمبل به سرش کوبیدم که روی زمین افتاد. بعد روی او نشستم و دوباره با همان دمبل ضربهای به سرش زدم و دیدم سرش شکسته که بعد به آشپزخانه رفتم و کاردی را برداشتم و متوجه شدم همسرم روی تخت نشسته که در این هنگام با چاقو دو ضربه به گردنش زدم. او شوکه شده بود و فقط میپرسید چرا؟!”
قاضی به مادر قربانی گفت:”در صورتی که حکم قصاص صادر شود، حاضر به پرداخت تفاضل دیه و حق سهم نوهات هستی؟”
او پاسخ داد:”داماد سابقم با برنامهریزی قبلی و سنگدلی دخترم را کشت و من حاضرم تفاضل دیه و حق سهم نوهام را بدهم تا او اعدام شود.”
قاضی گفت:”با توجه به اینکه متهم پدر نوهتان است به هیچ قیمتی حاضر به مصالحه نیستی؟”
در این میان متهم برخاست و با صدای بلند فریاد کشید:”من نیاز به گذشت ندارم و مجازاتم معلوم است و باید قصاص شوم.”
در پایان قضات شعبه ۱۰ دادگاه کیقفری۱ استان تهران، احمد پرویز را از بابت اتهام «قتل عمد» به «اعدام(قصاص نفس) محکوم کردند و این رای توسط قضات شعبه دیوان عالی کشور هم تائید شد.
در خبری دیگر به نقل از وبسایت جنائی، سحرگاه چهارشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۵، فرشید ـ نام خانوادگی نامشخص، حدودا ۲۲ ساله، ساکن تهران، متهم به «قتل عمد یک دانشجو در تهران» و محکوم به «قصاص نفس» در یکی از زندانهای استان البرز، اعدام شد.
براساس این گزارش، فرشید، در شهریور ماه ۱۴۰۲، در زمانی که ۱۹ سال سن داشت در مقابل جایگاه سوخت واقع در محله جنتآباد تهران، یک دانشجوی جوان را با شلیک دو گلوله هدف قرار داد و باعث قتل او شده بود. ماجرا از یک معامله ناکام و بدهی سنگین آغاز شد؛ جایی که فرشید ۱۹ساله به خاطر اختلاف مالی پدرش با مردی به نام کریم و طلب یک میلیارد و ۱۰۰ میلیونی، نقشه انتقام کشید.
این فرد، پس از بازداشت متهم و در مراحل بازجویی ها، مشخص شد جوانی به نام کریم که دوست پسر دانشجو بوده با مردی قرار ملاقات داشته است، او شایان پسر دانشجو را ترک موتور خود سوار کرده تا برساند، وقتی پسر دانشجو مقابل پمپ بنزین جنتآباد از موتور پیاده شده است فردی که با کریم اختلاف مالی داشته این جوان را با کریم اشتباه گرفته و به سمت او شلیک کرده است
سرانجام قاتل ۱۹ساله، شامگاه ۲۳ بهمن ماه ۱۴۰۳، به پلیس آگاهی تهران رفت و به خاطر عذاب وجدان خود را تسلیم کرد. فرشید در شعبه دهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران در تشریح ماجرا گفت:”پدرم با کریم معاملههایی انجام داد، اما یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به پدرم بدهکار شد. مدتی کریم پیش پدرم آمد و خواست با بازرگانی معامله کنیم تا او بتواند بدهیاش را از این راه بپردازد. ۱۲ هزار دلار دادیم و قرار شد بقیه را کریم از روی بدهیاش به مرد تاجر بدهد.”
او در ادامه اظهارات خود گفت:”کریم بعد از گرفتن دلار زیر قول و قرارش زد و گفت اگر بقیه پول را ندهم مرا خواهد کشت. از ترسم یک بار قرص خوردم تا خودکشی کنم که ناکام ماندم. از طریق تلگرام ۱۸ میلیون پرداختم و کلت و فشنگ خریدم تا اگر تهدیدها جدی شد، خودم را بکشم. شهریور امسال کریم با مردی جوان به محل قرار آمد و مدعی شد او برادر مرد بازرگان است و اگر پول را ندهم مرا به قتل میرساند. از ترس شلیک کردم که به مرد جوان اصابت کرد و فرار کردم.”
فرشید، در ادامه اعترافات خود درباره فرارش گفت:”سوار اتوبوس شدم و به اردبیل رفتم. زمان جنگ ارمنستان و آذربایجان بود که از روستای مرزی وارد خاک آذربایجان شدم. آنجا به تصور اینکه جاسوسم، بازداشتم کردند. سه شبانهروز در اتاقکی زندانی بودم و شکنجه شدم که فهمیدند بیگناهم و آزادم کردند. بابت خروج غیرمجاز در مرزبانی ایران به زندان افتادم. بعد از آزادی به تهران آمدم و فهمیدم آن جوان مرده و برادر مرد بازرگان نبوده و اشتباهی او را کشتهام. به خاطر عذاب وجدان تسلیم پلیس شدم.”
به این ترتیب، فرشید با اعتراف خود به قتل، پروندهای را که با یک اشتباه مرگبار آغاز شده بود، وارد مرحله جدیدی کرد. او در بازجوییها تاکید کرد که قصد کشتن آن جوان بیگناه را نداشته و تنها از ترس تهدیدهای کریم و اطرافیانش دست به این کار زده است. پرونده با تکمیل تحقیقات به دادگاه رفت و پس از بررسی شواهد و اظهارات، حکم قصاص برای فرشید صادر شد. اولیای دم مقتول هم در جریان رسیدگی به پرونده، خواستار قصاص قاتل شدند و بر اجرای حکم اصرار داشتند.
پس از محاکمه فرشید، توسط قضات شعبه دادگاه کیفری۱ استان تهران، وی از بابت اتهام «قتل عمد» به اعدام(قصاص نفس) محکوم و حکم وی توسط قضات شعبه دیوان عالی کشور عینا تائید شد.
در خبری دیگر، سحرگاه چهارشنبه ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۵، سالار رشیدزاده، حدودا ۴۹ ساله، اهل استان قزوین، متهم به «قاچاق موادمخدر» و محبوس در زندان مرکزی یاسوج اعدام شد.
یک فرد مطلع درخصوص جزئیات پرونده این زندانی به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”سالار رشیدزاده پدر سه فرزند، اهل قزوین و ساکن محله امامزاده حسن تهران بود. او یک خودروی وانتبار داشت و هر روز در میدان میوه و ترهبار صادقیه تهران کار میکرد و برای شهرهای نزدیک بار میبرد. او حدود ۴ سال قبل، باری را به سمت یاسوج میبرد که نرسیده به شهر به اتهام حمل ۸ کیلو و ۶۰۰ گرم مواد مخدر از نوع شیشه و هروئین بازداشت و در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.”
این فرد مطلع در ادامه افزود:”تاریخ اجرای حکم سالار رشیدزاده، ابتدا برای تاریخ ۷ مهرماه ۱۴۰۵، تعیین شده بود. همسر، سه فرزند و مادر سالار رشیدزاده برای انجام آخرین ملاقات به زندان رفتند، اما مادرش پس از ملاقات و با شنیدن خبر نزدیک بودن اجرای حکم اعدام پسرش، همانجا دچار سکته قلبی شد و فوت کرد. به دلیل مرگ مادرش، اجرای حکم در آن روز متوقف و در تاریخ ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۵، اجرا شد.”
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر به نقل از شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان، سحرگاه چهارشنبه ۲۲ مهر ماه ۱۴۰۵، حبیب رخمشاه(نوتیزهی)، حدودا ۵۲ ساله، فرزند نصرالدین، اهل روستای ارازگل فندرسک از توابع شهر گرگان، متهم به «قاچاق موادمخدر» و محبوس در زندان مرکزی(امیرآباد) گرگان، اعدام شد.
به گفته یک فرد مطلع:”حبیب رخمشاه، متاهل و دارای ۵ فرزند بود، و در سال ۱۳۹۹، در شهرستان کردکوی به اتهام «قاچاق موادمخدر» دستگیر و پس از طی مراحل بازجویی ها، بازپرسی و تفهیم اتهام، توسط قاضی شعبه دادگاه انقلاب استان گلستان مسنقر در شهر گرگان به اعدام محکوم شده بود.”
این فرد مطلع در ادامه افزود:”حبیب رخمشاه، در تاریخ ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵، برای اجری حکم اعدام، از بند عمومی زندان مرکزی(امیرآباد) گرگان به سلول انفرادی آن زندان منتقل شده بود.”
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

