•                  
چهارشنبه , ۱۸ تیر , ۱۳۹۹
چهارشنبه, جولای 8

سهیل عربی: نه و فراتر از آن, اینجا زندان تهران بزرگ است

0
393

حقوق بشر در ایران امروز چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, زندانیان سیاسی محبوس در تیپهای زندان تهران بزرگ در شرایطی شب روزهای خود را می گذرانند که در این زندان موارد بسیاری از سرکوب و نقض حقوق بشر در جریان می باشد و از مقابل چشمان این زندانیان می گذرد. توزیع گسترده انواع و اقسام مواد مخدر در میان زندانیان تیپهای مختلف این زندان, محرومیت زندانیان از حق درمان, محرومیت از حق دادرسی عادلانه, گرانی اجناس موجود در فروشگاه این زندان و رفتارهای نامناسب از سوی وکیل بندها و مسئولان زندان تهران بزرگ با زندانیان از جمله بخشی کوچک از گستره سرکوب انسانی در این زندان می باشد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ در نامه ای که به تفسیر به شرح وضعیت زندان تهران بزرگ پرداخته پرده از توزیع گسترده موادمخدر که از سوی مسئولان این زندان و وکیل بندهای این زندان وارد می شود برداشته است. این زندانی سیاسی که در حال تحمل دوران محکومیت حبس خود می باشد پیشتر نیز در این زندان محبوس شده بود و پس از انتقال در تابستان سالجاری به زندان اوین مجددا طی هفته های اخیر به زندان تهران بزرگ تبعید شد.

متن نامه سرگشاده سهیل عربی جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته که در ادامه می آید: 

اینجا زندان تهران بزرگ

گزارشی از سین علیه ستم

“اینجا تهران بزرگ, مرگ یک انسان فاجعه است و مرگ ۱ میلیون انسان آمار و انسانهای معمولی به آمار عادت می کنند و همه چیز خیلی زود برای آنها عادی می شود و برخی افراد به زندگی هر چند بی کیفیت و فاجعه بار عادت می کنند. 

اما قهرمانها آمارها را دگرگون می کنند. اینجا که روی سر درب ورودی اش نوشته شده مجتمع ندامتگاهی تهران بزرگ چگونه جایی ست؟ چه فایده ای برای حکومت دارد و چه آسیبهایی به اجتماع می رساند؟ 

تاکنون ۵ تیپ از ۳۲ تیپ ساخته شده در زندان تهران بزرگ تعدادی از هم نوعان ما را در خود جا داده است و تیپ ۶ هم بزودی آماده به زنجیر کشیدن و محبوس کردن انسانها می شود. تیپ نامی است که فتحی که یکی از روئسای سابق زندان تهران بزرگ بود به روی هر یک از زندانکها « ساختمانهایی که در آن بندها قرار گرفته است » نامگذاری کرد.

در هر تیپ ۱۰ بند و به دربسته قرار دارد . مسئولان زندان به بندها اندرزگاه و به در بسته که محل تنبیه مضاعف زندانیان سیاسی و یا محل ایزوله کردن این زندانیان می باشد را سوئیت نامگذاری کردند. 

هر بند دارای ۱۶ سلول می باشد و هر سلول دارای ۱۵ تخت می باشد. به جز سلولهای انفرادی که معمولا تخت ندارد در « داخل دربسته ها ». بر طبق آئین نامه تدوین شده از سوی سازمان زندانها هر بند محل نگهداری ۲۴۰ زندانی می باشد که البته در تمامی بندها آمار افراد نگهداری شده بیش از تعداد مصوب در آئین نامه است.

مخصوصا در تیپهای ۱ و ۴ این زندان که محل نگهداری زندانیان شعبه ای « زندانیان جرائم سرقت, موادمخدر و سایر جرائم غیرسیاسی » محکوم به تحمل حبس شدند. 

گاه شاهد این بودیم که ۶۰۰ زندانی بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در ۱ بند محبوس هستند و در هر سلول که ۱۵ تخت دارد نزدیک به ۴۰ انسان را محبوس می کنند و حتی تعداد بسیاری هم در کف اتاقها و حتی در راهروهای بند می خوابند. 

در تمام بندهای این زندان انواع و اقسام موادمخدر و قرصهای روانگردان به وفور مصرف و توزیع می شود و هر کسی که کمتر از ۱ ماه اینجا باشد با چشم خود می بیند که موادمخدر توسط عوامل سازمان زندانها وارد زندان تهران بزرگ می شود و در بین زندانیان توزیع می شود. 

بیش از ۱۵۰ زندانی در تیپهای ۱ و ۴ زندان تهران بزرگ از بیماریهای سل و گال رنج می برند. تیپ ۳ بعنوان قرنطینه زندان تهران بزگ می باشد و تیپ ۲ محل نگهداری زندانیان جرائم مالی که نور چشمی های سازمان زندانها هستند. 

در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ تعداد کمتری از زندانیان محبوس هستند و امکانات بیشتری در اختیار افراد می باشد زیرا اکثر زندانیان محبوس در این تیپ از زندان تهران بزرگ توانائی پرداخت و اعطای هدایا به مسئولان سازمان زندانها و حتی مسئولان زندان تهران بزرگ را دارند. 

تیپ ۵ زندان تهران بزرگ که از اوایل سال ۱۳۹۸ آماده استفاده شده محلی است که ۸ بند آن به زندانیانی که از زندان اوین به این زندان منتقل شدند اختصاص یافته و ۲ بند آن نیز مخصوص بازداشت شدگان اعتراضات آبان و دی ماه ۱۳۹۸ می باشد. در این تیپ و بندهای ۱ و ۲ که بندهای آبانی ها شناخته می شود این روزها بیش از ۴۰۰ نفر از جوانانی را که به عمل کرد حکومتی جمهوری اسلامی و دولت حسن روحانی انتقاد کردند را در خود جای داده است. اکثر این افراد از مناطق جنوبی تهران و یا حتی مناطق غربی کشور هستند. 

اکثر این جوانان از مناطق جنوبی تهران و یا مناطق مرزی کشور و البته نقاط فقیرتر نشین ایران هستند. افرادی که از نظر بازجویان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران و یا بازجویان وزارت اطلاعات بعنوان مجرمان امنیتی شناخته شدند متولدین اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰, کارگر و بدون سابقه بازداشت قبلی اما دچار مشکلات عدیده مالی هستند و یکی از مهمترین عواملی که آنها را برای اعتراض به خیابانها آورده بحران معیشت و هر روز گرفتار شدن در چالشهای اقتصادی علیرغم ساعتها اضافه کاری بوده است. 

این شهروندان معترض که به سیاستهای اقتصادی غلط حکومت جمهوری اسلامی اعتراض کردند پس از بازداشت و انتقال به زندان تهران بزرگ در کنار مجرمان بسیار ثروتمند جرائم اقتصادی از قبیل اختلاس و رانت‌خواری که از زندان اوین به این زندان منتقل شدند در حال تحمل حبس هستند که همین عدم رعایت اصل تفکیک جرائم بر دردهای این شهروندان معترض افزوده است. 

آنها افرادی را که از طریق اختلاس و ارتشاع و کلاهبرداری را که از این طریق به ثروتهای کلان رسیدند را از نزدیک می بینند و به این نتیجه می رسند که در این ویران شده آلوده به فساد, کار و تلاش و کسب در آمد از طریق تولید و خدمات یعنی تا همیشه در فقر و فلاکت درگیر بودن است. 

این زندانیان معترض می بینند که افرادی که نه کار می کنند و هیچ تحصیلات و تخصصی ندارند با شیوه هایی کثیف و با زحمتی اندک  به ثروتهای کلان دست یافته اند. می بینند فردی که به دلیل اختلاس نجومی دستگیر و محکوم به تحمل حبس شده است از مرخصی های متعدد و خیلی هم زود از آزادی مشروط بهره مند می شود اما سوی دیگر این داستان افرادی که به دلیل انتقاد و اعتراض به اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام” یا “اجتماع و تبانی” محکوم شدند از حق استفاده از هرگونه مرخصی و یا تخفیف در مجازات محروم هستند. 

اینکه این افراد می بینند زندانیان جرائم مالی و اقتصادی تقریبا همه چیز و همه کس را حتی ماموران را می توانند با پول خریداری کنند باعث رنجش خاطر و آزار آنها می شود. 

اینکه زندانیان سیاسی مجبورند حتی در زندان هم کار کنند تا بتوانند فشار بر روی خانواده خود را کمتر کنند اما زندانیان جرائم مالی و اقتصادی با امکاناتی به مراتب بیشتر از زندانیان سیاسی و حتی شهروندانی خارج از زندان هستند به عیش و نوش می پردازند دردناکتر از همه اینهاست و باز دردناکتر اینکه می بینی امروز هدفمند و سیستماتیک افرادی را مامور معتاد کردن این جوانان کردند و تا حدود زیادی هم موفق شدند چرا که برای جوانانی که تازه برای اولین بار به زندان آمدند تحمل فشارهای زندان دشوارتر است. 

مواد فروشها با جملاتی نظیر اینکه “مصرف موادمخدر باعث می شود فرد تحمل حبس را آسانتر بر خورد بقبولاند”, افراد دیگر را فریب داده و آنها را ترغیب به خرید موادمخدر از آنها می کنند. 

با جملاتی نظیر اینکه مصرف موادمخدر تحمل حبس تعزیری را برای آنها آسانتر می کند متاسفانه هر روز هم بر تعداد افرادی که در دام وحید صفری و سید که وکیل بند هستند می افتند افزوده می شود. بعد از ظهر و نیمه شبها در سرویس بهداشتی زندان و حتی در حمام به راحتی می توان شاهد مصرف موادمخدر در توالتها و زیر دوشهای حمام بود. 

در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ حتی دوربین هم نصب نشده و حتی در تیپهایی که دوربین در آنها نصب شده نیز افراد معتاد اقدام به استعمال موادمخدر می کنند. انواع موادمخدر و قرصهای روانگردان به صورت پرتابی توسط سرباز یا دیگر عوامل زندان تهران بزرگ به بندها وارد می شود و یا از طریق افسر نگهبان یا کارکنان فروشگاه وارد می شود. البته عمده مواد از طریق پرتابی وارد می شود و از شیوه هایی که با نام انباری زدن موسوم است برای واردات قرصهای روانگردان به زندان تهران بزرگ از آن استفاده می شود. پرتابی یعنی یک سرباز یا یک افسر مواد را داخل یک بسته جاسازی می کند و از بام هواخوری در یک زمان معین آن را به هواخوری پرتاب می کند و وکیل بند که زمان مقرر که از قبل هماهنگ شده را می داند به هواخوری می رود و به راحتی بسته را برمی دارد و توسط عوامل خود که آنها را انتظامات نامیده است آنها را پخش می کنند. 

معمولا وکیل بندها خودشان موادمخدر مصرف نمی کنند و وقتی به ظاهرا آنها نگاه می کنید بسیار آراسته و مذهبی هستند و نماز خود را سر وقت می خوانند اما موادمخدر را با قیمتی چندین برابر بیرون از زندان می‌فروشند و اینگونه هست که درآمد یک وکیل بند از درآمد یک پزشک یا یک مهندس هم بیشتر است. 

حتی نوچه های وکیل بند که بعنوان انتظامات کار می کنند نیز در برابر حداقل دستمزد مصوب وزارت کار را برای کارگران از طریق فروش حشیش, شیشه, هروئین قرصهای وی دو و گل درآمد دارند. رفتارهای توهین آمیز افسران نگهبان, سربازها و افسران بازرسی, شعبه اعزام و حتی گاه تنبه بندی زندانیان توسط آنها از جمله مواردی است که در زندان تهران بزرگ مشهود می باشد. 

اجناس فروشگاهها علاوه بر گرانی از کیفیت و کمیت بسیار نامطلوب, خوراک بسیار بد و نبود آب آشامیدنی, باعث فشار بر زندانیان برای خرید از فروشگاه زندان می کند و همچنین نبود پزشک در اکثر ساعات و البته دور بودن آن زندان و دشواری مسیر راه از جمله دور بودن مسافت برای خانواده های زندانیان از جمله مواردی است که زندانیان تهران بزرگ با آن درگیر هستند. 

در تمام بندهای زندان انواع موادمخدر مثل قرص B2 به وفور مصرف می شود و هرکس کمتر از یک ماه اینجا باشد با چشم خود می بیند که موادمخدر و قرصهای روانگردان توسط عوامل سازمان زندانها وارد زندان تهران بزرگ می شود و مصرف کنندگان با خاطری آسوده آنها را استعمال می کنند. 

مرگ زندانیان به دلیل خودکشی ناشی از فشارهای روحی و روانی شدید بر آنها و کشته شدن در نزاعهای داخل زندان که به دلیل استفاده از انواع موادمخدر می باشد و یا مرگ به علت محرومیت از حق درمان زندانیان بویژه در تیپ ۱ این زندان آماری وحشتناک و فاجعه بار دارد”. 

سهیل عربی

زندانی سیاسی / تیپ ۵ زندان تهران بزرگ

پیرامون وضعیت زندان تهران بزرگ لازم به ذکر است؛ حقوق بشر در ایران, در تاریخهای  ۷ و ۱۱ بهمن ماه ۱۳۹۸, با انتشار ۲ گزارش نسبت به اعمال محرومیتهای گسترده بر بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی آبان ماه و دی ماه ۱۳۹۸, که از جمله آنها سیاست انکار و اعمال تهدید و اجبار بازجویان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بر بازداشت شدگان اعتراضات آبان ماه سالجاری که در جریان این تجمعات مورد اثابت گلوله قرار گرفته بودند بر بیان این نکته که زخمهای ناشی از اثابت گلوله توسط این افراد در دادگاه و در مراحل بازپرسی بعنوان زخم چاقو در اثر درگیری با افراد دیگر از سوی این افراد عنوان شود بوده است. 

در توضیحاتی پیرامون نویسنده این نامه هم لازم به توضیح است؛ سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۹۸,  بدون هماهنگی قبلی و با فریب انتقال وی از اندرزگاه ۸ به اندرزگاه ۴ زندان اوین از این زندان به زندان تهران بزرگ منتقل شد. انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ در حالی صورت گرفت وی اخیرا جهت شرکت در جلسه بازپرسی به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود و این زندانی سیاسی از حضور در این جلسه امتناع کرده بود. 

در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸, “سهیل عربی”, پس از انتقال با چشم بند, دستبند و پابند به بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین از بابت ۲ اتهام جدید “توهین به رهبری” و “اجتماع و تبانی از طریق تحریک زندانیان سیاسی به اعتصاب غذا” تحت بازجوئی توام با تهدید قرار گرفته بود. 

سهیل عربی علاوه بر حکمی که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران برای او به اتهام سب النبی صادر کرده است، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به اتهام توهین به رییس وقت دانشگاه علامه طباطبایی، آیت‌الله احمد جنتی و غلامعلی حدادعادل از طریق نوشته‌هایش در فیسبوک در شعبه ۱۰ دادگاه ویژۀ کارکنان دولت به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد. او همچنین در شهریورماه ۱۳۹۳ به اتهام “توهین به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی” و “تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به فاصله کوتاهی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
این زندانی عقیدتی در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۱۶۶ دادگاه کیفری تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تخریب عمدی اموال دولتی به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عین حکم صادره در دادگاه بدوی تائید و به این زندانی سیاسی ابلاغ گردید. 

این عکاس و شهروند خبرنگار زندانی، در آبان ماه ۱۳۹۶ برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ گزارشگران بدون مرز شده بود. 

زندانیان سیاسی  در زندانهای ایران با کلکسیونی از موارد گسترده نقض حقوق بشر دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو محرومیت آنها از حق دادرسی عادلانه که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تاکید شده است و از سوی دیگر بیماریها و آسیب های جسمی گوناگون که میتوان گفت اکثر این افراد این بیماریها را از زمانی که در زندان محبوس گردیده اند به آن مبتلا شده اند و از سوی دیگر پرونده سازی های پی در پی برای آنها از جمله مواردی است که مستند و مشهود است.  اما مسئولان قضائی و امنیتی در زندانهای ایران از این مسئله بعنوان یک اهرم فشار در جهت تفهیم نظریات و یا اتهامات وارده بر افراد استفاده میکنند که این مورد ناقض ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد.

“ابراهیم رئیسی”, رئیس قوه قضائیه, در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۸,  با حضور در جلسه شورای عالی حقوق بشر در جمهوری اسلامی که با حضور “علی شمخانی” و “غلامحسین محسنی اژه ای” دو تن دیگر از اعضای ارشد در قوه قضائیه و شورای عالی امنیتی ملی جمهوری اسلامی برگزار شده بود از حکومت جمهوری اسلامی با عنوان حکومتی یاد کرد که در ریشه و بطن ساختاری برابری کامل با اصول حقوق بشر دارد!

همچنین علی خامنه ای, رهبر جمهوری اسلامی, به دفعات در صحبتهای خود ادعا کرده که در ایران هیچ شهروندی به صرف انتقاد مورد پیگرد قضائی و بازداشت قرار نمی گیرد که اینگونه رفتارهای قهرآمیز حقیقت ماجرا از سرکوب و گسترش فضای امنیتی در ایران را نشان می دهد و گویای این امر است که حاکمان جمهوری اسلامی اساتید بزرگ در سفسطه, مغالطه و تفسیر به رای هستند. 

برچسب هامواد مخدر در زندانهای ایرانموادمخدر در زندانهای ایرانموادمخدر شیشهمجتمع ندامتگاهی تهران بزرگمجتمع تهران بزرگمحکومیت به حبس تعزیریمسئولان امنیتیمسئولان زندان تهران بزرگنقض حقوق بشرنقض حقوق بشر در ایراننقض حقوق شهروندینقض حقوق شهروندی در ایراننافرمانی مدنی شهرونداننامهنامه سهیل عربیاخبار نقض حقوق بشر در ایراناخبار سرکوب شهروندان در ایراناعدام زندانیان در ایرانتوضیع مواد مخدر در زندانهای ایرانتیپ یک زندان فشافویهتیپ یک زندان تهران بزرگتیپ ۱ زندان تهران بزرگتیپ ۱ سالن ۱ زندان تهران بزرگتیپ ۱ سالن ۱۱تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهنران بزرگتیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگتیپ ۱ سالن ۳ زندان تهران بزرگتیپ ۱ سالن ۹ زندان تهران بزرگتیپ ۱ سالن۹ زندان تهران بزرگتیپ ۲ زندان تهران بزرگتیپ ۴ اندرزگاه ویژه زندان تهران بزرگتیپ ۴ اندرزگاه ۱ سالن ۱ زندان تهران بزرگتیپ ۴ زندان تهران بزرگتیپ ۵ زندانتیپ ۵ زندان تهران بزرگتیپ پنج زندان تهران بزرگتیپ سه زندان تهران بزرگتیپهای زندان تهران بزرگتیپ۵ زندان تهران بزرگحقوق بشر حقوق شهروندیحقوق بشر در ایرانحقوق شهروندیحقوق شهروندی در ایرانحبس تعزیریحبس تعزیری زندانیان سیاسیخودکشی در زندان تهران بزرگزندان فشافویهزندان تهران بزرگزندانی سیاسیزندانیان موادمخدر در ایرانزندانیان در ایرانزندانیان در زندان تهران بزرگزندانیان زندان تهران بزرگزندانیان سیاسیسهیل عربیسهیل عربی وبلاگ نویسسهیل عربی اینجا زندان تهران بزرگ استسهیل عربی زندانی سیاسیسرکوب زندانیان در ایرانسرکوب شهروندان در ایرانشکنجه در زندان تهران بزرگشکنجه زندانیان در ایران

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: