شنبه, تیر ۲۹, ۱۳۹۸

نگاهی به زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام در ایران

0
133

در ابتدای امر اشاره ای خواهم داشت به مفهوم واژه زندانی سیاسی و زندانی عقیدتی و بیان این نکته که به چه کسی زندانی سیاسی گفته میشود و به چه کسی زندانی عقیدتی تا بتوانیم درک بهتری از موضوع بحث داشته باشیم. زندانی سیاسی همانطور که از اسمش پیداست به فردی اطلاق میشود که بواسطه عضویت در یک گروه سیاسی و یا با دارا بودن نظریات و دیگر مشخصه هایی که به یک حزب یا یک گروه خاص تعلق دارد میباشد. به عنوان مثال افرادی که عضو سازمان مجاهدین خلق هستند و یا وابستگی و فعالیتی با این مجموعه سیاسی میکنند در صورت بازداشت به عنوان زندانی سیاسی شناخته خواهند شد. اما زندانی عقیدتی به افرادی از قبیل: دگراندیشان مذهبی, فعالان فضای مجازی, روزنامه نگاران و یا حتی فعالان مدنی و فعالان حقوق بشر نیز از جمله افرادی هستند که از آنها در صورتی که بازداشت و محبوس بشوند با عنوان زندانی عقیدتی یاد میشود. در مجموع به افرادی زندانی عقیدتی گفته میشود به بدلیل نقض ماده ۱۸  و ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر حقوق شهروندیشان نقض و این افراد محبوس گردیده اند. اما در حق و حقوق ذاتی هر دوی این افراد از حقوقی همسان و برابر با همدیگر برخوردار هستند که در اینجا من مواردی را برای شما بیان میکنم. اولین موردی که یک فرد بازداشت میشود باید به آن توجه شود این است که با استناد به ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر آن فرد باید بداند که به چه اتهامی بازداشت گردیده است که منظور همان تفهیم اتهام در زمان بازداشت میباشد که متاسفانه در ایران بیش از ۹۵ درصد افراد بدون لحاظ شدن ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر در حقوق شهروندی آنها بدون تفهیم اتهام بازداشت و بعد از مدتی بلاتکلیفی و فرافکنی و حاشیه سازی و تحمل انواع و اقسام شکنجه های روحی و جسمی تازه تفهیم اتهام میشودند. نکته دیگری که در روند پرونده یک فرد زندانی سیاسی و یا عقیدتی مورد تاکید قرار بگیرد اجازه به فرد داده شود که وکیل مورد نظر خود را در پرونده خود بجهت دفاع از حق وی در زمان محاکمه و روند دادرسی معرفی کند که متاسفانه این مورد هم در ایران در اکثر موارد در پروندهای مختلف زندانیان سیاسی و عقیدتی نقض شده است و با استناد به تبصره ماده ۴۸ در برخی از پروندها به افراد حق در اختیار داشتن وکیل داده نمی شود و یا حتی در زمانی که فرد بازداشت شده در زمان بازجوئی از فرد ضمن سر به نیست کردن فرد علاوه بر ایجاد استرس و نگرانی شدید برای خانواده فرد بازداشت شده وی را از حق انتخاب و یا در اختیار داشتن وکیل محروم میکنند. در مورد بعدی میتونم به بحث محاکمه افراد و روند دادرسی پرونده یک متهم سیاسی و یا عقیدتی اشاره ای داشته باشم در بسیاری از موارد فرد بدون اینکه از زمان و یا تاریخ محاکمه خود اطلاع داشته باشه به دادگاه اعزام و مورد محاکمه قرار میگیرد که این مورد طبیعتا تاثیر منفی بر روند دادرسی و نوع دفاع حتی خود فرد به تنهائی تاثیر منفی میگذارد. مساله بعدی مستقل نبودن قضات دادگستری و دادگاههای کیفری و انفلاب هستند که میتوان به جنس قاطع گفت همه احکام صادره از طرف آنها فرمایشی و ناعادلانه و ناقض ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مفاد میثاقهای بین المللی حقوق مدنی و سیاسی میباشد. این مواردی متذکر شدم در مجموع به روند دادرسی فرد مربوط میشود و ناقض ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد که در متن این ماده از اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید. اما مساله بعدی که بعد از محاکمه و روند دادرسی پرونده فرد متهم سیاسی و عقیدتی فرد باید مورد نظر قرار بگیرد نگهداری فرد بر طبق آئین نامه تفکیک جرائم که این به آن معنی است که در ایران در بسیاری موارد یک متهم عقیدتی و یا سیاسی و بدون رعایت اصول آئین نامه سازمان زندانها و تفکیک جرائم در بین متهمان جرائم خطرناک و یا دیگر جرائم از قبیل سرقت و یا متهمین مواد مخدر و یا متهمین مالی نگهداری می شود. که این مورد ناقض اصول و آئین نامه سازمان زندانها و تفکیک جرائم است. دیگر مورد رسیدگی درمانی و امکان دادن به فرد متهم به جهت مداوا و درمان و امکان دسترسی دادن به فرد به دارو و درمان است. در برخی موارد یک متهم سیاسی و عقیدتی به دلیل عدم توجه به خواسته های به حق خود وقتی تمام گزینه های پیش روی خود را بسته میبیند تنها راه برای وی اعتصاب غذا و مایه گذاشتن از جسم خودش و شوربختانه بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای ایران یا در حال حاضر در اعتصاب غذا هستند و یا اعتصاب غذای خود را شکسته اند. در هر صورت اعتصاب غذا بر بدن یک انسان آسیبهای جبران ناپذیری را بر بدن فرد زندانی وارد میکند و در سایه بی توجهی و محرومیتهای گسترده از مراقبتهای پزشکی افراد با بیماریهای مختلفی دست و پنجه نرم میکنند. در ایران زندانیان سیاسی و عقیدتی گمنام بسیاری هستند و دلیل گمنام ماندن این افراد دو دلیل دارد; ۱- خانوادهای این افراد از اطلاع رسانی و رسانه ای کردن مصائب و مشکلات فرد سر باز میزنند.۲- حکومت با اعمال فشارهای امنیتی سعی در پنهان نگه داشتن وضعیت فرد زندانی میکند و با اعمال فشار بر خانواده فرد زندانی «حالا اون فرد میتونه زندانی عقیدتی باشه و یا زندانی سیاسی» سعی در گمنام نگه داشتن فرد در منضر رسانه ها میکند تا از این طریق بتواند اتهاماتی واحی را بر فرد متهم تفهیم و در مرحله دوم بتواند با برگزاری دادگاههای فرمایشی در سکوت خبری رسانه ها و به راحتی بتواند احکامی فراقانونی را برای فرد صادر کند. من در این قسمت اشاره ای خواهم داشت به یکی از زندانیان سیاسی که وی در حال حاضر در زندان مسجد سلیمان محبوس و در حال سپری کردن دوران حبس تعزیری توام با تبعید خود است. چنگیز قدم خیری متولد۱۳۶۷ زندانی سیاسی کورد که در سال ۱۳۹۰ توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شده بود، پس از تحمل دو سال حبس به زندان مسجد سلیمان تبعید شد. این زندانی طی برگزاری چند جلسه محاکمه از سوی دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی بابایی به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. پس از بازداشت خانواده وی بعد از ماه ها بی خبری و نگرانی از دستگیری فرزندشان مطلع شدند. وی که در زمان بازداشت، زخمی شده بود، با وجود گذشت بیش از پنج سال از زمان بازداشت همچنان ترکش از بدنش خارج نشده است. با توجه به شرایط نامناسب جسمانی و اعمال محرومیت وی از حق درمان به دفعات دست به اعتصاب غذا زده بوده و هر بار با وعدهای بدون عمل از طرف مسئولان زندان به اعتصاب غذای خودش پایان داده. این زندانی سیاسی تبعیدی آخرین بار در تاریخ۲ اسفند ۱۳۹۷ در زندان مسجد سلیمان، در پی وخامت حال ناشی از نارسایی کلیوی به بیمارستان خارج از زندان مسجد اعزام و پس از معاینات پزشکی علیرغم نیاز به درمان تخصصی زیر نظر پزشک متخصص به زندان بازگردانده شد. این در حالی است که پزشکان بیمارستان هشدار دادند که در صورت عدم رسیدگی کافی به بیماری اسن زندانی سیاسی ظرف شش ماه آینده یعنی تا شهریور ماه ۱۳۹۸ چنگیز قدم خیری با خطرات جدی تری روبرو خواهد شد. این زندانی که از مدت‌ها قبل دچار عارضه در تنها کلیه‌اش شده است پیشتر با انتشار نامه ای سرگشاده به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران علاوه بر طرح این موضوع از بی اساس بودن اتهامات مطروحه علیه خود گفته بود تا به امروز که تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ هست هیچگونه تغییری در دسترسی وی به مرکز درمانی و یا معالجه این زندانی سیاسی از حق درمان صورت نگرفته و آقای قدم خیری از درد کلیه رنج میبرد. که درد کشیدن یک انسان از بیماری و عدم اعزام اون فرد به مرکز درمانی در عین اینکه امکانات لازم فراهم هست اما دلیل عدم اعزام دست اندازی و فرافکنی مسئولان قضائی و امنیتی قوه قضائیه میباشد مصداق بارز شکنجه است که ناقض ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد. حاکمان جمهوری اسلامی در موارد بسیاری که از وقت این جلسه تعداد آن خارج است ناقض حقوق بشر هستند و هیچگاه نمیخواهند بجای آنکه انگشت اشاره خود را در تمام زمینه ها بجای دیگر کشورها گرفتن به سمت خود بگیرند و ایرادهای بنیادین که ایجاد تغییر در آنها باعث رفع نقض حقوق بشر در ایران می شود را مرتفع کنند.

نگارش متن: فعال حقوق بشر, حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: