https://wp.me/p6xuBy-YFF
حقوق بشر در ایران ـ امروز شنبه ٢٣ خردادماه ۱۴۰۵، سیداکبر بنیهاشم، امیرعباس دکاوند، ولی مرادی، منوچهر نیکوخلق و محمد اکبرپورنیا، با اتهامات «قتل عمد» یا «قاچاق موادمخدر» اعدام شدند.
به گزارش حقوق بشر در ایران، سحرگاه شنبه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۵، سیداکبر بنیهاشم به همراه امیرعباس دکاوند، دو فرد متهم به «قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس»، در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند.
براساس این گزارش، امیرعباس دکاوند و سیداکبر بنیهاشم، پیشتر به اتهام «قتل عمد» دستگیر و پس از طی مراحل بازجویی ها، بازپرسی و تفهیم اتهام، توسط قضات شعبه دادگاه کیفری ۱ به اعدام(قصاص نفس) محکوم شده بودند.
اجرای همزمان این ۲ حکم اعدام در یک روز، بار دیگر نشان میدهد که زندان قزلحصار به یکی از مراکز اصلی اجرای احکام اعدام در ایران تبدیل شده است؛ مرکزی که طی سالهای اخیر بارها به دلیل نقض گسترده حقوق زندانیان مورد انتقاد نهادهای بینالمللی قرار گرفته است.
در خبری دیگر، سحرگاه چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه ۱۴۰۵، ولی مرادی، ۴۰ ساله، متهم به «قتل عمد» و محکوم به «قصاص نفس» در زندان شهرستان خوی از توابع استان آذربایجان غربی، اعدام شد.
یک فرد مطلع درخصوص پرونده این زندانی به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”ولی مرادی اهل خوی بود و حدود چهار سال پیش به اتهام قتل بازداشت و از سوی مراجع قضایی به قصاص نفس محکوم شده بود.”
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه یکشنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵، محمد اکبرپورنیا، متولد: ۳۳ ساله، متهم به «قاچاق موادمخدر» و محبوس در زندان مرکزی تبریز، اعدام شد.
یک فرد منبع مطلع درخصوص پرونده این زندانی به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”محمد اکبرپورنیا از سن ۱۸ سالگی به عنوان استادکار بنا کار میکرد و در ۱۹ سالگی ازدواج کرده بود و یک پسر ۱۴ ساله به نام رامین داشت. آنها بهدلیل مشکلات شدید مالی توانایی پرداخت اجارهخانه ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی و مخارج کلاسهای ورزشی و موسیقی فرزندشان را نداشتند و همسر محمد نیز بهدلیل اینکه در ۸ سالگی انگشتان دستش در چرخگوشت آسیب دیده بود، توانایی کار نداشت. پس از آنکه فرزندشان بهدلیل فقر چند روز از خانه فرار کرد، محمد برای برآورده کردن خواستههای او، بنایی را رها کرد و همراه پسرعمویش وارد کار مواد مخدر شد. او در نهایت با ۱۹ کیلوگرم شیشه و تریاک در خانه بازداشت شد؛ پسرعموی او به ۱۸ سال زندان محکوم گردید اما برای محمد حکم اعدام صادر شد.”
اجرای حکم اعدام محمد اکبرپورنیا تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در خبری دیگر، سحرگاه سه شنبه ۱۹ خرداد ماه ۱۴۰۵، منوچهر نیکوخلق، ۳۵ ساله، اهل شهرستان تربت جام و متهم به «قاچاق موادمخدر» در زندان مرکزی(وکیل آباد) مشهد، اعدام شد.
یک فرد مطلع درخصوص اعدام منوچهر نیکوخلق، به گزارشگر سازمان حقوق بشر ایران گفت:”منوچهر نیکوخلق اهل صالحآبادِ تربتجام بود. او حدود ۳سال پیش بازداشت شد و در یک پرونده مشترک همراه با اسدالله بهره به اتهام مواد مخدر از سوی دادگاه انقلاب به مجازات مرگ محکوم شده بود. حکم اعدام هر دو متهم این پرونده سحرگاه سهشنبه اجرا شد.”
اجرای حکم اعدام منوچهر نیکوخلق، تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران و یا منابع رسمی اعلام نشده است.
۱. استفاده سیاسی از اعدام برای ایجاد رعب اجتماعی
کومتهای اقتدارگرا در دورههای بحران مشروعیت، از ابزارهایی مانند اعدام برای ایجاد «هزینه روانی اعتراض» استفاده میکنند.
افزایش اعدامها در سالهای اخیر، همزمان با اعتراضات سراسری، این فرضیه را تقویت میکند.
۲. نبود شفافیت و نظارت قضایی
در بسیاری از پروندهها:
• وکیل مستقل حضور ندارد
• اعترافات تحت فشار گرفته میشود
• روند دادرسی کوتاه و غیرعلنی است
• خانوادهها تا لحظه آخر از اجرای حکم بیخبر میمانند
این ساختار، امکان سوءاستفاده سیستماتیک را فراهم میکند.
۳. بحران ساختاری در قوانین مواد مخدر
ایران همچنان یکی از معدود کشورهایی است که برای جرایم غیرخشونتآمیز مواد مخدر حکم اعدام صادر میکند.
بر اساس دادههای دفتر مقابله با مواد مخدر سازمان ملل، این سیاست نه تنها بازدارنده نیست، بلکه به چرخه خشونت و فساد در دستگاههای امنیتی و قضایی دامن میزند.
پیامدهای اجتماعی و روانی اعدامهای گسترده
فرسایش اعتماد عمومی
وقتی احکام مرگ در سکوت و بدون شفافیت اجرا میشود، جامعه احساس میکند که قانون نه ابزار عدالت، بلکه ابزار انتقام و کنترل است.
افزایش خشونت ساختاری
جامعهای که در آن دولت بهطور منظم از خشونت مرگبار استفاده میکند، بهتدریج دچار عادیسازی خشونت میشود؛ پدیدهای که پیامدهای بلندمدت بر سلامت روان جمعی دارد.
تشدید مهاجرت نخبگان
بازداشت استادان دانشگاه و هنرمندان، همراه با اعدامهای گسترده، پیام روشنی به نسل جوان میدهد:
امنیت شغلی، فکری و اجتماعی وجود ندارد.
این پیام، موج مهاجرت را تشدید میکند.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

