•                  
دوشنبه , ۲۳ تیر , ۱۳۹۹
دوشنبه, جولای 13

دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ

0
380

حقوق بشر در ایران – امروز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸, سهیل عربی, زندانی سیاسی که اخیرا از اندرزگاه ۸ زندان اوین به تیپ ۵ زندان تهران بزرگ منتقل شد با انتشار دلنوشته ای به شرح مشکلات و وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در این زندان که در جریان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری توسط ماموران امنیت بازداشت شده و با پرونده سازی و بازجوئی و اتهامات واحی به احکام حبس محکوم شدند پرداخته است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸, زندانیان سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان اوین که بیشتر آنها از جمله بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری هستند از قشر طبقه کارگر و ضعیف جامعه هستند که در پی این تجمعات با اتهاماتی واحی و بدور از واقعیت در سایه پرونده سازی ارگانهای امنیتی مثل وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند. وسعت سرکوب گسترده شهروندان از نوع برخورد ارگانهای امنیتی گرفته تا مراحل بازجوئی و رسیدگی های پزشکی به شهروندان و حتی روند دادرسی بر پرونده این شهروندان بازداشت شده در جریان تجمعات آبان ماه سالجاری جملگی از جمله مصادیقی است که سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ آنها را به رشته تحریر در آورده است. 

در بخشی از دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ که به شرح وضعیت این افراد پرداخته وضعیت زندانیان محبوس در تیپ ۵ این زندان پرداخته این زندانی سیاسی می گوید: “چند روز قبل از تبعید بازجوی ۲۰۹ گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان « نماینده های دادستان » نیز سربسته گفت اینها خیلی از افرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود”.

متن دلنوشته سهیل عربی که جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته در ادامه می آید: 

“هر آنکس عاشق است از جان نترسد…
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا
اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای هم بندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از بند۲الف، ۲۰۹، الف ۱ و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم. میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از ۵ سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد. پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتها من دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت. چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت (بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید) بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریک ‌شدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم. ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، می‌خواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد. می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود.
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟ بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن…
میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد. بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید و پوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد. ما می‌خواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد. 

چند روز قبل از تبعید من به تیپ 5 زندان تهران بزرگ, بازجوی وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ به من گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان « نماینده های دادستان » نیز سربسته گفت اینها خیلی از افرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود. اما نظر من این است که بازجوهای ۲۰۹ پاپیون را زیاد جدی گرفته اند. « فیلم پاپیون »، زندان جای بدی است و جابه جایی، انتقال و تبعید اتفاق های بدتری است. اینها شکنجه و عذاب را برای زندانی شدیدتر می کنند، تا اینجا درست، حتی دقیق و حساس تر اینکه یک تماس تلفنی، خبری خوب یا بد لبخند یا اخم مراقب، افسر نگهبان، وکیل بند و جزئی ترین چیزها با افراد و آنچه از نظر افراد نا آشنا به دنیای زندانیان، حاشیه یا بی اهمیت تر در زندگی ما تاثیرگذار و بسیار مهم است. ولی اهم مساله و مهمترین مساله این است که زندان اگرچه بد و تخریب گر است اما بدترین جا نیست.

دستکم برای یک مبارز بدترین جا نیست، زندان نه تنها توان تخریب مبارز را ندارد بلکه او را محکم تر و مصمم تر از پیش می سازد. و آنارشیست نه تنها ظلم و فساد را ریشه کن می کند بلکه مرزها و حصارها را نابود می کند. بنابراین بازنده قدرتها هستند و ابزار شکنجه ای که بر علیه ما از آنها استفاده می کنند تبدیل به ابزار سرنگونی خود آنها می شود. آنها مرا به قصد تنبیه به اینجا تبعید کردند و نمی‌دانستند آرزوی من بودن کنار این جوانهای آزادی خواه و انتقال تجربه هایم به آنها بود. از عدو ممنونم که شد سبب خیر…”. 


زنده باد مقاومت
سهیل عربی/  زندان تهران بزرگ/ بهمن ماه ۱۳۹۸

در توضیحاتی پیرامون نویسنده این دلنوشته لازم به توضیح است؛ سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۹۸,  بدون هماهنگی قبلی و با فریب انتقال وی از اندرزگاه ۸ به اندرزگاه ۴ زندان اوین از این زندان به زندان تهران بزرگ منتقل شد. انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ در حالی صورت گرفت وی اخیرا جهت شرکت در جلسه بازپرسی به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود و این زندانی سیاسی از حضور در این جلسه امتناع کرده بود. 

در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸, “سهیل عربی”, پس از انتقال با چشم بند, دستبند و پابند به بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین از بابت ۲ اتهام جدید “توهین به رهبری” و “اجتماع و تبانی از طریق تحریک زندانیان سیاسی به اعتصاب غذا” تحت بازجوئی توام با تهدید قرار گرفته بود. 

سهیل عربی علاوه بر حکمی که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران برای او به اتهام سب النبی صادر کرده است، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به اتهام توهین به رییس وقت دانشگاه علامه طباطبایی، آیت‌الله احمد جنتی و غلامعلی حدادعادل از طریق نوشته‌هایش در فیسبوک در شعبه ۱۰ دادگاه ویژۀ کارکنان دولت به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد. او همچنین در شهریورماه ۱۳۹۳ به اتهام “توهین به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی” و “تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به فاصله کوتاهی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
این زندانی عقیدتی در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۱۶۶ دادگاه کیفری تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تخریب عمدی اموال دولتی به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عین حکم صادره در دادگاه بدوی تائید و به این زندانی سیاسی ابلاغ گردید. 

این عکاس و شهروند خبرنگار زندانی، در آبان ماه ۱۳۹۶ برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ گزارشگران بدون مرز شده بود. 

زندانیان سیاسی  در زندانهای ایران با کلکسیونی از موارد گسترده نقض حقوق بشر دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو محرومیت آنها از حق دادرسی عادلانه که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تاکید شده است و از سوی دیگر بیماریها و آسیب های جسمی گوناگون که میتوان گفت اکثر این افراد این بیماریها را از زمانی که در زندان محبوس گردیده اند به آن مبتلا شده اند و از سوی دیگر پرونده سازی های پی در پی برای آنها از جمله مواردی است که مستند و مشهود است.  اما مسئولان قضائی و امنیتی در زندانهای ایران از این مسئله بعنوان یک اهرم فشار در جهت تفهیم نظریات و یا اتهامات وارده بر افراد استفاده میکنند که این مورد ناقض ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد.

“ابراهیم رئیسی”, رئیس قوه قضائیه, در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۸,  با حضور در جلسه شورای عالی حقوق بشر در جمهوری اسلامی که با حضور “علی شمخانی” و “غلامحسین محسنی اژه ای” دو تن دیگر از اعضای ارشد در قوه قضائیه و شورای عالی امنیتی ملی جمهوری اسلامی برگزار شده بود از حکومت جمهوری اسلامی با عنوان حکومتی یاد کرد که در ریشه و بطن ساختاری برابری کامل با اصول حقوق بشر دارد!

همچنین علی خامنه ای, رهبر جمهوری اسلامی, به دفعات در صحبتهای خود ادعا کرده که در ایران هیچ شهروندی به صرف انتقاد مورد پیگرد قضائی و بازداشت قرار نمی گیرد که اینگونه رفتارهای قهرآمیز حقیقت ماجرا از سرکوب و گسترش فضای امنیتی در ایران را نشان می دهد و گویای این امر است که حاکمان جمهوری اسلامی اساتید بزرگ در سفسطه, مغالطه و تفسیر به رای هستند. 

برچسب هامیثم خاکینقض حقوق بشر در ایراننامهآبان 1398آبان ماه 1398آبان ماه ۱۳۹۸آبان ماه سال ۱۳۹۸آبان ماه۱۳۹۸آبان ۱۳۹۸آبانماه ۱۳۹۸آبانماه سالآبانماه۱۳۹۸آبان۱۳۹۸اندرزگاه ۸ اویناندرزگاه ۸ زندان اویناتهاماعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸بازداشت شهروندانبازداشت شدگان آبان ماه سال ۱۳۹۸بازداشت شدگان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸تیپ ۵ زندان تهران بزرگتجمعات اعتراضیتظاهرات گرانی بنزینتظاهرات آبان مان ۱۳۹۸تظاهرات آبان ماه ۱۳۹۸ در ایرانتظاهرات آبان ماه سال ۱۳۹۸تظاهرات اعتراض آمیزتظاهرات اعتراضیتظاهرات اعتراضی آبان ماهتظاهرات اعتراضی آبان ماه ۱۳۹۸تظاهرات اعتراضی آبان ماه سال ۱۳۹۸تظاهرات اعتراضی آبان ۱۳۹۸تظاهرات اعتراضی به گرانی بنزینتظاهرات اعتراضی در ایرانتظاهرات اعتراضی شهروندان در ایرانتظاهرات به افزایش قیمت بنزینتظاهرات در اعتراض به گرانی بنزینحقوق شهروندی در ایرانحبس تعزیریدلنوشتهدلنوشته زندانیان سیاسیدلنوشته سهیل عربیزندان اوینزندان تهران بزرگزندان تهران بزرگ تیپ ۵زندانی سیاسیزندانیان سیاسیزندانیان سیاسی در ایرانسرکوب آزادی بیان و عقیده در ایرانسرکوب شهروندان در ایران

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: