https://wp.me/p6xuBy-YHU
حقوق بشر در ایران ـ امروز شنبه ٢٣ خردادماه ۱۴۰۵، عارفه بیگی، از جان باختگان اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ است.
به گزارش حقوق بشر در ایران، در ساعات پایانی پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، عارفه بیگی، ۲۰ ساله، ساکن زرین دشت از توابع استان اصفهان، بر اثراصابت گلوله شلیک شده از سوی نیروهای امنیتی، جان خود را از دست داد.
مرگ در دو شلیک: بازسازی لحظهای که زندگی عارفه بیگی پایان یافت
عارفه بیگی، ۲۰ ساله، در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار گرفت.
طبق گزارشهای میدانی و شهادت منابع حقوق بشری، نخست گلولهای به پهلوی او شلیک شد. او هنوز زنده بود. اما شلیک دوم، گلولهای به سر، پایان زندگیاش را رقم زد.
این الگوی تیراندازی، مطابق تحلیلهای صورت گرفته توسط نهادهای بین اللمللی حقوق بشر از قبیل سازمان عفو بین الملل، نشانه قصد آشکار برای کشتن است؛ زیرا شلیک به سر و نقاط حیاتی بدن، در استانداردهای بینالمللی، مصادیق استفاده مرگبار و غیرقانونی از قوه قهریه محسوب میشود.
«حق تیر»؛ سازوکار مالیسازی سرکوب
خانواده عارفه بیگی اعلام کردهاند که برای تحویل پیکر دخترشان مجبور به پرداخت ۷۵۰ میلیون تومان شدهاند؛ مبلغی که نیروهای امنیتی آن را «حق تیر» نامیدهاند.
«پرداخت پول برای تحویل پیکر، تبدیل مرگ شهروند به منبع درآمد امنیتی است.»
این پدیده در سالهای اخیر بارها گزارش شده و نشان میدهد که سرکوب نهتنها سیاسی، بلکه اقتصادیسازی شده است؛ بهگونهای که خانوادهها برای سوگواری نیز باید هزینه بپردازند.
تدفین در سپیدهدم؛ کنترل امنیتی حتی بر خاکسپاری
پیکر عارفه بیگی، ساعت ۶ صبح ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴، تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.
این الگو دفن در ساعات غیرمعمول، حضور نیروهای امنیتی، و جلوگیری از تجمع در دهها مورد مشابه نیز ثبت شده است.
«حکومت حتی از جان باختن معترضان نیز هراس دارد.»
چرا این قتل، مصداق «حمله سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی» است؟ ویژگیهای زیر این قتل را در چارچوب حمله گسترده و سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی قرار میدهد:
• استفاده از سلاح جنگی علیه معترضان غیرمسلح
• شلیک به نقاط مرگبار بدن
• ممانعت از تحویل پیکر بدون پرداخت پول
• دفن اجباری تحت کنترل امنیتی
• تکرار این الگو در دهها شهر و صدها پرونده مشابه
این عناصر، مطابق معیارهای حقوق بینالملل، میتواند در دسته جنایت علیه بشریت قرار گیرد.
با آمار دادههای ثبتشده توسط نهادهای مستقل نشان میدهد:
• در اعتراضات ۱۴۰۴، بیش از ۷۰٪ کشتهشدگان با شلیک به سر، گردن یا سینه جان باختهاند.
• در بیش از ۳۰ مورد مستند، خانوادهها مجبور به پرداخت «حق تیر» یا «هزینه گلوله» شدهاند.
• در بیش از ۵۰٪ موارد، دفن تحت نظارت امنیتی و در ساعات غیرمعمول انجام شده است.
«مرگ عارفه بیگی یک استثنا نبود؛ بخشی از یک الگوی آماری و سیستماتیک است.»
از یک نام تا یک نشانه عارفه بیگی اکنون تنها یک قربانی نیست؛ او به نمادی از خشونت حکومتی علیه نسل جوان تبدیل شده است نسلی که در خیابانها حضور دارد، بیسلاح، اما با خواست تغییر و حکومتی که پاسخ این خواست را با گلوله، تهدید، و مطالبه پول برای تحویل پیکر میدهد.
مرگ عارفه بیگی، در کنار دهها مورد مشابه، نشان میدهد که سرکوب در جمهوری اسلامی نه واکنشی لحظهای، بلکه سیاستی ساختاری، برنامهریزیشده و اقتصادیشده است.
از شلیک مستقیم تا دفن اجباری، از مطالبه «حق تیر» تا کنترل مراسم سوگواری همه نشانههایی از یک سیستم سرکوب تمامعیار هستند.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

