https://wp.me/p6xuBy-7im
بتکلیا همچنین مدعی شده است ما به عنوان مسیحیانی که در ایران زندگی میکنیم نه تنها هیچ محدودیتی نداریم بلکه همواره از سوی مردم و دولت ایران مورد احترام بودهایم و دولت ایران به هیچ فردی حق تعرض به ارزشهای ما را نداده است در حالی که ما میبینم در برخی کشورهای غربی، رهبران اقلیتهای دینی توسط تندروها مورد تعرض قرار میگیرند و کسی مدافع حقوق آنها نیست. بتکلیا درحالی از آمریکاییها و به طور کل غربیها خواسته ایران را الگوی خود در رعایت حقوق اقلیتهای دینی قرار دهند که فرزندانش و بسیاری از اقوامش خارج از ایران، در آمریکا و اروپا زندگی میکنند!
سفرهای “بتکلیا” به کالیفرنیا برای دیدار با فرزندانش موضوعی نیست که قابل کتمان کردن باشد و باید از او پرسید اگر وضعیت جمهوری اسلامی تا این حد خوب است و آمریکا به حقوق اقلیتهای دینی احترام نمیگذارد، چرا فرزندانش را به ایران باز نمیگرداند که زیر سایه آزادیهای اقلیتهای دینی که حکومت برقرار کرده زندگی کنند؟
“بتکلیا” مدعی رعایت حقوق اقلیتها در جمهوری اسلامی است، اما باید از او پرسید آیا دخترانش میتوانند در فضای عمومی به آن آسانی که در کنار سواحل و استخرهای مختلط خارج از کشور بدون حجاب کنار هم عکس میگیرند، در ایران هم چنین کاری کنند؟
گرچه به طور کل مسوولان جمهوری اسلامی عادت دارند که چشمشان را به روی واقعیت ببندند و بر اساس منافع فقط حرّافی کنند. حداد عادل، نماینده پیشین مجلس هم گرفتار همین نقش بازی کردنهاست و فرزند او هم در آمریکا زندگی میکند و خودش هم به لندن رفت و آمد دارد.
اینکه فرزندان آقای “بتکلیا” در خارج از کشور زندگی میکنند و یا خود او به عنوان پدر در هرکجای دنیا به آنان سرمیزند هیچ اشکالی ندارد، اما اینکه او و بسیاری دیگر از مقامات جمهوری اسلامی بر اساس منافع حرف و عملشان یکی نیست ناشی از بیصداقتی با شهروندان است.
گفتنی است چنین رفتاری را در هفتههای اخیر از سوی خیلی از آنهایی که به نوعی به اصول نظام پایبند هستند دیدیم. آزاده نامداری مجری تلویزیون که خود را داعیه دار چادر مشکی میدانست و همواره به حجاب تاکید داشت در سوئیس آن افتضاح را به بار آورد و بیحجاب در حال آبجو خوری بود. یا مداحانی که به جرم جاسوسی دستگیر شدند. اینها تنها بخش اندکی از دوگانگیها و تضادهایی است که در حکومت جمهوری اسلامی دیده میشود.
زندگی با حجاب اجباری برای میلیونها نفر از زنان ایران سخت است، اما فرزندان این نماینده در شرایطی کاملن آزاد حق انتخاب پوشش خود را دارند، که در ایران غیرممکن است. شاید رفتار او مصداق بارزی از مدعیانی است که چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند.
آن روی سکه اینکه سابقه نشان داده جمهوری اسلامی دست روی مدیران و مسوولان دو تابعیتی میگذارد و به اتهام جاسوسی یا ارتباط آنها با دولتهای بیگانه، یا پست و مقامهای آنان را میگیرد و یا ابزاری برای از دور خارج کردن رقبای جناحی است.
روشن نیست آیا این نماینده مجلس به واسطه فرزندان خود یا به طور مستقل تابعیت کشور دیگری را هم دارد یا خیر، یا شاید هم بنا به دلایل خاص و منافع نظام، اسم او از قلم افتاده است؟
شایان ذکر است مرتضی آقاتهرانی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و عضو جبهه پایداری از جمله نمایندگانی بود که به شدت علیه آمریکا و غرب در ظاهر به نفع اسلام و مسلمین موضعگیری میکرد، اما افشا شد که گرین کارت آمریکا را دارد . به هر حال جای سوال است چرا هیچ نمایندهای به اندازه “بتکلیا” حتی آن دسته نمایندگان متعصب مسلمان که عضو کمیسیونهای ولایی و فرهنگی هستند به اندازهی نماینده آشوریان سنگ اسلام را به سینه نمیزنند؟ چرا در شرایطی که حتی دولت و حسن روحانی به عنوان یک آخوند از تبعیض علیه اقلیتهای دینی انتقاد میکند و همواره دستکم در شعار تاکید میکند که باید تبعیض علیه آنها در ایران برداشته شود به آنها را در میان مدیریت کشور به کار بست، اما “بتکلیا” تا این حد زیادهروی میکند که غربیها باید از ایران در مورد برخورد با اقلیتها الگو بگیرند؟
چرا نماینده آشوریان مجلس در مورد مهاجرت هزاران تن از قومش (آشوریان) از ایران سکوت کرده و در طول ماه بارها و بارها سعی میکند وانمود کند که ایران بهشت اقلیتهاست؟
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
