https://wp.me/p6xuBy-4YT
اما علیرغم همهی ابهامها در مصادیق، باب مجازات اعدام به بهانهی توهین به مقدسات برای همیشه باید بسته شود؛ این قدر متیقّنِ مراعات حقوق بشر است که جان آدمی نباید قربانی این مفاهیم و ابهامها شود.
این ابهام حتی در متونی که مستند اعدامهاست نیز وجود دارد؛ مثلاً هیچ مجازاتی در قرآن برای توهینکننده به خدا و پیامبر وجود ندارد و اندک روایاتی که برای اعدام توهینکننده به آنها استناد میشود، در طبقهبندی احادیث صحیح قرار نمیگیرد. ادعای اجماع فقیهان شیعه و سنی بر اعدام ادعایی غلط است و این ادعا در هر دو طائفه، مخالفان برجستهای دارد.
در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز انبوهی از قیدهای کشدار وجود دارد؛ در مادهی ۲۶۳ آمده هرگاه متهم به سب (توهین) ادعاء نماید که اظهارات وی از روی اکراه، غفلت، سهو یا در حالت مستی یا غضب یا سبق لسان [عادت به فحاشی] یا بدون توجه به معانی کلمات و یا نقل قول از دیگری بوده است، سبالنبی محسوب نمیشود.
همهی این نکات نشان میدهد که نه مرزهای نقد و توهین شفاف است، نه میتوان حقوق بشر را در برابر نفرت پراکنی “قومی و نژادی و مذهبی” نادیده گرفت و نه میتوان تسلیم توسعهی مقدسات شد.
اگر در هر نقطه از این مسئلهی پیچیده تردید وجود داشته باشد، یک نکته اما باید به امری گفتگو ناپذیر تبدیل شود و از محدودهی دعوا کنار رود و آن “جان انسان” است. اگر بر سر هر حقی از بشر بتوان تامل و دعوا کرد “حق حیات” باید فراتر از دعوا میان حقوق و حقیقت و بالاتر از قوانین و تشخیصها و مصداقها بنشیند.
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
