https://wp.me/p6xuBy-5CR
کدیور همچنین در این خصوص به مستندات تاریخی نیز اشاره کرده است. از جمله اینکه برخلاف باور غالب، هیچکس به صرف ارتداد به دستور پیامبر، امام علی و ائمه به قتل محکوم نشده است، بلکه دستور قتل افراد به خاطر ارتکاب جرایمی هم چون قتل، جاسوسی و یا شرکت در جنگ علیه پیامبر و مسلمانان بوده است. کدیور با مطالعهی بستر تاریخی آن زمان به این نتیجه میرسد که در حقیقت، ارتداد در زمان پیامبر امری سیاسی و از باب مقابله به مثل با جنگجویان غیرمسلمان بوده است و نه امری عقیدتی.
کدیور در بخش دوم کتاب خود، به بیان آزادی بیان در اسلام و حدود آن میپردازد. کدیور در این مبحث با استناد به “موازین قرآن و سنتِ پیامبر و اهل بیت” و تشریح حدود آزادی بیان در موازین بین المللی (محدودیت آزادی بیان آنجا که موجب نقض حقوق و حیثیت دیگران و یا نقض امنیت ملی یا نظم و سلامت و اخلاق عمومی جامعه میشود، و همچنین ممنوعیت هرگونه تبلیغ برای جنگ و یا هرگونه نفرتپراکنی ملی، نژادی، مذهبی و غیره) به همخوانی آزادی بیان در اسلام و حقوق بشر اشاره میکند. کدیور توهین (و نه البته نقد و اعتراضات علمی) به پیامبر اسلام (و همچنین پیامبران سایر ادیان) را به منزلهی “نفرتپراکنی مذهبی” دانسته و اعمال محدودیت بر آن را برای ایجاد دنیایی سالم و مبتی بر احترام لازم میداند و نتیجهی “عدم مرزیندی بین انتقاد و اهانت از یک سو” و “تحقیر و تمسخر باورهای دینی از سوی دینناباوران ستیزهجو” را باعث برخوردهای افراطی خشن از سوی باورمندان سنتی ادیان میداند و البته بر این تاکید دارد که این محدودیت باید متناسب باشد (نه مجازات سنگین) و تنها از طریق دادگاه صالح و در حضور هیات منصفه تعیین شود. هر چند کدیور بر این مسئله اذعان دار که مرزبندی بین توهین و نقد، همیشه آسان نبوده و به شرایط زمانی و مکانی و رشدیافتگی فرهنگی بستگی دارد اما به طور خاص از معیاری در این زمینه سخن نگفته است. یکی از معیارهایی که در این خصوص -برای تمایز بین توهین از نقد- در حقوق بشر ارائه شده است، نحوهی بیان یک مطلب است نه محتوای آن. مطابق این معیار نقدهایی که به شیوههای توهینآمیز چه در مورد احکام اسلامی و چه در مورد شخصیت پیامبر و سایر ائمه انجام میگیرد، از منظر حقوق بشر پذیرفته نیست و البته طبق همان معیار نیز نقدها یا سوالاتی که به صورت غیر توهینآمیز در مورد برخی از احکام اسلامی (مانند قصاص) و یا زندگی پیامبران مطرح میشود باید تحت عنوان آزادی بیان پذیرفته شود هر چند که به مذاق برخی خوش نیاید و جز مقدسات مذهبی برخی از افراد جامعه باشد. به نظر میرسد به کارگیری این معیار از آن جهت که باب قضاوتهای شخصی را بسته مفیدتر از سایر معیارها باشد و بتواند به عنوان معیاری برای تمرین آزادی بیان در جامعه در نظر گرفته شود.
کدیور در این کتاب به دیگر اشکال منقاشهبرانگیز آزادی مذهب و یبان در اسلام -به عنوان مثال حق آزادی تبلیغ بهاییان در جامعهی مسلمان، اشارهای نمیکند. هر چند به نظر میرسد با توجه به استدلال کلی نویسنده مبنی بر مطابقت آزادی بیان و مذهب در اسلام و حقوق بشر، این مسئله نیز به همان صورت که در حقوق بشر عنوان شده است، باشد (یعنی اصل بر آزادی تبلیغ دین است مگر در صورتی که با نفرتپراکنی همراه باشد)؛ اما به هر حال با توجه به اینکه برخی از محدودیتهایی که از سوی حکومت بر بهاییان اعمال میگردد با عنوان تبلیغ دین انجام میگیرد، جا دارد که این مسئله به طور ویژه توسط روشنفکران دینی مورد بررسی قرار گیرد.
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
