https://wp.me/p6xuBy-aNF
فاجعهای تلخ دارد. یکی چون استاد کاووس سید امامی به سلامت به سلول پا نهاد و از سلول به گور شد و سر به سلامت نبرد و نخبهای ایرانی، ناامید ترک وطن کرد. تلختر آنکه سند “جاسوسی” مرحوم امامی، خصوصیترین عکسهای زندگیش بود که صدا و سیمای حکومتی از نمایش تن برهنه مرحوم نیز فرو گذار نکرد.
اما ۱۳ انسان و فعال مدنی محیط زیست در شرایطی قرار دارند که خانوادهها حتی به شنیدن صدایشان و وکلا حتی به نشستن انگشت سبابه شان پای وکالتنامه راضیاند اما دریغ …
الف- شکنجه سلول انفرادی، هنوز در بندهای امنیت جان و سلامت انسان ها را تهدید میکند. سلول انفرادی، غیرقانونی و مصداق بارز شکنجه و ابزاری برای اعتراف گیری است. این در حالی است که رأی وحدت رویه دیوان، سلول را غیرقانونی و مصداق شکنجه و فشار مضاعف به زندانی دانسته و قانون اساسی شکنجه را ممنوع اعلام کرده است. اما نه قانونگذاران، نه نظارت کنندگان، و نه سوگند یادکنندگان به حفظ قانون، اعتنایی بهآان نمیکنند.
ب- اتهام فعالان محیط زیست “جاسوسی” عنوان شده است. سازمان امنیتی- نظامی و قوه قضاییه، نیک یقین دارند که افکار عمومی اتهام “جاسوسی” فعالان شناخته شده محیط زیست را باور نخواهند کرد و حتی سازمان رسمی اطلاعات حکومت این اتهام را رد کرده است.
داستان چیست؟
هدف ایجاد تصویر و باور هولناک و مأیوس کنندهای در جامعه است که افراد جامعه دریابند هیچ نوع فعالیتی حتی مسالمتآمیز و مدنی، و هیچ صدایی حتی غیراعتراضی، در هیچ زمینهای حتی محیط زیست، تحمل نمیشود. سالهاست فعالان مدنی با اتهامات بی اساس و واهی به حبس در سلول های انفرادی کشیده میشوند و نزد دستگاه قضا واقعی بودن اتهامات و باورپذیری جامعه، فاقد هر گونه اهمیتی بوده و اعتراف زیر شکنجه و فشارهای سلول انفرادی، سند کافی و محکمی علیه زندانی در دادگاهها شده است.
یقین آنچه موجب فروپاشی جامعه ایران و آسیبهای ناشی از آن خواهد شد نه قدرتها و دولتهای خارجی که در وهله نخست استبداد حکومت و سرکوب جامعه مدنی و ناامید کردن مردم از بهرهگیری از شیوههای مسالمتآمیز و مسدود کردن راه هر نوع مشارکتجویی مسئولانه مردم خواهد بود.
این یک واقعیت است که در این مقطع تاریخی، مردم ایران علی رغم تمام مشکلات و سرکوبهای حکومت هنوز در فاز حرکتهای مدنی و مسالمتآمیز تقلا میکنند و سخت نیازمند حمایت و همدلی هستند. اما تضمین کارآمدی دلیل و برهان جهت تداوم آن، در مقابل عمل سرکوبگرانه حکومت، جای تردید دارد.
چه باید کرد؟
توقف شکنجه و سلولهای انفرادی و مکانیزم و سیستم اعترافگیری و بالاخره دادرسیها و محاکمات غیر عادلانه و فرمایشی، امری لازم و نیازمند اقدامی پیشگیرانه و قاطع بوده و جامعه مدنی و فعالان این عرصه نیاز به پشتیبانی و قدرتیابی و تحرک دارند. همه موظفیم، زن و مرد، فعالان مدنی، نمایندگان مجلس، دولت، رسانهها و نهادهای بینالمللی حقوق بشری موظفیم تا مسئولانه و انسان دوستانه و شجاعانه در مقابل سرکوب جامعه مدنی بایستیم و در این روزها، برای رهایی فعالان محیط زیست از سلولهای انفرادی و برخورداریشان از دادرسی عادلانه تلاش کنیم.
این تلاش علاوه بر تلاش انساندوستانه، وظیفه تمام کسانی است که سالهاست جامعه را به فعالیت مدنی و مسالمتآمیز تشویق و ترغیب کردهاند و حداقل مسئولیتپذیریشان حمایت قانونی و بشر دوستانه از فعالان این عرصه است.
نرگس محمدی؛ زندان اوین
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
