https://wp.me/p6xuBy-85s
اجرایی شدن این تصمیم خودسرانه مردانی پیش از آن که نشان از کینهجوییوی باشد نمایانگر روح اوج بیقانونی در این کشور بی در و پیکر است.کشوری که اگر دادستانی و قوه قضائیه آن دارای صلاحیت میبودند،یقیناًمیبایست در برابر این حجم وحشیگری پاسخگو میبودند.
اینجا هر که زورش بیشتر است، هرگونه که امیالش طلب کند میتازد و آنان که شعور اعتراض بر این توحش را دارند قربانی میشوند.
همهی اینها در روزها و ساعاتی رخ داده که روحانی در برابر فلاش دوربینهایی از کشورهای مختلف به ما پوزخند حواله میکرد.
به راستی مسئولیت جان سعید به عهده کیست؟
قدرتهایی که با سکوت یا لبخندهایشان اعتبار میدهند به این خشونت عریان؟ یا سازمان زندانها؟ که با قرار دادن امثال مردانی در مقام و جایگاهی اینچنین، به آنها مجوز میدهد با جان آدمی بازی کنند و پاسخگو هم نباشند. یا قوه قضائیه و دادستانی؟ که طی این سالیان به کررات عدم استقلالشان اثبات شده است. یا ارگانهای بازداشت کننده و بازجویان که فرمانروایان اینگونه تاختوتازها هستند؟
سازمانها و نهادهای حقوق بشری دنیا بدانند حال رفقا و عزیزان ما در دستانی ست که بر گریبانشان دست انداختهاند.
سعید شیرزاد همچنان به خواستهی خود در اعتراض به عمل وحشیانه مسئولین زندان در اعتصاب غذا میباشد.
جان سعید در خطر است و سکوت ما این خطر را دو چندان میکند.
گلرخ ابراهیمی ایرایی
۲مهر۹۶
بند زنان زندان اوین»
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
