https://wp.me/p6xuBy-9H3
در چنین روزهایی که مرز دروغین بین دو گروه اصولگرا و اصلاحطلب در باور مردم از میان برداشته شد و نیرنگهای مکارانه بیتدبیران بیاثر گشت، در این روزهای پرالتهاب که آمار فقر و بیکاری و فاصله فاحش طبقاتی پیش از نیمی از جمعیت کشور را زیر چرخهای عبوس تورم له میکند، در این روزها که شاهد هستیم تعطیلی بیش از بیش کارخانهها و کارگاهها و افزایش آمار بیکاران را و تعویق بعضاً چندماهه در پرداخت حقوق کارگران و ناپدید شدن وجوه مردم در مؤسساتی که قرار بود امانتدار باشند، در این بیدادگاه خرد شدن قشر فرودست و کم در آمدجامعه در شرایطی که اصناف و اتحادیهها مجاز به اعتراض و پیگیری مطالباتشاننیستند و در صورت لب به اعتراض گشودن به صلابه کشیده میشوند،
در این روزها که آمار کشتار حکومتی (اعدام) سر به فلک گذاشته و هر مخالفی (از کرد و لر و بلوچ و ترک و عرب تا فعالیت سیاسی و حقوق بشری و آزادی خواهان و معترضین اصناف کارگری و رانندگان و دانشجویان و معلمان و اقلیتهای مذهبی و…) را با زدن برچسبی در ماشین کشتار حاکمیت به قتل میرسانند، حال که زیر پرچم دیانت بساط ارتجاع را گشودهاند و به هر بهانهای با سوءاستفاده از ارزشهای دینی و سنتی جامعه قصد تحریک افکار را دارند، برم است که این بساط ظلم و تزویر را برچینیم و با پیگیری خواستههای بر حقمان که سالهاستاز آن محروم ماندهایم در برایر استبداد و خفقان حاکم بایستیم. مقصر اصلی رسیدن به این شرایط بحرانی نه تماماً فرمانروایان و حاکمان که فرمانبرداران و ستم کشان نیز هستند. باید درد را بشناسیم تا درمان میسر شود.
تا وقتی در لباس مظلوم در برابر ظلم و استبداد سر خم کنیم یقیناً ظالمانه با تازیانهای در دست به پیش می راننمان و تغییری ایجاد نخواهد شد.
آنان که با شعار پوچ حمایت از مستضعفان و با فریب رایگان نمودن نیازهای اولیه جامعه و هزار خدعه و دسیسه به کشورمان حمله کرده بودند، آنگاه که بر مسند قدرت تکیه زدند جز بیداد نکردند و جز سرکوب هیچ در کارنامه ندارند.
از یاد نبردهایم عملکرد سران دو جریان حکومتی و همصدای –اصولگرا و اصلاح طلب-و سفرهنشینانشان را. چه آنان که وقیحانه ایستادند بر جنایاتشان و پافشاری کردند و چه اینان که مکارانه و ذلیلانه و بزدلانه نقاب تزویر و ریا پنهان شدند از سال ۶٠تا امروز که دوباره همصدا فرمان سرکوب و آتش گشودن بر مردم را صادر میکنند.
بساط عیش و سجاده سالوسیشان برچیده خواهد شد اگر آگاهانه پای در مسیر بگذاریم و اگر واقعبینانه باور کنیم ره دراز است و پرهزینه و حریف قدر. بیشک هر دست آوردی هزینهای خواهد داشت. اگر به آزادی از بند استبداد میاندیشیم، اگر میخواهیم گدای حق خود در خاک میهن و بر سفرهٔ خود نباشیم باید هزینههایاین مسیر صعبالعبور را (که به تجربه میدانیم حبس و شکنجه و آماج گلوله قرار گرفتن و محارب شناخته شدن را در بر میگیرد) هوشیارانه بسنجیم و هراسی از سختیهای راه نداشته باشیم.
باور کنیم هر ترسی ریختنی ست، هر خواستهای دستیافتنی ست و هر دیوار ظلم و جوری در هم شکستنی ست.
نیاز امروزمان سازماندهی اعتراضات و همصدا شدن گروههای معترض و اندیشههای مختلف و تشکلها و اصناف نه زیر یک پرچم که به سمت یک هدف مشترک میباشد که باید به بهترین شکل انجام گیرد. اگر نه پراکنده شدن اجتنابناپذیر است و خطر به مصادره رفتن این حضور گستردهٔ مردمی توسط فرصتطلبان در کمین خواهد بود.
تا سحرگاه آزادی همراه با اعتراضاتی که شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای ایران را به لرزه در آورده و همه اقشار و اصناف و اتحادیهها و تشکلها را در بر دارد و نوک پیکان آن رأس هرم استبداد و ظلم و بیدادگری و فاشیسم را نشانه رفته است ایستادهام.
گلرخ ابراهیمی ایرایی
دی ماه ٩۶
بند زنان زندان اوین»
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
