https://wp.me/p6xuBy-9J9
«شازده سعادت» یکی از اهالی «تپهکنیز» است. ۳۵ ساله است و ۷ فرزند دارد. همسرش مدتها پیش برای کارگری به گرگان سفر کرده اما ماههاست که نتوانسته هیچ پولی برای خانوادهاش بفرستد. شازده وقتی چشمش به عکاس این تصویر میافتد، با اصرار زیاد او را به خانهاش دعوت میکند: «بیا تو خونه منو نگاه کن. بچهمو ببین. دختر من از بقیه دخترا چی کم داره؟ چشه مگه؟ بیا تو. بیا قشنگ توی خونه رو نگاه کن. مگه فرق ما با بقیه چیه؟»
شازده هنوز شناسنامه ندارد و مدتهاست که منتظر دستور فرمانداری برای دریافت شناسنامه است.
«یاسمین»، دختر ۶ ساله شازده است که ماهها در انتظار پدرش مانده که برای خانواده پول بفرستد. یاسمین هیچ تفریح خاصی ندارد و کارش زلزدن به همین کاهگلهای خانه است. یاسمین هم هنوز نتوانسته شناسنامهدار شود و برای همین از بسیاری حق و حقوق محروم است. یکجورهایی هم بینام است، هم بی نان.
یاسمین، شازده و همه اعضای روستای «تپهکنیز» با یارانه ۴۵ هزار تومانی دولت روزگار میگذرانند و با امید زیاد منتظر تایید فرمانداری هستند تا شناسنامهدار شوند.
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
