•                  
یک شنبه , ۲۶ آبان , ۱۳۹۸
یکشنبه, نوامبر 17

جزئیات قتل علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی در زندان تهران بزرگ

0
392

علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی در شامگاه  تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۸, توسط ۲ زندانی با جرائم غیر سیاسی  با ضربات پرتعداد چاقو « تیزی» به قتل رسید. روز چهارشنبه ۲۲ خردادماه ۱۳۹۸، پیکر وی بدون اعلام عمومی قبلی در قطعه ۳۲۴ بهشت زهرا بدون اطلاع رسانی و هماهنگی قبلی خاک سپرده شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران، “برزان محمدی”، زندانی سیاسی و همبندی پیشین “علیرضا شیرمحمدعلی”، زندانی سیاسی به قتل رسیده در زندان تهران بزرگ در نامه‌ای سرگشاده پیرامون جزئیات قتل وی پرده برداشت. این زندانی سیاسی در نامه خود، “محمدرضا خلیل زاده” و “حمیدرضا شجاع زاده” را به عنوان قاتل و شریک در قتل “علیرضا شیرمحمدعلی” معرفی می‌کند و می‌گوید که این ۲ پیشتر بارها تهدید کرده بودند که قتلی را مرتکب خواهند شد تا از این طریق به زندان رجائی شهر، محل نگهداری سابق خود منتقل شوند، چرا که در آنجا با اقدام به کلاه زنی درآمد خوبی کسب می‌کردند.

در این نامه برزان محمدی به تهدیدات این ۲ زندانی به گوش مسئولان زندان نیز رسیده بود و از آنها می‌پرسد که چرا برای جلوگیری از وقوع قتلی که پیش بینی می‌شد نه تنها هیچ اقدامی انجام ندادند بلکه درست زمانی که این ۲ نفر از پیش نقشه کشیده بودند درب سوئیت‌ها را به روی آنها باز گذاشتند. وی همچنین به اعتصاب غذای خود به همراه “علیرضا شیرمحمدعلی” اشاره می‌کند و می‌گوید زمانی که برای انتقال به زندان اوین اعتصاب غذا کرده بودیم، مسئولین زندان در پاسخ گفتند که “آخر این اعتصاب مرگ است”. 

برزان محمدی با نگارش نامه ای بطور کامل به شرح و چگونگی قتل علیرضا شیرمحمدعلی پرداخت که در ادامه می آید؛ 

اینجانب، برزان محمدی، زندانی سیاسی کرد، جزئیات کامل قتل شهید علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی، جوان ۲۲ ساله، تک فرزند و معروف به سامان در تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۸ ساعت ۸ و ۲۲ دقیقه شب توسط دو شرور، محمدرضا خلیل زاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاع زاده، شریک در انجام قتل را به شرح زیر اعلام می کنم. لازم به ذکر است دلیل تاخیر در بیان جزئیات این قتل، حال بد روحی و عدم تمرکز کافی به خاطر از دست دادن دوست و هم‌بندی‌ام بوده است.

محمدرضا خلیل‌زاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل، چندین سال است به جرم‌های مختلف از جمله دو قتل، یکی در زندان رجائی‌شهر و دیگری در خارج از زندان، کلاه‌زنی و آدم‌ربایی به حکم حبس ابد و اعدام محکوم شده‌اند.

پیش از هر چیز، اگر این سوئیت ویژه زندانیان سیاسی یا امنیتی است، چرا دو نفر با جرم‌های مختلف و سابقه قبلی در این سوئیت نگهداری می‌شدند؟ در حالی که قرار بر این بوده است که این دو شرور هیچ گونه ارتباط مستقیمی با ما نداشته باشند، ولی متاسفانه چندین بار به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کردند. این دو شرور از چندین ماه گذشته تهدید می‌کردند که باید یکی را به قتل برسانند تا از این سوئیت به مکان اولیه خود یعنی زندان رجائی‌شهر انتقال یابند. چراکه معتقد بودند در آنجا کلاه‌زنی می‌کنند و درآمد خوبی دارند.

لازم است بدانیم که تمام مسئولین زندان از تهدیدات آنها خبر داشتند و پیش‌بینی می‌شد که به زودی در این سوئیت اتفاق تلخی خواهد افتاد اما متاسفانه برای پیشگیری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفت. در ضمن من، علیرضا و سایر افراد سوئیت با این دو شرور هیچ گونه اختلاف یا سابقه درگیری نداشتیم. تهدیدات آنها دو روز قبل از قتل جدی‌تر شد و به افسر نگهبان وقت هم گوشزد کردند که حتماً باید کسی را بکشیم تا ما را به زندان رجائی‌شهر منتقل کنند. بر همین اساس افسر نگهبان به مسئولین زندان اعلام کرد که در حال حاضر به این دو نفر هواخوری نداده و در را به روی آنها باز نکنند. متاسفانه با سهل‌انگاری مسئولین در به روی آنها باز شد و به آنها هواخوری دادند. بعد از ظهر روز بعد نیز که به قتل ختم شد مجدداً به آنها هواخوری دادند.

در ساعت ۸ و ۲ دقیقه شب افسر نگهبان وقت به همراه یکی دو نفر مددجو جهت تحویل دیگ شام، درِ اول سوئیت را باز کردند. بدون اینکه این دو نفر را به داخل سوئیت خود منتقل کنند و در را به روی آنها ببندند با سهل‌انگاری و بی‌دقتی کلید در سوئیت ما به مددجو تحویل داده شد و وی نیز در سوئیت ما را باز کرد. این در حالی بود که این دو نفر از پیش نقشه کشیده بودند. محمدرضا خلیل‌زاده، قاتل اصلی که از پیش چاقوی بزرگی را در زیر پیراهن خود مخفی کرده بود از فرصت استفاده کرده و دیگ شام را به سمت سوئیت ما هل داده و وارد کریدور شد.

در آن لحظه، من، علیرضا و دو سه تن دیگر از زندانیان اهوازی که بدلیل تغییر مذهب بیش از چهار ماه بود به سوئیت ما منتقل شده بودند، در مقابل درب سوئیت در حال تماشا کردن تلویزیون بودیم. از آنجایی که پیشتر نیز به ما دسترسی پیدا کرده بودند به هیچ وجه فکر نمی‌کردیم که چنین بلایی سر علیرضا بیاورند. محمدرضا خلیل‌زاده به محض ورود به سوئیت ما دست علیرضا را گرفت و به او گفت “بیا داخل اتاق کارت دارم”. متاسفانه بعد از چند ثانیه صدای فریاد علیرضا از اتاق محل نگهداری من و وی بلند شد. بلافاصله بر روی تخت من چند ضربه اصلی را به قلب وی فرو کرده و چندین ضربه دیگر هم به سر، گردن و سایر نقاط بدنش وارد کرده بود. همزمان حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در قتل با جسم تیزی که از سنگ دستشوئی درست کرده بود بقیه را تهدید به زدن می‌کرد. متاسفانه کاری از دست ما برنیامد و افسر نگهبان و چند تن دیگر نیز به محض مشاهده صحنه از آنجا فرار کردند. حمیدرضا که قاتل اصلی را با تیزی اسکورت می‌کرد نیز یکی دو ضربه را به سر و گردن علیرضا وارد کرد. بعد از چند دقیقه چند نفر به صحه وارد شده و آن دو شرور را به داخل اتاق خود منتقل کردند. اما متاسفانه دیر شده بود. ما نیز پیکر نیمه‌جان علیرضا را به بیرون از سوئیت برده و نهایتاً وی را به بهداری زندان که فاقد هر گونه امکاناتی است منتقل کردند. علیرضا به صورت کاملا ناحق و با دنیائی از آرزوها در راه انتقال به بیمارستان فیروزآبادی جان خود را از دست داد.

چه کسی پاسخگو است؟ مسئولین، بازجوها و بازدیدکنندگان بصورت مداوم تکرار می‌کنند که چرا شما کاری نکردید، چرا جلوی آنها را نگرفتید؟ ما می‌پرسیم چرا مسئولین پیش از وقوع قتل جلوی آن را نگرفتند؟ چرا اجازه دادند که به این راحتی به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کنند؟ این در حالی است که این دومین باری بود که این دو شرور در داخل سوئیت خون می‌ریختند. این دو شرور در دیماه ۹۷ شبیه به همین اتفاق تلخ و با سهل‌انگاری افسر نگهبان وارد سوئیت شدند و با تیزی‌ای که از سنگ توالت درست کرده بودند یک زندانی را به شدت از ناحیه سر و گردن زخمی کردند. این زندانی که در ارتباط با جرائم مالی محکوم شده بود بصورت تنبیهی به سوئیت ما منتقل شده بود.

سوئیت ما برای مسئولین زندان به تبعیدگاه تنبیهی تبدیل شده است. فرقی ندارد که به چه جرمی محکوم شده باشند، همه را به این سوئیت منتقل می‌کنند. در طی ۱۱ ماه گذشته همیشه در معرض خطر بودیم و هر لحظه امکان داشت آن دو شرور به یکی از ما آسیب بزنند. اتفاق تلخی که قابل پیش‌بینی بود و متاسفانه نصیب علیرضا شد.

لازم به ذکر است که چند ماه پیش، من و علیرضا به مسئولین زندان نامه نوشته و درخواست کردیم ما را به زندان اوین منتقل کنند، حتی برای محقق کردن خواسته خود دست به اعتصاب غذا هم زدیم، اما هیچ اقدامی از سوی مسئولین انجام نشد. آنها به ما می‌گفتند آخر این اعتصاب مرگ است.

حیرت من از این است که چرا این دو شرور علیرضا را برای قتل انتخاب کردند، انتخابی دور از انتظار و باورنکردنی بود، چرا که علیرضا به آنها خیلی کمک می‌کرد.

در پایان به مادر بزرگوار و رنجدیده علیرضا، دوستان، همبندی‌های قدیمی، زندانیان سیاسی و خانواده وی تسلیت گفته و برای آنها صبر و وضعیتی بهتر آرزو می‌کنم. روان پاکش شاد و یادش تا ابد در قلب من و مبارزین راه آزادی و برابری جاودانه.

برزان محمدی / زندان تهران بزرگ / خردادماه ۱۳۹۷

برزان محمدی در جریان تجمعات اعتراضی شهروندان در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای لباس شخصی در تهران بازداشت شد و پس از تحمل ١٢ روز سلول انفرادی با توجه به اتمام مراحل بازجوئی به زندان فشافویه « تهران بزرگ» منتقل شد.

این زندانی سیاسی, در مهر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” جمعاً به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

با ارجاع پرونده این زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ به دادگاه تجدیدنظر جلسه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ ۶ اسفند سال گذشته توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران برگزار شده بود. 

برزان محمدی ۴۱ ساله اهل سروآباد کردستان, در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ با  توجه به ابلاغی که از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران دریافت کرد به تحمل ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری بطور قطعی محکوم شد و در حال سپری کردن دوران محومیت حبس خود میباشد. 

این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ به همراه علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی به قتل رسیده در زندان تهران بزرگ, در اعتراض به وضعیت نامناسب و نبود امکانات در زندان تهران بزرگ«فشافویه» با هدف انتقال به زندان اوین و یا زندان مریوان که زادگاه این زندانی سیاسی کورد میباشد دست به اعتصاب غذا زده بود. 

حقوق بشر در ایران در گزارشی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸, که در پنجاه هشتمین روز از اعتصاب غذای این زندانی سیاسی محروم از حقوق شهروندی منتشر کرده بود در مورد وضعیت وخیم وی که از جمله کاهش وزن شدید توام با کاهش فشارخون بوده اطلاع رسانی کرده بود. 

لازم به ذکر است, در تاریخ ۲۷ فروردین ماه سالجاری برزان محمدی علیرغم اصرار نماینده دادستان و وعده وی مبنی بر رسیدگی به خواسته های این زندانی سیاسی حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشد و تا رسیدن به خواسته خود که همان انتقال به زندان اوین میباشد بر تداوم اعتصاب غذای اعتراضی خود تاکید کرده بود. 

در گزارشی که حقوق بشر در ایران در تاریخ ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۸منتشر کرده بود در آن بر عدم توجه مسئولان زندان تهرانبزرگ«فشافویه» به خواسته های این زندانی سیاسی در اعتصاب غذا اشاره کرده بود. 

این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۳ فروردین ماه سالجاری با انتشار یک فایل صوتی که در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گفته بود بر هدف خود و خواسته ای که از این اعتصاب غذا دارد بطور واضح اشاره کرده بود. 

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: