https://wp.me/p6xuBy-YJC
حقوق بشر در ایران ـ امروز یکشنبه ٢۴ خردادماه ۱۴۰۵، صهبا رشتیان، مجتبی ترشیز و مهران سماک؛ سه شهروند در جریان اعتراضات سراسری جان باختند.
به گزارش حقوق بشر در ایران، در روزهایی که جهان غرق تماشای جام جهانی فوتبال است، یاد و نام صهبا رشتیان، مجتبی ترشیز و مهران سماک ـ سه تن از جان باختگان اعتراضات سراسری در ایران، بیش از هر زمان دیگری سنگینی میکند و این شهروندان که زندگی و رؤیاهایشان نه در میدان رقابت، بلکه در خیابانهای ایران و زیر شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی فقط به علت اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران، پایان یافت همواره در یاد مدافعان حقوق بشر جاوید است.
روایت مرگ آنان، تنها داستان ۳ فرد نیست؛ سندی است بر الگوی خشونت ساختاری، سرکوب سیستماتیک و حذف نسلی که میخواست زندگی کند، ورزش کند و آیندهای بسازد.
جام جهانی، اما رؤیاهای خاموششده در ایران
در حالی که میلیونها نفر در سراسر جهان با هیجان مسابقات جام جهانی فوتبال را دنبال میکنند، در ایران خانوادههایی هستند که هر بار صدای سوت داور یا شادی یک گل را میشنوند، داغی قدیمی در دلشان تازه میشود. برای آنان، جام جهانی یادآور رؤیاهایی است که هرگز فرصت شکوفایی نیافت؛ رؤیاهایی که زیر گلوله، زیر فشار امنیتی و زیر سایه حکومتی که حتی شادی مردم را تهدید میبیند، خاموش شد.
این گزارش، روایت سه زندگی است؛ سه مسیر ورزشی که میتوانستند به موفقیتهای ملی و جهانی برسند، اما در تقابل با سرکوب حکومتی، به پایان رسیدند.
صهبا رشتیان؛ کمکداوری که رؤیای سوتزدن در جام جهانی را داشت
صهبا رشتیان، کمکداور ۲۳ ساله فوتبال زنان، یکی از امیدهای داوری نسل جدید ایران بود.
او در مسابقات استانی اصفهان و طرحهای استعدادیابی تیم ملی نوجوانان فعالیت میکرد و در کنار آن، در رشتههای دوومیدانی و آمادگی جسمانی نیز میدرخشید.
اما روز ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات اصفهان، گلولهای که به پهلوی او شلیک شد، زندگیاش را پایان داد.
پیکر او شش روز بعد، در سکوت و تحت نظارت امنیتی، به خاک سپرده شد.
رؤیایی که هرگز به جام جهانی نرسید
صهبا بارها گفته بود که میخواهد روزی در جام جهانی سوت بزند.
اما در کشوری که حتی حضور زنان در ورزشگاهها سالها ممنوع بود، تحقق چنین رؤیایی نه تنها دشوار، بلکه خطرناک بود.
مرگ صهبا تنها یک «حادثه» نبود؛ بخشی از الگوی خشونت حکومتی علیه معترضان غیرمسلح بود الگویی که طبق گزارشهای حقوق بشری، شامل شلیک مستقیم به نقاط حیاتی بدن، تأخیر در تحویل پیکر و فشار بر خانوادههاست.
مجتبی ترشیز؛ فوتبالیستی که بدنش را سپر کرد تا همسرش زنده بماند
مجتبی ترشیز، بازیکن پیشین تیمهای تراکتورسازی و نساجی، در اعتراضات دی ۱۴۰۴ در شهرک اندیشه تهران کشته شد.
او همراه همسرش، آرزو مدنی، و برادر همسرش در اعتراضات شرکت کرده بود که در یک کوچه بنبست توسط نیروهای امنیتی محاصره شدند.
مرگ در چند قدمی خانه، برای محافظت از عشق
به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای امنیتی ابتدا به سمت آرزو مدنی شلیک کردند.
مجتبی بدن خود را سپر کرد تا همسرش را نجات دهد.
گلولههای ساچمهای ریه او را سوراخ کرد و او دقایقی بعد در آغوش همسرش جان سپرد.
این روایت، تنها یک تراژدی شخصی نیست؛ نمونهای از خشونت بیضابطهای است که در اعتراضات سالهای اخیر بارها ثبت شده است.
طبق دادههای حقوق بشری، بیش از ۷۰ درصد قربانیان اعتراضات با شلیک مستقیم به نقاط حیاتی کشته شدهاند نشانهای از قصد آشکار برای کشتن، نه «کنترل جمعیت».
مهران سماک؛ جوانی که شادیاش جرم شد
شامگاه ۸ آذر ۱۴۰۱، پس از باخت تیم ملی جمهوری اسلامی در جام جهانی، مردم در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند.
برای بسیاری، این شادی نه فوتبالی، بلکه سیاسی بود اعتراضی نمادین علیه حکومتی که شادی را هم کنترل میکند.
مهران سماک، جوان ۲۷ ساله بندرانزلی، همراه نامزدش در خیابان بود.
او در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«امشب فارغ از هر اتفاق و نتیجه، فقط کنار هم باشیم.»
اما شادی آن شب، تنها چند دقیقه دوام آورد.
یکی از نیروهای امنیتی سوار بر موتورسیکلت از فاصله نزدیک به سر او شلیک کرد.
بیش از ۱۱۵ ساچمه به سر و صورتش اصابت کرد.
مهران در بیمارستان جان باخت.
پدری که برای تحویل پیکر فرزندش درِ سردخانه را شکست
پس از مرگ مهران، نیروهای امنیتی مانع تحویل پیکر او شدند.
پدرش، حمید سماک، درِ سردخانه را شکست تا پیکر فرزندش را از انتقال مخفیانه نجات دهد.
برادر مهران تا صبح پیکر او را در خودرو جابهجا میکرد تا از دسترس نیروهای امنیتی دور بماند.
این رفتار با خانوادهها، بخشی از سیاست فشار روانی و کنترل اجتماعی است که در دهها پرونده مشابه گزارش شده است.
الگوی مشترک در سه مرگ
سه روایت، ۳شهر، سه زمان متفاوت اما یک الگوی مشترک:
• شلیک مستقیم به نقاط حیاتی
• ممانعت از تحویل پیکر
• دفن تحت فشار امنیتی
• تهدید خانوادهها
• انکار مسئولیت توسط نهادهای حکومتی
طبق دادههای منتشر شده توسط سازمان عفو بین الملل و سازمان دیده بان حقوق بشر، در اعتراضات ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴، بیش از ۵۰۰ نفر کشته شدند که بخش قابل توجهی از آنان ورزشکاران دانشجویان و نوجوانان بودند و این آمارها نشان میدهد که خشونت حکومتی نه استثنا، بلکه بخشی از یک سیاست سیستماتیک است.
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید

