https://wp.me/p6xuBy-b8K
این حادثه واکنشهای فراوانی را در افکار عمومی در پی داشت و بسیاری این اقدام را محکوم کردند. البته این نوع کارها از هر جهت و با هر نوع نگرش مردود و غیر قابل قبول است چرا که از منظر حقوق بشر کشتن و آسیب زدن انسانها به یکدیگر صد در صد مردود میباشد و هیچ جایگاهی در حقوق شهروندی و اعلامیه جهانی حقوق بشر ندارد . با توجه به اخباری که در رسانه و شبکه های اجتماعی منتشر شد همه گفتند که راننده اتوبوس یکی از دراویش بنام محمدیاور ثلاث بوده است . البته خود آقای محمد ثلاث بعد از دستگیری اعتراف به این که با اتوبوس سه مامور را زیر گرفته است نمود . اما بعدها حسب گفته های خود آقای محمد ثلاث و وکیل ایشان خانم زینب طاهری ایشان اعترافات را به دلیل ضرب و شتم شدید و در زیر شکنجه بازجویان بیان کرده بود و تقسیر را گردن گرفته بود و دوم اینکه به گفته اقای محمد ثلاث و برخی از افراد حاضر در محل درگیری ایشان حدود سه ساعت قبل از حادثه زیر گرفتن سه مامور نیروی انتظامی توسط اتوبوس بازداشت شده بود .
چندی بعد با آغاز دادگاهی محمدیاور ثلاث ایشان در دادگاه هم اعتراف بر این کرد که راننده اتوبوس بوده است منتها همانطور که از قبل گفته ام این اعترافات ایشان با تهدید و ضرب و شتم شدید همراه بوده است . این نکته را لازم به توضیح میدانم مه اعتراف گیری با ضرب و شتم وشکنجه در هیچ قانونی و در حفوق بشر جایگاهی ندارد و آنچه به عنوان سند و مورد قبول از نظر اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد داشتن سند مستدل و محکم و قابل استناد که بتوان از آن به عنوان تائید جرم یا قتل برای یک فرد استفاده کرد و با ارائه آن در دادگاه دیگر متهم حرفی برای گفتن نداشته باشد. همانطور که میدانیم ایران متاسفانه از امضا کنندگان کنوانسیون منع شکنجه نیست . البته این نکته حائز اهمیت است که کنوانسیونها و اجرای آنها برای هیچ کشوری بار اجبار ندارد و همین مساله باعث میشود حتی کشورهائی که یک کنوانسیون را امضا میکنند در مواردی آن را نقض کنند . با آغاز روند دادرسی پرونده محمد ثلاث با اتهام قتل سه مامور نیروی انتظامی ایشان به دفاع از خود پرداخت . آقای ثلاث در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت که از روی خشم دست به حمله زده است. او گفت: نیروی انتظامی موظف است نظم را برقرار کند نه اینکه با چماق مردم را بزند. ۱۷ جای شکسته روی سر من وجود دارد آنها اول چندین ضربه به من وارد کردند و باعث عصبانیت من شدند. محمد ثلاث در اظهاراتش در دادگاه با خانوادههای قربانیان ابراز همدردی کرد و گفت: بنده چند وقتی بود که در گروه دراویش بودم، ولی درویش نیستم و اگرچه دراویش من را قبول ندارند، اما من آنها را دوست دارم. دراویش معتقدند زندگی جز صلح و دوستی و صفا چیزی نیست. من به اینها اعتقاد دارم البته در آن لحظه به علت عصبانیت برخلاف آن عمل کردم. او در مورد رویدادهای پیش از زیر گرفتن ماموران گفت: شب پیش از حادثه نعمت الله ریاحی با من بود اما صبح فردا او را به اتهام دزدی خودروی پراید دستگیر کردند. چگونه ممکن است شخصی که سه هکتار باغ دارد خودرو بدزدد. آقای ثلاث همچنین گفت که یکی از دلایل عصبانیت او این بود که دادستان شعبه سوم حکم جلب بزرگ دراویش یعنی نورعلی تابنده را صادر کرده بود و قصد داشتند او را بازداشت کنند. آقای ثلاث گفت صاحب اتوبوس را نمیشناخت: من راننده اتوبوس بودم و مالک را نمیشناسم. آن اتوبوس در محل پارک بود. در شب حادثه هم سوئیچ روی اتوبوس قرار داده شده بود، اما من از کسی اجازهای برای این کار نگرفتم. در جلسه اول دادگاه اولیای دم سه مقتول خواستار قصاص شدند. در جلسات بعدی دادگاه نیز محمد ثلاث به دفاع از خود پرداخت. او در آخرین جلسه دادگاه اتهامات خود از جمله سه فقره قتل عمد و همین طور اخلال در نظم عمومی از طریق جنجال و تعرض را نپذیرفت. ثلاث عمدی بودن حادثه را رد کرد و گفت: اگر این طور بود چرا اول به صورت آرام به سمت آنها رفتم نوربالا زدم و بوق زدم که کنار بروند. محمد ثلاث در بخش دیگری از دفاعیات خود به ضعیف بودن بیناییاش اشاره کرد و گفت: دو متری را هم تشخیص نمیدهم. او با ابراز ناراحتی از کشته شدن مأموران انتظامی گفت: من عاشق اعدامم. اینها را نمیگویم که من را اعدام نکنند، من عاشق اعدام هستم. من با ماشین رفتم و میخواستم حادثه را رد کنم. عمداً روی آنها نرفتم، وجدانم راحت است. پیش از ارائه آخرین دفاعیات متهم یکی از مأموران پلیس که به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شده بود گفت: ما زمانی که به خیابان (گلستان) هفتم رسیدیم دیدم که یک اتوبوس با سرعت کمی در حال حرکت به سمت ما است که فکر کردیم میخواهد از خیابان عبور کند؛ اما پس از اینکه مدتی از حرکتش گذشت، به یکباره سرعت خود را زیاد کرد و با حرکت به سمت چپ و راست به مأموران به نوعی حملهور شد . وکیل متهم نیز در آخرین دفاعیات پرونده گفت که مواردی مانند ضعف بینایی متهم و این که آیا در موقع رانندگی با دست شکسته میتوانسته کنترل مناسبی بر خودرو داشته باشد یا نه، باید مورد بررسی بیشتر قرار بگیرد. دوستان آنچه که بنده به عنوان یک فعال حقوق بشر به نظرم مضحک آمد استنادات قاضی پرونده بود . قاضی محمدی کشکولی ریاست دادگاه محمد ثلاث را بر عهده داشت. قاضی محمد شهریاری سرپرست دادسرای جنایی نیز نماینده مدعیالعموم را بر عهده داشت. محمد شهریاری در جلسه دادگاه در رد ادعاهای ثلاث گفت: بسیار سادهلوحانه است که اظهارات متهم مبنی بر عصبانی بودن لحظهای را بپذیریم. در همان شب یعنی ۳۰ بهمن ماه و بامداد یکم اسفند ماه دو دستگاه خودروی سمند و پرشیا به ماموران حمله و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. خودروی سمند در گلستان هفتم نیز تعدادی از ماموران را به صورت حرفهای مجروح کرد. متهمان دستگیر شدند آنان که عصبانی نبودند لذا این نشان میدهد یک ساماندهی قبلی در این ماجرا وجود دارد. این جمله قاضی پرونده که بر اساس یک اتفاق دیگر تمامی اتفاقات را مورد قضاوت قرار میدهد واقعا بدور از شعور حقوقی میباشد چرا که با استناد به ماده ده از اعلامیه جهانی حقوق بشر که میگوید : هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی آشکار و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند. یا با استناد به ماده یازده از اعلامیه جهانی حقوق بشر که میگوید : هر شخصی متهم به جرمی کیفری سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون در محکمهای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد بیگناه تلقی شود. با استناد بر این دو ماده میتوان به صراحت عنوان کرد که نظریه قاضی پرونده که بر حسب اتهام افراد دیگر بر روی پرونده دیگری , هرچند که آن پرونده در همان محل اتفاق افتاده از آن تفسیر به رای میکند . در قسمت دیگری قاضی شهریاری گفته که : آثار موجود در بدن متهم بعد از تهاجم عمدی توسط افراد حاضر در محل بوده است. در تحقیقات از محمد ثلاث سوال شد که آیا این سه مامور را میشناسید که گفته خیر من آنها را نمیشناسم بنابراین تهاجم وی صرفا از روی عصبانیت نیست وی در بین متهمان دستگیر شده تنها کسی است که گواهینامه پایه یک دارد و رانندگی اتوبوس را انجام میدهد . با توجه به ذکر موارد بیان شده از طرف قاضی شهریاری نتیجه آن شد صدور حکم اعدام آن هم سه بار اعدام برای محمد ثلاث بود که این حکم بعد از درخواست تجدید نظر هم عینا تائید گردید و بعد از تائید حکم اعدام وکیل ایشان خانم زینب طاهری اعلام نمودند که با توجه به شواهد بدست آمده محمد ثلاث قاتل نیست و با توجه بر همین شواهد تقاضای اعاده دادرسی را ارائه دادند و متاسفانه تقاضای اعاده دادرسی نیز رد گردید و در تاریخ صبح دوشنبه ۲۸ خرداد (۱۸ ژوئن) محمد ثلاث در جوی امنیتی نه در حیاط زندان رجائی شهر بلکه در یکی از سوله های این زندان حکم ایشان راس ساعت 4 بامداد اجرا گردید . با اجرای حکم اعدام محمد ثلاث بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر از جمله وزارت خارجه آمریکا و سازمان عفو بین الملل اعدام آقای ثلاث را محکوم نمودند . آنچه که میتوان در سرکوب و بلکه علت بوجود آمدن حادثه گلستان هفتم پاسداران و بعد از آن علت اعدام اقای ثلاث جستجو کرد این نکته است که حکومت جمهوری اسلامی به علت تحریک دراویش و با علم به اینکه نیروهای امنیتی خود به خوبی میدانستند که دراویش با توجه به دیدگاه و مسائل عقیدتی حساسیت زیادی بر روی قطب خود دکتر نورعلی تابنده قائل هستند و متاسفانه دراویش گنابادی قربانی سیاستهای غلط و سرکوب گرایانه حکومت جمهوری اسلامی شده اند . آنچه که در انتهای بحث میتوان به طور قاطع به آن اشاره کرد این نکته است که آشوب گلستان هفتم مسبب اصلی داشت و آن مسبب حکومت جمهوری اسلامی بوده که همیشه و در همه جا حتی در دیپلماسی خود هم سیاستی تحریک امیز را در دستور کار خود دارد . با امید به روزی که شاهد این باشیم که پیروان سایر ادیان در ایران از حقوقی برابر با دیگر شهروندان ایران برخوردار باشند و هیچ شهروندی در ایران به صرف عقیده مورد سرکوب و شکنجه قرار نگیرد .
نگارش متن : فعال حقوق بشر حمیدرضا تقی پور دهقان تبریزی
بیشتر از حقوق بشر در ایران کشف کنید
برای دریافت آخرین پستها به ایمیل خود مشترک شوید
