•                  
دوشنبه , ۱۸ آذر , ۱۳۹۸
دوشنبه, دسامبر 9

برزان محمدی, بازجوئی و اعمال فشارهای روحی و روانی

0
1180

“برزان محمدی”, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ, که در نامه ای سرگشاده از جزئیات قتل “علیرضا شیرمحمدعلی” پرده برداشته بود, طی روزهای اخیر در چندین نوبت تحت بازجوئی و اعمال فشارهای روحی و روانی از سوی بازجویان امنیتی قرار گرفته است. این بازجوئیها از بابت اطلاع رسانی این زندانی سیاسی و افشارگری از جزئیات قتل علیرضا شیرمحمدعلی صورت گرفته است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸, برزان محمدی, زندانی سیاسی و هم بندی “علیرضا شیرمحمدعلی”, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ به دلیل افشاگری و بیان جزئیات قتل “علیرضا شیرمحمدعلی”, طی روزهای گذشته و امروز از سوی بازجویان ارگانهای امنیتی چندین نوبت تحت بازجوئی و تحت فشارهای روحی و روانی قرار گرفته است. اعمال فشارهای روحی و روانی و بازجوئیهای فشرده بر برزان محمدی درحالی است که این زندانی سیاسی به تنهائی در بندی که علیرضا شیرمحمدی در تهران بزرگ در آن به قتل رسید نگهداری می شود. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت؛ اعمال فشارهای روحی و روانی به “برزان محمدی” به دلیل انتشار گزارشهائی بود که چندی پیش با نام وی از سوی برخی از رسانه ها منتشر شد و این زندانی سیاسی به دلیل انتشار این نامه تحت فشارهای روحی و روانی قرار گرفته است. 

احضار و بازجوئی و اعمال فشارهای روحی و روانی شدید بر “برزان محمدی” در حالی صورت گرفت که این زندانی سیاسی در نامه ای سرگشاده “محمدرضا خلیل زاده” و “حمیدرضا شجاع زاده” را به عنوان قاتل و شریک در قتل “علیرضا شیرمحمدعلی” معرفی می‌کند و می‌گوید که این ۲ پیشتر بارها تهدید کرده بودند که قتلی را مرتکب خواهند شد تا از این طریق به زندان رجائی شهر، محل نگهداری سابق خود منتقل شوند، چرا که در آنجا با اقدام به کلاه زنی درآمد خوبی کسب می‌کردند.

در این نامه برزان محمدی به تهدیدات این ۲ زندانی به گوش مسئولان زندان نیز رسیده بود و از آنها می‌پرسد که چرا برای جلوگیری از وقوع قتلی که پیش بینی می‌شد نه تنها هیچ اقدامی انجام ندادند بلکه درست زمانی که این ۲ نفر از پیش نقشه کشیده بودند درب سوئیت‌ها را به روی آنها باز گذاشتند. وی همچنین به اعتصاب غذای خود به همراه “علیرضا شیرمحمدعلی” اشاره می‌کند و می‌گوید زمانی که برای انتقال به زندان اوین اعتصاب غذا کرده بودیم، مسئولین زندان در پاسخ گفتند که “آخر این اعتصاب مرگ است”.

این زندانی سیاسی در قسمتی دیگر از نامه خود بر عدم توجه و احمال کاری مسئولان زندان تهران بزرگ اشاره کرد و گفت؛ لازم است بدانیم که تمام مسئولین زندان از تهدیدات آنها خبر داشتند و پیش‌بینی می‌شد که به زودی در این سوئیت اتفاق تلخی خواهد افتاد اما متاسفانه برای پیشگیری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفت. در ضمن من، علیرضا و سایر افراد سوئیت با این دو شرور هیچ گونه اختلاف یا سابقه درگیری نداشتیم. تهدیدات آنها دو روز قبل از قتل جدی‌تر شد و به افسر نگهبان وقت هم گوشزد کردند که حتماً باید کسی را بکشیم تا ما را به زندان رجائی‌شهر منتقل کنند. بر همین اساس افسر نگهبان به مسئولین زندان اعلام کرد که در حال حاضر به این دو نفر هواخوری نداده و در را به روی آنها باز نکنند. متاسفانه با سهل‌انگاری مسئولین در به روی آنها باز شد و به آنها هواخوری دادند. بعد از ظهر روز بعد نیز که به قتل ختم شد مجدداً به آنها هواخوری دادند.

“برزان محمدی” در بخش دیگری از نامه خود به لحظه ای اشاره کرد که “علیرضا شیرمحمدعلی” به قتل رسید و گفت؛  من، علیرضا و دو ۳ تن دیگر از زندانیان اهوازی که بدلیل تغییر مذهب بیش از چهار ماه بود به سوئیت ما منتقل شده بودند، در مقابل درب سوئیت در حال تماشا کردن تلویزیون بودیم. از آنجایی که پیشتر نیز به ما دسترسی پیدا کرده بودند به هیچ وجه فکر نمی‌کردیم که چنین بلایی سر علیرضا بیاورند. محمدرضا خلیل‌زاده به محض ورود به سوئیت ما دست علیرضا را گرفت و به او گفت “بیا داخل اتاق کارت دارم”. متاسفانه بعد از چند ثانیه صدای فریاد علیرضا از اتاق محل نگهداری من و وی بلند شد. بلافاصله بر روی تخت من چند ضربه اصلی را به قلب وی فرو کرده و چندین ضربه دیگر هم به سر، گردن و سایر نقاط بدنش وارد کرده بود. همزمان حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در قتل با جسم تیزی که از سنگ دستشوئی درست کرده بود بقیه را تهدید به زدن می‌کرد. متاسفانه کاری از دست ما برنیامد و افسر نگهبان و چند تن دیگر نیز به محض مشاهده صحنه از آنجا فرار کردند. حمیدرضا که قاتل اصلی را با تیزی اسکورت می‌کرد نیز یکی دو ضربه را به سر و گردن علیرضا وارد کرد. بعد از چند دقیقه چند نفر به صحنه وارد شده و آن دو شرور را به داخل اتاق خود منتقل کردند. اما متاسفانه دیر شده بود. ما نیز پیکر نیمه‌جان علیرضا را به بیرون از سوئیت برده و نهایتاً وی را به بهداری زندان که فاقد هر گونه امکاناتی است منتقل کردند. 

برزان محمدی در جریان تجمعات اعتراضی شهروندان در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای لباس شخصی در تهران بازداشت شد و پس از تحمل ١٢ روز سلول انفرادی با توجه به اتمام مراحل بازجوئی به زندان فشافویه « تهران بزرگ» منتقل شد.

این زندانی سیاسی, در مهر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” جمعاً به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

با ارجاع پرونده این زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ به دادگاه تجدیدنظر جلسه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ ۶ اسفند سال گذشته توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران برگزار شده بود. 

برزان محمدی ۴۱ ساله اهل سروآباد کردستان, در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ با  توجه به ابلاغی که از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران دریافت کرد به تحمل ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری بطور قطعی محکوم شد و در حال سپری کردن دوران محومیت حبس خود میباشد. 

این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۷ به همراه علیرضا شیرمحمدعلی زندانی سیاسی به قتل رسیده در زندان تهران بزرگ, در اعتراض به وضعیت نامناسب و نبود امکانات در زندان تهران بزرگ«فشافویه» با هدف انتقال به زندان اوین و یا زندان مریوان که زادگاه این زندانی سیاسی کورد میباشد دست به اعتصاب غذا زده بود. 

حقوق بشر در ایران در گزارشی در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۸, که در پنجاه هشتمین روز از اعتصاب غذای این زندانی سیاسی محروم از حقوق شهروندی منتشر کرده بود در مورد وضعیت وخیم وی که از جمله کاهش وزن شدید توام با کاهش فشارخون بوده اطلاع رسانی کرده بود. 

لازم به ذکر است, در تاریخ ۲۷ فروردین ماه سالجاری برزان محمدی علیرغم اصرار نماینده دادستان و وعده وی مبنی بر رسیدگی به خواسته های این زندانی سیاسی حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشد و تا رسیدن به خواسته خود که همان انتقال به زندان اوین میباشد بر تداوم اعتصاب غذای اعتراضی خود تاکید کرده بود. 

در گزارشی که حقوق بشر در ایران در تاریخ ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۸منتشر کرده بود در آن بر عدم توجه مسئولان زندان تهرانبزرگ«فشافویه» به خواسته های این زندانی سیاسی در اعتصاب غذا اشاره کرده بود. 

این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۳ فروردین ماه سالجاری با انتشار یک فایل صوتی که در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گفته بود بر هدف خود و خواسته ای که از این اعتصاب غذا دارد بطور واضح اشاره کرده بود. 

زندانیان سیاسی  در زندانهای ایران با کلکسیونی از  موارد گسترده نقض حقوق بشر دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو محرومیت آنها از حق دادرسی عادلانه که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تاکید شده است و از سوی دیگر اعمال فشارهای روحی و روانی گوناگون که  مسئولان قضائی و امنیتی در زندانهای ایران از این مسئاله بعنوان یک اهرم فشار در جهت تفهیم نظریات و یا اتهامات وارده بر افراد استفاده میکنند که این مورد ناقض ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: