•                  
چهارشنبه , ۲۰ آذر , ۱۳۹۸
چهارشنبه, دسامبر 11

دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ

0
375

در پی قتل هولناک “علیرضا شیرمحمدعلی”, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۱۱ زندان تهران بزرگ, واکنشهای گوناگونی پیرامون این مساله از سوی افراد مختلف در طیفهای گوناگون درگیر در مسائل زندانیان سیاسی در زندانهای ایران صورت گرفت. سهیل عربی زندانی سیاسی که در زندان تهران بزرگ با انتشار دلنوشته ای نظر خود را پیرامون بی تفاوتی برخی شهروندان به انفاقات از این دست در کشور بیان کرد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸, سهیل عربی, زندانی سیاسی و وبلاگ نویس محبوس در زندان تهران بزرگ که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۱۱ ساله خود میباشد در پی قتل هولناک علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در این زندان دلنوشته ای را منتشر کرد. 

سهیل عربی در حالی دوران محومیت حبس خود را در تیپ ۱ سالن ۹ زندان تهران بزرگ سپری می کند که این زندان فاقد امکانات و استانداردهای لازم اقامتی برای افراد می باشد و از همه مهمتر این که زندانیان محبوس در زندان تهران بزرگ بدون رعایت اصل تفکیک جرائم بصورت ادغام در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس خود می باشند. 

متن دلنوشته سهیل عربی جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته که در ادامه می آید؛

تحصیلات بی محصول عالمان بی عمل

این پرسش را پاسخ دهید تا دستکم پاسخگوی وجدان خود باشید. فارغ التحصیلان علوم سیاسی, جامعه شناسان و فلسفه دانان این سرزمین دقیقا چه کردند؟ چه می کنند؟ 

مگر نه این است که سکوت در برابری ستمگری به معنای همراهی با ستمگران است؟  برای من بسیار شگفت انگیز است جوانی از جنوب شهر تهران و از جائی که از هر ۱۰ جوان ۹ تن آلوده به مواد مخدر و یا حتی فروشنده مواد مخدر هستند کتاب در دست گرفت و علیه ظلم و بیدادگری قیام کرد.

جنگید تا دگرگون سازد این دنیای بی رحم را.  اما تنها ماند و تنها ماندند. علیرضا و امثال علیرضاها و این بسیار غم انگیز است. آنقدر غم انگیز است که میخواهم این جهان بی رحم را ودا گویم. 

خسته ام و بیزار از  فارغ التحصیلان دانشگاههای ما “الیت” ما هنوز روبروی باد کولر و زیر لحاف آثار “مارکس گراور” و “چاورسکی” را مرور می کنند و نمی بینند و نمی خواهند ببینند واقعیت و حقایق جامعه پیرامون خود را که اگر ببینند باید واکنش نشان دهند و این یعنی خطر. 

مشهور است که بیزار بودم از  استککریستها از اپورتونيستها. 

اگر نمی دانید و ندیده اید بگویم که در این شکنجه گاه «زندان تهران بزرگ» امثال علیرضا و جوانهائی که هنوز کتاب و قلم در دست میگیرند و آنها که برابری را درک کرده اند و آنها که از خود گذشته اند بسیارند و در اثر بی مسئولیتی والائی ها و بی تفاوتی شما بی تفاوتها آنها هر روز به قتل رسیدند. 

علیرضاها, رضا یاوریها, آرش صادقی ها و مجید اسدی ها و دهها زندانی سیاسی دیگر  و آنها که از نقاط محروم برخواسته اند. آنها که در عمق لجن زار سرمایه داری پاک ماندند. 

یک روز یکی به یک, آنها که از نقاط محروم برخواسته اند, آنها که در عمق لجن زار سرمایه داری پاک ماندند یک به یک و روز به روز به قتل می رسند و تو پس از نوشیدن ۱ فنجان چای خبر بعدی مرور خواهی کرد. 

خبر بعدی ! ! خبر بعدی این است. 

دو زندانی که قبل از علیرضا توسط «حمید خروس» و هم دستش محمدرضا خلیل زاده به قتل رسیدند هم زحمت کش بودند. در زندان به افرادی که به دلیل ناتوانی از خرید و فقر کارهای زندانیان متنوول را  مثل شستشوی لباسها و یا نظافت اتاق آنها را انجام میدهند نیز “زحمت کش” می گویند و او با علم به اینکه خانواده آنها دریافت دیه را به قصاص ترجیح می دهند! یعنی از خون فرزندشان می گذرند تا پول دار شوند این کار را کرد. 

تو میتوانی به این خبر واکنشی مثل واکنشهای قبلی داشته باشی و یا می توانی از فقر فلسفه فقر به فقر مبارز برسی و بجای یک بی تفاوت رغت انگیز  یک مبارز باشی و دگرگون سازی این جهان بی رحم را. 

سهیل عربی /  زندان تهران بزرگ

 

پیرامون وضعیت سهیل عربی لازم به ذکر است که این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۹۲ توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران در تهران بازداشت و تا به امروز حتی یک بار هم به مرخصی نیامده است و علاوه بر این حتی از دسترسی به خدمات پزشکی به دلیل ضربه ناشی از بازجوی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران که باعث له شدگی بیضه چپ وی که توام با وجود خون در ادرار وی و همچنین دل درد شدید در وی شده و از سوی دیگر ترک تیغه بینی که در اثر مشت فرد بازجو بر صورت وی بوده کماکان از اعزام به مرکز درمانی تخصصی محروم مانده است.

این زندانی سیاسی پیش از این در تاریخ ۹ اردیبهشت ماه سالجاری پس از انتقال به بیمارستان فیروزآبادی واقع در شهرری منتقل شده بود بدون انجام هیچگونه درمان و یا معاینه از سوی پزشک متخصص بعد از گذراندن ساعتها معطلی در این مرکز درمانی بدون هیچگونه درمان به زندان تهران بزرگ«فشافویه» بازگردادنده شده بود. 

علت بروز این بیماری در سهیل عربی به نامه سرگشاده ای برمیگردد که وی در اواخر فروردین ماه ۱۳۹۸ با موضوع « در حاشیه » به وضعیت فقر در مناطق جنوبی تهران و حومه پرداخته بود صورت گرفت. 

سهیل عربی در نامه خود به محبوس شدن بسیاری از افراد با جرائم مالی که بدلیل فقر قادر به پرداخت مبالغ ناچیز بعنوان رد مال نبوده و در تیپ یک زندان تهران بزرگ محبوس شده بودند اشاره کرده بود. همزمان با انتشار این نامه در فضای مجازی و تاثیر مثبت آن بر جامعه و افراد خیرخواهی که جهت پرداخت مبالغ رد مال برای زندانیان مورد اشاره در نامه سهیل عربی به زندان تهران بزرگ مراجعه کرده و متقاضی پرداخت مبلغ ردمال برای این دسته از زندانیان دربند شده بودند. همزمان با مراجعه بسیاری از افراد متمکن مالی جهت پرداخت مبالغ جهت رد مال این دسته از زندانیان,  این مورد باعث ناراحتی و عصبانی شدن ارگانهائی مثل اطلاعات سپاه پاسداران شد. 

پیرامون جلسه بازجوئی سهیل عربی از سید موسی موسوی که بعنوان بازجوی قرارگاه ثارالله سپاه است در طی بازجوئی سهیل عربی را به دلیل فعالیتهای این زندانی سیاسی در داخل بند که از جمله میتوان به یاد دادن زبان انگلیسی و فرانسه به سایر زندانیان است مورد تمسخر قرار داده بود. 

همچنین در طی روند بازجوئی فرد مذکور افدام به ضرب و شتم شدید سهیل عربی کرد و همین مورد باعث آسیب دیدگی شدید سهیل عربی از ناحیه بیضه به دلیل لقدی که از سوی سید موسی موسوی به بیضه وی زده شد و از سوی دیگر مشتی که بر بینی سهیل عربی زد که باعث ترک برداشتن تیغه بینی این زندانی سیاسی و بروز آسیبهای جسمی شدیدی در وی شده است و این زندانی سیاسی از حق دسترسی به مرکز درمانی جهت مداوا با توجه به له شدگی بیضه و شکستگی بینی محروم مانده است. 

سهیل عربی در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۹۲ توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران در تهران بازداشت و تا به امروز حتی یک بار هم به مرخصی نیامده است. 

 سپس توسط  شعبۀ ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی به دلیل نوشته‎هایش در فیسبوک به اتهام سب النبی (توهین به پیامبر) به اعدام محکوم شد. پس از آن وکلای او به شعبۀ ۳۶ دیوان عالی کشور درخواست تجدید نظر فرستادند و ماده‌ی ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی را با توجه به شرایط پرونده و اقرارهای خود متهم برای عفو او مطرح کردند.
بر اساس مادۀ ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی اگر شخصی به پیامبر اسلام توهین کند مجازاتش اعدام خواهد بود اما مادۀ ۲۶۳ این قانون تاکید کرده که «اگر متهم در دادگاه ادعا کند که حرف‌های توهین‌آمیز را بر اساس عصبانیت، نقل قول یا سهو قلم و سهو زده است، حکم اعدام او به مجازات ۷۴ ضربه شلاق تبدیل می‎شود.»

پس از اعتراض وکیل سهیل عربی به حکم اعدام صادر شده توسط شعبه ۷۶ دادگاه گیفری تهران و ارجاع آن به شعبۀ ۳۶ دیوان عالی کشور، این شعبه اتهام «افساد فی الارض» را نیز به پرونده اضافه و حکم اعدام این زندانی را تایید کرد. طبق آنچه در متن حکم آمده، سهیل عربی به دلیل «تعدد صفحات فیسبوک» به “افساد فی الارض” نیز محکوم شد، اما در نهایت درخواست اعاده دادرسی از سوی دیوان عالی کشور پذیرفته شد و این بار شعبه ۳۴ دیوان عالی کشور حکم اعدام را لغو و پرونده را برای رسیدگی مجدد به یکی از دادگاه‌های بدوی فرستاد. دادگاه در رسیدگی مجدد اتهام “سب النبی” را حذف کرد و سهیل عربی را به هفت سال و نیم زندان و دو سال تحقیقات مذهبی (برای اثبات پشیمانی) و دو سال ممنوع الخروجی پس از آزادی محکوم کرد.

سهیل عربی علاوه بر حکمی که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران برای او به اتهام سب النبی صادر کرده است، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به اتهام توهین به رییس وقت دانشگاه علامه طباطبایی، آیت‌الله احمد جنتی و غلامعلی حدادعادل از طریق نوشته‌هایش در فیسبوک در شعبه ۱۰ دادگاه ویژۀ کارکنان دولت به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد. او همچنین در شهریورماه ۱۳۹۳ به اتهام “توهین به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی” و “تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به فاصله کوتاهی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
این زندانی عقیدتی در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۱۶۶ دادگاه کیفری تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تخریب عمدی اموال دولتی به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عین حکم صادره در دادگاه بدوی تائید و به این زندانی سیاسی ابلاغ گردید. 

این عکاس و شهروند خبرنگار زندانی، در آبان ماه ۱۳۹۶ برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ گزارشگران بدون مرز شده بود. 

زندانیان سیاسی  در زندانهای ایران با کلکسیونی از موارد گسترده نقض حقوق بشر دست و پنجه نرم میکنند. از یک سو محرومیت آنها از حق دادرسی عادلانه که در ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر بر آن تاکید شده است و از سوی دیگر بیماریها و آسیب های جسمی گوناگون که میتوان گفت اکثر این افراد این بیماریها را از زمانی که در زندان محبوس گردیده اند به آن مبتلا شده اند و از سوی دیگر پرونده سازیهای پی در پی برای آنها از جمله مواردی است که مستند و مشهود است.  اما مسئولان قضائی و امنیتی در زندانهای ایران از این مسئاله بعنوان یک اهرم فشار در جهت تفهیم نظریات و یا اتهامات وارده بر افراد استفاده میکنند که این مورد ناقض ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر میباشد.

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: